شهر دزفول،

این روزها شرمسار از تنفس عده ای سیه رویِ حسین کُش است.

آب دز،

اینروزها خجلت زده از نام عطش زده ی علی اصغری است که گلویش فدای اقامه نهی از منکر شد.

آب دز

اینروزها از سیراب کردن حلقوم های ساکت و خفقان گرفته نفرت دارد.

ای شمشیرها، اگر دین محمد(ص) با کشته شدن من پایدار می‌ماند پس مرا دریابید.

امروز در شرایطی که شیخ متعهد و شجاع شهر که قلبی مرصوص و متکی به فضل خدا دارد و حاضر نیست با افشای حقایق امر، آبروی بی مقدار عده ای بزدل را ببرد، برخی قلم ها و قدمها، فضای دارالمومنین و جاده اخلاق را به رجس بی حیایی چنان آلوده اند که زبان در گردنه ی شرم و حیا زمین گیر شده است.

اکنون سیه دلانی که تنها دلیل حلال زاده بودنشان انعقاد شرعی نطفه شان است غافل از آنند که لقمه ی حرام سُفره ی پدر را درحال عُق زدن از قلم حرامزاده ی خویش اند.

بشکند قلم ناپاکی که صفات ذاتی در دست گیرنده اش را به ردای بلند و پاکیزه روحانیت مظلوم شیعه نسبت می دهد.

دزفول!

ای همه ی نام و نشانم،

ای از در و دیوارت شرمسارم

روزگاری پدران ما،

عَلَقه ی ما را در خانه های پاکیزه ات،

خانه های محجوبت،

با عُلقه ی علی و صلواتی که از پای منبر پدران آقاشیخ رضاها می آموختند منعقد می کردند نه بسان آنان که اکنون با کسب فیض از محضر سریال های پر از فحشای فارسی زبانِ ماهواره اقدام به نطفه گذاری می کنند.

روزگاری لقمه لقمه ای را که در دهان ما می گذاشتند آقاشیخ منصورها مُمَیزی می کردند.

روزگاری مردم ما هر 17 رکعت شبانه روز را نفس به نفسِ آباء جلیل القدر شیخ شوریده حالِ امروزِ شهرمان ترنم می کردند.

آجر به آجرِ مسجد آقا فتاح این را شهادت می دهند.

امروز اما،

شیطان چنان برخی ها را یارگیری کرده که هر ندای حقی را یاسین می شنوند.

خوانندگان محترم،

خوب گوش کنید،

روی این سخن،

با آن کنسرت رو هایی نیست که از یکسو جیغ بنفش گرانی بازار را برسر آیت الله انصاری می کشند و از سوی دیگر پول نان مصرفی یکماه یک خانواده چهارنفره ی مستمند را مصروف شنیدن رو در روی موسیقی دو ساعته ای می کنند که همین حالا هم روی اینترنت قابل دانلود رایگان است.

روی این سخن،

با آنانی نیست که 2500 کانال شهرفرنگ ماهواره نیز (که مملو بزن و برقص است) روح سرگردانشان را ارضاء نکرده و پول یک دستگاه رسیور ماهواره را خرج بلیت شنیدن دوساعت صدای پسرکی در چمن سبز کلوپ می کنند.

روی این سخن،

با آنانی هم نیست که همه ی انسانیت خود را برای کاسبی از حلقوم مُغنی غریبه ای فروختند برای حمله به حنجره ای که فقط از کتاب خدا گفت و بس!

روی این سخن

اصلا و ابداً با آنانی نیست که شرم از مادر پیر و بر ویلچر نشسته ی احمد سوداگر هم نمی کنند که پسرش 4 سال قبل از آنکه خواجه امیری پای به این جهان بگذارد «پای» خویش را داد تا تجزیه طلبان خوزستان و دزفول ناکام بمانند.

آیا ساکتانِ خفته ی امروزِ شهر، در اوج سکوت دارند این جمله را فریاد می زنند؟ : حاج احمد، اشتباه کردی و کلاه بر سرت رفت برادر! بیخود و بی جهت از سال 59 تا 90 بدنت را تکه تکه و در طول 31 سال آزگار تقدیم دین و وطنت کردی، اکنون مفت مفت میخواهند وطن ات را قطعه قطعه کنند.

و من،

مهران موزون،

می گویم : نه حاجی،

تو را به کنج چادر سنتی و پاکیزه ی مادرت نازنین ات (که چهره ی نورانی و داغدیده اش برروی ویلچر جانم را آتش زد) قسمت می دهم گوش به سکوت اینان مکن، ای شهیدی که تا آخرین لحظات یا حسین ات ترک نشد، به گلوی بریده ی ذیبح الله الاعظم قسم، تا جان در بدن دارم راهت را ادامه خواهم داد و،

دزفول را برای خوزستان،

خوزستان را برای ایران،

ایران را برای اسلام عزیز حفظ و حراست خواهم کرد.

