شهر دزفول علیرغم محرومیت های چند دهساله ی جنگ و پس از جنگ و کمبودهای فراوانی که دچار آن بوده و هست، به لطف الهی و غیرت فرزندانش توانسته است وضعیت آکادمیک و مراکز دانشگاهی خویش را تا حد زیادی ساماندهی نماید.

از یکسو وجود مدیری فرهیخته و اهل علم و عمل همچون دکتر صائمی موجب شده تا مردم دزفول و ایضاً شهرهای همسایه از منظر نیازهای پزشکی و درمان و همچنین تربیت نیروی متخصص بومی احساس امنیت نسبی کنند.

و از سوی دیگر دانشکده ی کوچک و محقر عمران (شاخه شمالی چمران اهواز) مستقر در روبروی پایگاه هوایی دزفول مبدل به یکی از دانشگاه های صنعتی مادر در سطح کشور شود که هم اکنون تحصیلات  تکمیلی نیز در آن جریان دارد.

وجود دانشمند معظمی همچون پروفسور آخوند علی در صدر دانشگاه جندی شاپور توانسته است نام و نشان اولین دانشگاه تاریخ جهان را مجدداً مجد و عظمت ببخشد که افتخاری برای دزفول و خوزستان بلکه ایران و ایرانیان است.

آخوندعلی طی 5 سال گذشته توانسته است وسعت زیرساخت ها و امکانات دانشگاه جندی شاپور را صدها برابر افزایش داده و هزاران متخصص بومی و غیر بومی(بالاخص بومی) را تحویل بازارکار منطقه و استان دهد.

پروفسور آخوندعلی(نفر وسط)

اینکه چرا این قلم به کارنامه ی درخشان مدیران مردمی و برجسته ی دانشگاهی دزفول می پردازد از آن جهت است که نگران است تا سونامی عزل و نصب دانشگاه های کشور به دزفول برسد.

حقیقت آنست که بدنه مدیریتی شهرستان نیاز مبرم به ترمیم و بازسازی دارد اما این بدان معنا نیست که دزفول مظلوم از وجود با برکت مدیران مسلط و دانشمندی همچون دکتر صائمی و  پروفسور آخوند علی محروم شود.

چه اینکه مجموعه تحت مدیریتی این بزرگوران به لطف الهی و  همت این عزیزان همچون هواپیمای عظیم مسافربری است که پس از آمادگی های لازم و سرعت گرفتن روی باند اکنون در حال کندن از زمین و  اوج گرفتن در آسمان علم و دانش ایران است. آیا هیچ عقل سلیمی در چنین لحظه ای اقدام به تعویض خلبان می کند؟ مسلماً خیر.

دزفول برای بهره مندی از خرد چنین کسانی هنوز در ابتدای راه است.

 

لذا اینجانب از محضر فرزند نخبه ی دزفول و دانشمند ماندگار، جناب آقای دکتر مخبر در شورای عالی انقلاب فرهنگی تمنا دارم تا این فقره را نزد وزیر محترم علوم وتحقیقات و همچنین وزیر محترم بهداشت و درمان متذکر شوند تا ثمره ی مدیریتی این عزیزان در آشفته بازار بندبازی های سیاسی هرز نرود.

                                     با احترام : یکی از اهالی کوچک رسانه

 

لینک مطلب در پایگاه رهیاب نیوز +



موضوعات مرتبط: آخوندعلی , دزفول , دیسون , مخبر

تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٢۳ | ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

