12 بهمن ماه امسال که گذشت، اولین سالگرد هبوط فرشته ی کوچکی به قلبم بود که برکت وجودش و نورِ نامِ نامی اش از 12 بهمن 1390 تاکنون خانه محقر پدر را روشن تر از همیشه کرده است.

فاطمه ام را مدیون  بی بی دوعالم هستم.

یا زهرا(ع)،

یا ام ابیها،

ای بانویی که رسولِ لولاک، تو را روح خود خوانده،

سپاس این کمترین را برای عطیه ی معطری که به ما بخشیده ای بپذیر.

خانم جان،

رب الارباب آگاه است،

و شما نیز :

که 387 روز است آشیانه ام از پرتو نامیدن فرزندم به نامِ نامیِ شما، عطری صدچندان گرفته.

که خطاب دخترم به نام شما، فخر، عزت و بهجتی هزار برابر را به قلبم وارد می کند.

خانم جان،

به محسن ات قسم،

387 روز است که خود را در زمره ثروتمندان عالم محسوب می کنم، چرا که مالک فرزندی شده ام که به قدر جرعه ای، خانه و خانواده ام را به خاندان علی(ع) متصل کرده است.

387 روز است که خود را جزو گدایانی می دانم که از پشت در خانه ی علی(ع) به دهلیز راه یافته ام.

بانوی من،

من سادات نیستم،

اما از بچه های شیرخوارگاه آمنه هم کمتر نیستم که به حامی خود می گویند : مادر.

پس،

مادرم،

فاطمه جان،

برای فاطمه ام از شما متشکرم

ممنون دایه.

ممنون.

 



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٥ | ٥:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()