پیش نوشت : دزفول دیگر تحمل آزمون و خطا ندارد + ( از مهندس علیرضا چرخابی) 

======

اول اینکه :

پایگاه شنود + را با رنگ و لعابی ویژه افتتاح کردم تا نوشته هایم با مخاطبان ملی را در زمینه های سیاسی، فرهنگ و اجتماعی ساماندهی نمایم.

علیرغم اینکه وبلاگ های متعددی در فضای مجازی داشته و دارم لکن به دلایلی این پایگاه را افتتاح کردم تا هم، تکلیف مطالبات دوستان رسانه ای کشور را پاسخ داده باشم هم مطالبات همشهریانی که تمایل به ارتباط با اینجانب در خصوص دیدگاه های سیاسی دارند بی پاسخ نمانده باشد و هم به خوانندگان هموطنی که از نیمه ی سال 89 تاکنون در وبلاگ های «کیاسی» «فرهنگستان» و... از کم تحرکی اینجانب گلایه مندند عرض ادب شده باشد.

حقیقتش را بخواهید از نیمه سال 89 به بعد (که کمر فتنه شکسته شد) انرژی خود را بیشتر در دیسون متمرکز کردم و در خدمت فرهنگ دزفول عزیزم بوده و هستم.

اما باز هم احساس می کنم در عرصه ملی نیز باید حضوری پُر رنگتر داشته باشم.

شنود + را به راه انداختم و نامش را شنود گذاشتم تا یادآور آن باشد که ما در سپهر ملیِ «گفت و شنود»مان بیش از آنکه شنیدن را صرف کنیم به دنبال گفتن و گفتن و گفتنیم.

اینجا به همشهریان گرامی خود اعلام می کنم که اگر در زمینه سیاسی تمایل به گفت وشنودی با بنده دارند به شنود تشریف بیاورند.

زین پس،

دیسون همان دیسون دزفولی خودمان خواهد بود.

دوم اینکه :

انتخابات شورای شهر دزفول در پیش است و برخی عزیزان نظر حقیر را در این زمینه جویا شدند.

عرض شود،

از اوائل سال 91 دوستانی بودند که در این زمینه با حقیر جلساتی را داشتند که مرتباً برای بررسی بهبود اوضاع مدیریتی شهر، جلسات همفکری و هم اندیشی بسیاری در این خصوص برگزار کردیم.

از طیف های مختلف مقیم دزفول و تهران.

حساب دقیقش دستم نیست اما بدون اغراق و به طور تقریبی شاید بیش از 30 جلسه در طول سال 91 با همشهریان مختلف (از مسئولین گرفته تا نخبگان و اندیشمندان دزفولی مقیم شهر و پایتخت) داشته ام.

کار به جایی رسید که در ایام نوروز از سوی چهار طیف محترم انتخاباتی، دعوت به همکاری و حتی شرکت در انتخابات شدم.

من اما،

ضمن تشکر از ابراز لطف این دوستان، ورود نکردم.

دلایلش هم یکی و دوتا نبود.

مهم ترینش این بوده و هست که احساس می کنم در عرصه رسانه و فرهنگ خیلی بیشتر می توانم به شهر و دیارم خدمت کنم.

دلیل دیگرش مسئولیتی خاص بود که طی 6 ماه گذشته در سازمان متبوعم بردوش حقیر گذارده اند و تکلیف بر انجامش دارم.

دلیل دیگرش این بود که این دور از انتخابات شورای شهر زیر سایه سنگین انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد لذا مشکل میتوان با رأی دهندگان به گفت و شنود شفاف و بی پیرایه نشست.

کسی که می خواهد رأی از مردم بگیرد و به شورا ورود کند باید واضح و شفاف با آنان سخن بگوید، بی آنکه وعده های دهن پرکن و سرخرمن بدهد.

لذا پیروزی در سایه بَلبَشوی انتخابات ریاست جمهوری بسادگی میسر نیست مگر با موج سواری . چیزی که اصلاً و ابداً در قاموس بنده وجود ندارد.

(به کسی برنخورد...نظر شخصی بنده است که ممکن است درست نباشد)

 

سوم اینکه :

برخی رفقا تمایل دارند بدانند بنده روی چه کسانی در انتخابات شورای شهر نظر دارم.