سلام بر دوسون دیسون :
شورایی در شهر داریم بنام شورای نظارت بر نامگذاری .
ظاهراً این شورای محترم، آخرین مرحله ی تصویب نامگذاری بر مناطق و مکانهای شهر است.
با خبر شدیم که نام تصویب شده ی «فلکه ی باغ گودول» در این شورا رد شده است.
شورایی که متشکل از فرزندان همین شهر است.
فرزندانی که یا خودشان مستقیماً متنعم از بُقولات این باغ نورانی بوده اند یا پدرانشان با محصولات همین باغ، نطفه ی پاکیزه ی آنها را بسته اند.
خدا میداند پس از تصویب اولیه ی این نام اصیل و تحسین و تشکر دیسون از این تصمیم فهیمانه، چقدر استقبال مردمی هم صورت گرفت.
هرچند ردِ این نامگذاری بسیار تلخ است اما تلخ تر آنست که دلایل مردود بودن این نام عنوان نشده است.
نامگذاری این فلکه به نام  «باغ گودول» التیامی مختصر بود بر خشکاندن و متروکه کردن اصل باغ.
آیا دوستانی که مخالف این تصمیم بوده و هستند توان آن را دارند که با زبان و قلم خویش نظر کارشناسی و خارج از سلیقه شان را به محضر مردمی که صاحبان اصلی نام و نشان باغند ابراز دارند؟
بالاخره، آن را  که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟
اما،
اما وقتی کسی یا کسانی هستند که از نصب نام شریف حضرت آیت الله قاضی(قدس سره الشریف) بر فرودگاه شهرمان اِبا داشته و در اوج کج سلیقگی با این موضوع مخالفت می کنند دیگر چه انتظاری است که دلشان برای باغ گودول بسوزد و دغدغه ی میراث فرهنگی مردم را داشته باشند و مگر نامِ نامی حضرت آیت الله قاضی (ره) بخشی از تاریخ و اموال معنوی همین مردم نیست؟
خدا میداند بنده حرمت عزیزان اعضای شورای نظارت بر نامگذاری را ( که نامشان را نیز نمیدانم) نگاه میدارم وگرنه هنر آن را داشته و دارم تا این موضوع را در عرصه استان، کشور و حتی سازمان یونسکو به نحوی رسانه ای کنم که بازخوردهای آن موجب شود تا تمام کسانی که دخیل دراین قضیه بوده اند دخالت خود در این موضوع را انکار کنند.
اما چه کنم؟
چه کنم که دردمندانه حاضر نیستم مسببین چنین تصمیمی را در مخمصه ای فراتر از حوزه ی تصمیم گیریشان قرار دهم.
اعمال سلیقه ی شخصی درباره ی اموال معنوی دزفولیان ؟(و فراتر از آن : ایرانیان؟؟).
لذا بنده در کمال ادب، تواضع و خاکساری، خود را کوچک همه ی عزیزان دانسته و می دانم و استدعا دارم که مصوبه ی صحیح قبلی را مجددا قبول فرموده و ما را شرمنده ی کرامت شان نمایند.
نامگذاری نام «باغ گودول» بر تکه ای از جنازه ی خود باغ، فقط بهانه ای بود برای آنکه دست به دست هم دهیم تا از سوراخ و سُمبه های مالی مملکت، بودجه ای تهیه نموده و پول باغ را به مالکان قانونی اش پرداخت نموده و این میراث نفیس را برای آیندگان حفظ کنیم.
براستی چه کسانی خواهان محو آثار تنها باغ صیفی کاری 300 ساله ایران هستند؟
چه کسانی مخالف احیای مهندسی شده ی این باغ و ایجاد درآمدزایی برای جنبه های گردشگری شهر هستند؟
چه کسانی نمی خواهند اصالت این مردم در کنار دینشان حفظ شود؟
هلا ای شمایی که مخالف احیای باغ گودولید آیا مایلید از منظر سبک زندگی اسلامی، نیازِ دسفیل به احیای مجدد این باغ را برایتان وصف کنم؟
واقعاً اقرار به اتخاذ یک تصمیم اشتباه، یکی از نکات قوت یک مدیر فهیم و شجاع نیست؟..

اما،

اگر کسی یا کسانی متصورند که از مصدر مدیریتی خویش اجازه دارند برای محو اموال معنوی و ریشه دار این مردم تصمیم بگیرند و دیگران هیچکاره اند آگاه باشند که دیگران هم وظایف و قابلیت های خود را دارند.
دیگران هم ممکن است خبرنگار باشند.
ممکن است روزنامه نگار باشند.
ممکن است مکلف به اطلاعرسانی به آحاد مردم باشند.
ممکن است شگردهای رسانه ای را (سایبری و غیر سایبری) را آنقدر بلد باشند که به وسیله ی آن توان دفاع از کیان و اموال سرزمین شان را داشته باشند.
دوستان،
بزرگان،
عزیزان،
سالیانی است که این حقیر مداوماً بابت نابودی و اضمحلال داشته های فرهنگی مان (از دفاع مقدس گرفته تا منابع سخت افزاری و نرم افزاری تمدن دزفول) به انحاء مختلف :
ازخواهش و پیشنهاد و راهکار گرفته تا درخواست و التماس و هشدار...خدمت همگی مسئولین محترم شهر (به قول یکی از خوانندگان محترم و خاموش دیسون) لَحتو می زنم.
اما ظاهرا فایده ای ندارد.
و اینجانب می بایست کَجکاری های درون شهری را در عرصه کشوری برجسته سازم.