آری،

روز روشن،

پیش چشم مادر تو،

پیش چشم فرزند سید جمشیدِ شهید،

در حالی برای عذرخواهی از خواننده ای جوان و بی دردِ تهرانی یقه درانی می کنند که عده ای دیگر کار ناتمام الاحوازی های لندن نشین را بی سروصدا دنبال می کنند تا خوزستان و دزفول عزیز را پاره پاره کنند.

سرِ خُم خاطرات گردان بلال سلامت.

یکپارچگی خوزستان عزیز کیلویی چند؟ احسان خواجه امیری را عشق است.

هان ای دوستان امنیت ملی،

آگاه باشید که تمامیت ارضی دزفول ذره ای کم از مذاکرات 1+5 ندارد و اگر ما دست به قبضه ی قلم و شکایت به محضر ولی امر نبرده ایم به این امید است که شما بیدارید.

به خدای بهمن دُرولی قسم،

به هیچ کس اجازه نخواهیم داد تا یال و دُم و اشکم آخرین شیر ایرانی (دزفول) را قیچی کند.

و در نهایت،

روی این سخن،

با آن تتمه های باناموسِ فتنه ی 88 هم نیست که طی دوسه روز گذشته تمام حیثیت خاندانی خود را خرج پرتاب جملات سرطانی خویش به کامنتینگ دیسون مظلومی کردند که متحیرمانده از خواب آلودگی مراجع قضایی شهر و اینکه چرا و به چه علت جشنواره گوشمالی مجرمان اینترنتی را در دزفول افتتاح نمی کنند؟

آیا دادگستری دزفول کمبود متخصص سایبری دارد؟

یا در قبال امنیت فضای مجازی شهر احساس مسئولیت نمی کند؟

امشب،

این قلم،

آکنده از خشم و غصب مقدسی است که هیچ معیاری برای مهار آن نمی شناسد الا «علی».

و به همان علی اعلا قسم،

ذره ای از این خشم، شخصی نیست.

امروز مزرعه و حریم سرسبز خاندان دانشمندِ شیخ مرتضی انصاری، با هجوم گرازهای وحشی در فضای مجازی مواجه است.

گزارهایی که در مزارع اینترنت همچون آفت به جانِ نام و نشانِ ردای پرچمدار دین مبین افتاده اند و

عجبا،

که بسیاری از روحانیت محترم شهر بی توجه به آنچه که در جریان است مشغول خواندن کتاب مکاسب اند.

غافل از آنکه گله ی گرازها کمر به آبروی فرزندِ کاتبِ مکاسب بسته اند.

 

 حضرت آیت الله آقا شیخ رضا انصاری دامت تاییداته

آری،

امروز معلم دین و اخلاق شهر، زیر بهمنی از اهانت های دین ناشناسان تنها مانده است.

و شما حضراتِ مُلبس، ساکت مانده اید؟

این خامه می خواست امشب نصیحتتان کند لکن یادم آمد که کار من نیست نمک زدن به نمک.

اما کدام کلام کوبنده تر و عبرت آموزتر از کلام علی زمان.

پس بخوانید «ادامه مطلب» را و فاعتبرو یا اولی الابصار

پی نوشت 1) مطلبی در این زمینه از سایت خبری دزفول نیوز  +

پی نوشت 2) عکس زیر توضیحاتی دارد که مایه شرمساری برخی مدعیان مسلمانی در دزفول است :

توضیحات عکس +

پی نوشت 3) به کمپین حمایت از حضرت آیت الله انصاری بپیوندید  +

پی نوشت 4) به گزارش خبرگزاری ایرنای دزفول : امام جمعه ی موقت دزفول در خطبه های روز گذشته گفت :

با توجه به سوابق و فیلم هایی که از اجرای این نوع کنسرت ها در دیگر شهرها وجود دارد تشخیص علما و متدینین دزفول لغو این برنامه موسیقی بود.

وی اظهار داشت: در جایی چون محل برگزاری این کنسرت ، عرصه برای حضور افراد متین کمتر فراهم می شود.

امام جمعه موقت دزفول افزود: در نشستی که در خصوص تعیین تکلیف این کنسرت با حضور اعضای ستاد امر به معروف و نهی از منکر و شورای فرهنگ عمومی شهرستان برگزار شد ، سه بار رای گیری صورت گرفت که رای اکثریت اعضا مخالفت با برگزاری کنسرت بود.

 


فرازهایی از فرمایشات امام خامنه یی (مد ظله شریف)

امروز یکى از آماج‌هاى حملات دشمنان بلاشک روحانیت است. روحانیت را با کلّیتش مى‌خواهند از بین ببرند؛ در این هیچ تردید نکنید. درست است که در بین روحانیون کسانى را براى آماج قرار دادن، هدف قرار مى‌دهند و برایش اولویت قائل مى‌شوند؛ اما در نهایت، از نظر دشمن، کلیّت روحانیت مخل و مضر و مزاحم است؛ چون روحانیت پایبند به معارف دینى است.

عزیزان من!

علماى محترم!

فضلاى گرامى!

طلبه‌هاى جوانِ امیدهاى آینده!