برای انتخاب 13 نفر اعضای شورای شهر، بنده معیارگرا هستم تا طیف گرا و شخص گرا.

از نظر حقیر کسانی برای شورای شهر شایسته اند که :

1) سن شان بین40 تا 60 سال باشد.

چون شورای شهر جای سعی و خطا و کسب تجربه نیست بلکه محل به کار بستن تجارب و اندوخته هاست.

جای کسانی است که کارنامه مدیریتی و عملکرد متعدد دارند و می توانند از جایگاه نظارتی و مشورتی خود مجموعه مدیریتی شهر را یاری رسان باشند.

جوانگرایی در بدنه مدیریتی شهر(خصوصا بخش های اجرایی) موضوعیت دارد نه شورای شهر.

شورای شهر باید کسانی باشند که خاک صحنه مدیریت را خورده باشند و با هر توپ و تشری از میدان به در نروند.

سنی از آنها گذشته باشد تا انگیزه زدوبند در آنها کمتر باشد. دست و دلشان پای آبروی چندین و چندساله شان بیشتر بلرزد در صراط مستقیم گام بردارند.

2) کارنامه دار باشند. چه رزومه تحصیلی، چه مدیریتی، چه اجرایی و چه...

شورای شهر جای کسانی نیست که تازه می خواهند حضور در شورای شهر را برای انتخابات مجلس تبدیل به سابقه ی تبلیغاتی کنند. جای کسانی نیست که حضور در شورای شهر را برای پرش به سکوهای استانی می خواهد. ترقی مدیریتی از سکوی مدیریت های اجرایی و ادارات دزفول معقول است نه شورای شهری که همه ی هم و غم اعضای آن باید حفظ منافع کوتاه مدت و دراز مدت شهر باشد.

اصولا کسانی که در شورای شهر هستند اما دلشان با ارتقاء یافتن به مدیریت های بالاتر در شهرهای دیگر و یا مرکز استان باشد چه بخواهند چه نخواهند چه بدانند چه ندانند  مرتکب خیانت به آراء مردم شده اند.

3) کسانی باید باشند که در پیگیری و استیفای حقوق شهر، ذره ای دچار محافظه کاری و سرپوش گذاشتن برمسائل نشوند.

یکی از مهمترین نقاط ضعف اعضای شورای آینده همین آسیب می تواند باشد.

افرادی که در تعاملات و ارتباطات روزمره شان به روحیات محاظه کاری و «آسته برو آسته بیا که گربه شاخت نزنه» گرفتارند اِپسیلونی به درد حضور در شورای شهر نمی خورند.(سیاست ورزی با سیاسی کاری تفاوت اساسی دارد)

چنین کسانی به راحتی توسط ارباب قدرت و ثروت یارگیری و یا ساکت می شوند.

4) کسانی باشند که نه به رسانه ها باج بدهند و نه از آنان باج بگیرند و نه با رسانه ها قهر بکنند.

هرکدام از این سه صفت در کسی وجود داشته باشد اصلاً و ابداً به درد حضور در شورای شهر نمی خورد.

شورای شهری قوی، می بایست به سمتی برود که تکثر رسانه ها و چند صدایی را دنبال کند. زیرا مدیران ضعیف و نالایق در نبود رسانه های قوی و مستقل و متعهد است که رشد و نمو می کنند. بنابراین یکی از اهرم های موفقیت شورای شهر در بهینه سازی بدنه مدیریتی شهر ، گشودن فضای رشد رسانه های هوشمند، باسواد و مستقل و متعهد است.

کسانی باشند که از توسعه ی رسانه ای شهر واهمه نداشته باشند.

5) کسانی باشند که آشنا به شهر و مردمش باشند. آشنا به نقاط ضعف و قوت شهر و تمامی منابعش (اعم از منابع انسانی و غیر انسانی) باشند.

یکی از این منابع همان فرهنگ رایج مردم شهر است.

در حاشیه عرض کنم: برخی ها حتی برای انتخابات شورای شهر نیز از عنوان «زاگرس نشین» استفاده می کنند.