بله قبول دارم که اکنون در حال تلخنگاری هستم اما مگر چاره ای باقی گذاشته اید؟
کسی به این حقیر پاسخ دهد :
مقصر نابودی محوطه ی بابا حزقیل و اتاق آقامیر کیست؟
نابودی آرام و بی سروصدای  پیر رودبند بر عهده ی کیست؟

تصویر باغ گودول در بالای سمت راست عکس(حدود 20 سال قبل)

پاسخگوی فروش و محو خانه ی آیت الله قاضی برعهده ی کیست؟
نابودی آرام و بی سروصدای بیشه ی دزفول برعهده ی کیست؟
نابودی بخشهایی از بافت قدیم برعهده ی کیست؟
تخریب بخشی از بدنه ی 300 ساله ی مسجد آقا فتاح برعهده ی کیست؟
تصرف 3000 هکتار از املاک و موقوفات مسجد آقا فتاح در منطقه کرخه و آنسوی کرخه بر عهده کیست؟(رقم را درست شنیدید 3000 هکتار)
نابودی و تصرف بخشی از باغ گودول و خشک کردن تمام باغ و قطع سهم آبِ آن بر لبه ی رود دز بر عهده ی کیست؟

چاه خشکیده و 300 ساله ی باغ گودول

آیا باغ گودول سهمی کمتر از باغ های اطراف زاینده رود اصفهان از آب دز دارد؟
بنده همیشه گفته ام و باز هم می گویم که باید فکری برای پول زمین این باغ نمود و مالکانی را که سند و بنچاق در دست دارند راضی کرد و باغ را به عنوان اثر ملی ثبت و آباد نمود.
اما اگر روزی برسد که جنازه ی باغ به دست بسازوبفروش ها افتاده و روی پیکرش قارچهای سمی و منحوس آپارتمان نشینی ایجاد شود به خدای لاشریک ناچار می شوم قصه ی پر غصه ی همان مالکیت ها و اینکه چگونه مالکان در سیر تاریخی 300 ساله ی باغ، مسلط بر اسناد آن شوند را به عنوان یک پژوهش تاریخی در فضای رسانه ای و مرکز اسناد ملی کشور به گونه ای کلید خواهم زد که تمام کسانی که موجب نابودی باغ شدند ناچار به انکار نقش خود دراین فقره شوند.
ای کاش تمولی داشتم و باغ را به نرخ روز از دست صاحبان اسناد کذایی می خریدم و سپس آن را آباد کرده و به عنوان یک اثر تاریخی و درآمدزا به حضرت سبزقبا(ع) هدیه میکردم.
اینکه مولایمان حضرت سبزقبا هنوز در جایگاه چهارم قبه های ایران قرار ندارد مقصر کیست؟
باعث نابودی چشم انداز ملی رعنا و ساخت و سازهای کریه و مشمئز کننده بر گُرده ی آن کیست؟
اشتباه نکنید : عدم لحاظ کلان نگری (مبتنی بر معماری سنتی شهر و اقلیم طبیعی دزفول) در حوزه ی مدیریت شهری، تنها و تنها یکی از عوامل موثر در قتلِ رعنا بوده است.
دوستان،
همشهریان،
یاران،
مسئولان،
مردم،
دسفیلیون!!!
بدانید و آگاه باشید که این نوشته یک سند اتمام حجت است برای تمام کسانی که پس از این حق گلایه از بنده را چه آشکارا، چه پنهان ندارند.

مولایم امام خامنه ای مدظله الشریف فرمود :
اگر یک ملتى احساس عزت نکند، یعنى به داشته‌هاى خود - به آداب خود، به سنن خود، به زبان خود، به الفباى خود، به تاریخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود - به چشم حقارت نگاه کند، آنها را کوچک بشمارد و احساس کند از خودش چیزى ندارد، این ملت براحتى در چنبره‌ى سلطه‌ى بیگانگان قرار میگیرد.

آقایان،
لطفا برای اینکه احساس عزت کنید، به آداب خود به سنن خود به زبان خود به الفبای خود، به تاریخ خود (من جمله تاریخ مکانها و حواشی فاخر واصیل آن) و به مفاخر و بزرگان خود به چشم حقارت نگاه نکنید تا در چنبره ی بیگانگان قرار نگیرید.
و
تفسیر بیگانگان!! در شرایط کنونی دسفیل با خودتان.
چه نیکو گفته اند قدما که : دوست گُف گفتُمت..دِشمن گف مخواسم گُمت.



موضوعات مرتبط: دیسون , گودول , دزفول , موزون

تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٥ | ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()