چندی است که حال خوشی ندارم و در خانه بستری ام .

ظاهرا ماههاست که بدن فرسوده ام در حال کُشتی گرفتن با «تب مالت» بوده و من بی خبر.

این را گفتم که منتظرانِ ادامه «سلاطین دزفول» پوزش بنده را از تأخیر پیش آمده بپذیرند.

علی ایحال سلاطین 2 را تا نصفه نوشته ام اما از آنجا که یکنواختی و سکون، برازنده ی دیسون نیست به ذهنم رسید چند عکس از آرشیو شخصی ام را تقدیم تان کنم.

دعا بفرمایید نظر لطف شافی روزگار شامل حالم گردد.

 

عکس اول

(مدینه) نرده های بقیع و غروب دلگیر آن در سال 86

 

عکس دوم

پسرم کورش در سواحل خزر

 

 

عکس سوم (نام عکس : اثر انگشت خدا)

توضیح عکس سوم

کمی پس از پایان سریال یوسف(ع) برای بازدید دکور این سریال که بزرگترین دکور تاریخ فیلم ایران محسوب می شود رفتم.

انصافاً عکس ها و تصاویر یادگاری زیبایی از این بازدید صید کردم.

اما کمی قبل از رسیدن به محوطه دکور مذکور، به ناگاه گله هایی از سار (سُعدین) را در آسمان بیابانهای مسیر مشاهده کردم که همچون خمیر بسیار نرمی در پهنه آسمان هر لحظه شکل عوض میکرد.(انکار نمیکنم که به عنوان یک دزفولی، با مشاهده چند ده هزار سُعدین، دهانم آب افتاد و جای تمام همشهریان را خالی کردم.)

حقیقتاً صحنه بسیار دل انگیزی در آسمان خدا شکل گرفته بود. معطل نکرده و با زوم 15x دوربین عکاسی اقدام به برداشتن تصاویر متعددی کردم که عکس فوق، شباهت بسیاری با اثر انگشت دارد و از آنجا که این پدیده منحصر بفرد یکی از آیات خداست، نام عکس را «اثر انگشت» خدا گذاشتم.

تقدیم به شما دوسونِ نازنین دیسون.



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٧ | ٤:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()