من نمیدانم رشته کوه زاگرسی که از آذربایجان غربی تا شیراز امتداد دارد چه ربطی به مسایل درون شهری دزفول دارد؟

دزفول متعلق به ساکنان آن است یا اهالی همدان و بروجرد و کازرون و ...؟

لذا ،

دزفول و شورای شهر آن متعلق به کسانی است که در آن حضور دارند و مالیات های شهری اش را می پردازند و مالک و ساکن خانه های آنند.

بنظرم این عناوین و طیف بازی ها نمی تواند راهگشای قضیه باشد.

همین چند وقت پیش دوستان خبردادند که همه ی طیف ها می خواهند «ائتلاف بزرگ دزفول واحد» را تشکیل دهند. این همان خبر خوبی بود که از شنیدنش لذت بردم و در دیسون از آن حمایت کردم.

این یعنی طیف و طیف بازی تعطیل و همه ی ساکنان دزفول (اعم از دزفولی و لُر و عرب) بنشینند و فارغ از لیستها به اسامی و گلچین نفرات رای بدهند.

دست خودم نیست دوستان،

در عرصه ملی هم با حزب و حزب بازی مشکل دارم.

حس می کنم مصادره افکار و توانایی افراد در چنبره لیست ها و جناح ها با آموزه های دینی و اخلاقی ما جور در نمی آید.(نظر شخصی بنده است)

بنابراین،

کسانی باشند که دزفول نشین باشند نه لزوما : زاگرس نشین.

این نگاه که عرض کردم در خصوص شوراهای حومه نیز جواب می دهد.

مثلاً : شهیون.

خنده دار نیست که شورای شهیون را که بچه های خود شهیون باید مدیریت کنند بیاییم با «زاگرس نشینان» تحت الشعاع قرار دهیم؟

کسانی که در کردستان نشسته اند  و البته در زاگرس حضور دارند بیایند و شورای شهیون را در اختیار بگیرند؟

بحث زاگرس نشینی در موضوعات جغرافیای زیست محیطی موضوعیت دارد.

مثلا : آن دسته از اهالی زاگرس که شریک در بستر رودهای دز و کارون اند می توانند برای اختلافات حقآبه ای که روانه استانهای مرکزی ایران می شود با هم متحد شده و حقوق قانونی خود را پیگیری کنند.

6) مومن باشند. اهل حلال و حرام باشند. برایشان مهم باشد که موضوعات دین و مذهب و فرهنگ در شهر چگونه مدیریت می شود.

خداترس باشند. سابقه خداترسی شان را دیگران دیده باشند و سراغ داشته باشند.

7) به عضویت در شورای شهر به عنوان یک فرصت ننگرند.

خود را فقط در وقت اداری در خدمت شورای شهر ندانند بلکه تمام وقت پای کار باشند.

8) اهل دادن گزارشات دوره ای و روتین به مردم باشند.

ساکنین شهر دزفول به طور کاملا شفاف در جریان عملکرد حقیقی(نه خالی بندی) اعضای شورای شهر باشند.

9) کسانی باشند که روحیه «کِنارکشی» آنها قوی باشد

هرگاه که لازم شد و یا احساس بیهودگی در منصب خود کردند به طُرفه العینی با اعلام رسمی کنار بکشند تا اعضای علی البدل جای آنها رابگیرند.

تاکید می کنم : اگر در انجام وظایف خود (بینی و بین الله) احساس ناتوانی نمودند.

10)کوره پز (گرای صفر) : به وظایف شورا آگاه باشند و خارج از محدوده اختیارات شورا به مردم وعده ی انتخاباتی ندهند.

من هم اضافه میکنم : بد نیست مردم و جوانان اهل مطالعه نیز در ایام تبلیغات انتخاباتی، کاندیداهای شورا آنان را به چالش «پرسش»های قانونی بکشند و کاندیداها را محک بزنند و ببینند چقدر با متن مصرح قانون شوراها آشنایند. واقعا خنده دار نیست که کسی برای شورای شهر ثبت نام کرده باشد در حالیکه قانون شوراها را نخوانده و از بَر نیست؟

هنوز می توانم بگویم....ولی دلم می خواهد شما بدان اضافه نمایید..به شرط اینکه من هم موافق باشم چشمک

 

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٢/۳/۱٧ | ٢:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()