بدانید امروز وظیفه‌ى روحانیت مضاعف است. اگر روحانیت همیشه یک بارى بر دوش داشته است - بار تفهیم، تبیین، ابلاغ؛ «الّذین یبلّغون رسالات اللَّه» - امروز این بار مضاعف است؛

چرا؟

براى دو جهت:

یکى اینکه فرصت براى تبلیغ اسلام در دنیا - چه دنیاى اسلام، چه دنیاى غیر اسلام - به وجود آمده است،یکى هم به دلیل همین فرصت و از ترس اسلام، حملات نسبت به اسلام افزایش پیدا کرده است.

پس وظیفه مضاعف میشود.

وقتى فرصت هست، وظیفه زیاد است. وقتى به خاطر این فرصت، حمله و دشمنى و تهاجم هست، باز وظیفه زیاد است. امروز شما در یک چنین وضعیتى هستید.

نباید هم بترسید؛

«و یخشونه و لا یخشون احدا الّا اللَّه».

از هیچ چیز نترسید،

از سختى‌هاى راه نهراسید.

نه اینکه بگوئید سختى نیست؛ چرا، سختى هست؛ اما از این سختى نترسید. به استقبال کارهاى دشوار و سخت بروید. کارهاى نشدنى را انجام بدهید.

بروید سراغ کارهاى نشدنى، تا بشود. تصمیم بگیرید بر برداشتن کارهاى سنگین، تا بردارید. «و لا یخشون احدا الّا اللَّه».

خب،

زحمتهایش چه؟

رنجهایش چه؟

محرومیتهایش چه؟

جوابش این است که: «و کفى باللَّه حسیبا»؛ خدا را فراموش نکن، خدا حسابت را دارد. در میزان الهى، رنج تو، محرومیت تو، کفّ نفس تو، حرصى که خوردى، زحمتى که کشیدى، کارى که کردى، خون دلى که خوردى، دندانى که روى جگر گذاشتى، اینها هیچ وقت فراموش نمیشود؛ «و کفى باللَّه حسیبا».

 این، راه ماست. آنجا خشوع را به ما - به عنوان علما - توصیه میکند، اینجا «یبلّغون رسالات اللَّه» را توصیه میکند. خب، «رسالات اللَّه»، «رسالات انبیاء اللَّه» است دیگر. خداى متعال میفرماید: «و کذلک جعلنا لکلّ نبىّ عدوّا شیاطین الانس و الجنّ یوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا و لو شاء ربّک ما فعلوه فذرهم و ما یفترون».(7) وضع موضعگیرى و آرایشِ پیرامون نبى این است. «عدوّا شیاطین الانس و الجنّ»؛ هم شیطان جنى، هم شیطان انسى به طرفش حمله میکنند. خب، اگر بناست من و شما تبلیغ رسالات الهى را بکنیم، منتظر شیاطین انسى و جنى باشیم. به ما حمله میکنند؛ آماده بشویم. از لحاظ روحى، در درون خود حصار مستحکمى به وجود بیاوریم - که این حصار، حصار ایمان و توکل است - تا مغلوب نشویم و از درون شکست نخوریم. فرار و هزیمت بیرونى، ناشى از فرار و هزیمت درونى است. شکست درون انسان است که شکست بیرونى را نصیب انسان میکند، بر انسان تحمیل میکند. اگر شما در دلت شکست نخورى، هیچ کس نمیتواند شکستت بدهد. حصارى که باید در دل شما به وجود بیاید، حصار ایمان به خدا و توکل على‌اللَّه است؛ «و على اللَّه فلیتوکّل المؤمنون»،(8) «و على اللَّه فلیتوکّل المتوکّلون»،(9) «و من یتوکّل على اللَّه فهو حسبه»،(10) «ا لیس اللَّه بکاف عبده»؛(11) اینها درسهاى ماست. قرآن را با تأمل بخوانیم؛ اینها را به عنوان درس یاد بگیریم، اینها دستورالعمل زندگى است. این، یک جور آمادگى است.

یک آمادگى دیگر هم آمادگى بیرونى است. این شیطانى که حمله میکند، همیشه یک جور حمله نمیکند.

شیطانِ امروز که از راه اینترنت و ماهواره و روشهاى ارتباطىِ مدرن و فوق مدرن سراغ شما مى‌آید،

حرفهاى مدرنى هم دارد؛

سخت‌افزارش را مدرن کرده، نرم‌افزار مدرن هم دارد.

شبهه‌آفرینى دارد،

اخلال در عقیده دارد،

ایجاد تشویش در ذهن دارد،

تزریق ناامیدى دارد، ایجاد اختلاف دارد.

باید شماها آماده باشید. روحانیت اسلام باید آماده باشد.

حرفهاى سست به کنار برود؛ معارف منطقى و قوى و ریشه‌دار اسلام که از کتاب و سنت گرفته شده، از کلمات ائمه‌ى معصومین (علیهم‌السّلام) اتخاذ شده؛ مبانى مستحکم عقلى، عقل‌پسند و متناسب با نیازهاى انسان و جامعه‌ى بشرى مطرح شود؛ خواهید دید موج گرایش به اسلام بیشتر خواهد شد.

 



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/۸ | ٩:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()