فاطمه کوچولو این روزا منو مرتب یاد «صا ایران» میندازه.

چرا؟

خب معلومه : هر روز بانمک تر از دیروز (بیشتر از چهره اش، وجناتش بانمکه)

مدتهاست که عبارت «این شیِه؟» از زبونش قطع نمیشه.

روی هر چیزی زوم میکنه و میپرسه : این شیه؟

یه سکانسش رو گوش کنین :

درحالیکه در آغوشم نشسته و به انگشتر بابا نیگاه میکنه :

- این شیه؟

- انگشتر.

- این شیه؟

- انگشتر

- این شیه؟

- انگشتر؟

- این..

هربار این قضیه حدود 10 بار پرسش و پاسخ پشت سرهم ادامه پیدا می کنه.

میدونم اینو که گفتم یاد اون تیزر فرهنگی تلویزیون و اون پدر و پسر و گنجشک می افتین.

بچه ها با خنده میگن : بابا تعدادش رو یادداشت کن توی یک دفترچه و نگه دار عین اون پیرمرده برای آینده.

میگم : من سنم به اون پیرمرده نمیرسه.

 

و اما دختر بابای دیسون..

متاسفانه شما فیزیولوژی ذاتی و خدادادی آقایان را به کلی از بحث حذف می کنید. من از شما خواهش می کنم به جای آنکه چشم و گوش تان به رسانه های بیگانه و معاند باشد، در مورد فمینیسم مطالعه ای پژوهشمندانه داشته باشید.

شما در سکولار کردن جایگاه «خدا» مسیری را میروید که امریکا 50 سال است رفته و الان به گِل نشسته.

آیا آمار رسمی تجاوز به عنف در امریکا را دارید؟

آیا آمار رسمی اینکه قریب به یک سوم امریکایی ها رسما مولود نامشروع هستند را دارید؟

شما را فعلا به خواندن کتابهای دلنشین و پربار شهید مطهری دعوت نمی کنم بلکه به «موج سوم» الوین تافلر حواله تان می دهم بروید بخوانید تا متوجه شوید غول آینده شناسی همچون وی چگونه در اوائل دهه 1980 بزرگان امریکا را هشدار می دهد که زنان را به جایگاه اصلی خویش یعنی خانه و آشیانه بازگردانند وگرنه به سمت فروپاشی خواهند رفت. او به شدت تاکید دارد که مجردها را کم حقوق دهید تا مجبور به ازدواج شوند و سپس حقوق مکفی به آنها پرداخت نمایید.

برای همین است که در کشوری مانند آلمان، کارمندان مجرد ماهیانه شاهد کسر مالیات 49 درصد از حقوقشان هستند و به محض اینکه ازدواج می کنند این رقم به 23 درصد تقلیل می یابد.

خانم دختر بابا،

جمله ی زیر از احمدی نژاد نیست بلکه از اِلوین تافلر + است که سیاستهای دهه ی 1990 امریکا را در حمله به عراق خط دهی می کند و یا گرد و غبارهای کنونی منطقه ی ما را 23 سال قبل از امروز پیشگویی نموده است. به این جمله خوب توجه کنید :

«زنان را به زور به آشپرخانه ها برگردانید»   (الوین تافلر)

خانم دختر بابا،

این بسیار مهم است که توجه کنید که گوینده ی این جمله کیست؟ و خطابِ جمله هم جامعه ی درحال فروپاشی امریکاست.

خانم دختربابا،

خانم مهندس،

خانم آچار به دست،

خانم ضدچندهمسری،

دوست گرامی و هموطن شوریده حال،

شاید بنده و شما مسئولیت یک رئیس جمهور را در محاسبات کشوری نداشته باشیم اما حق نداریم با عبارت «به من چه!» از زیر بار «دانستن» شانه خالی کنیم.

شما باید بدانید که صهیونیست ها سالهاست روی مرگ ایرانیان (اعم از آنان که زنده اند و آنان که قرار است متولد شوند) کار می کنند.

چرا و به چه علت خواهان آنید که ندانید در اطرافتان چه میگذرد؟

چه مشکلی دارد برای یک بار هم که شده با یک کلیک، پروتکل های یهود + را بخوانید و بدانید که من و شما از نظر آنان مورچگانی هستیم که در کُلُنی جهان مورد نظر ایشان زندگی می کنیم و برای ما کثیف ترین نقشه ها را دارند. گناه جمهوری اسلامی هیچ نیست جز اینکه نمی خواهد در نقشه ی آنها باشد.

دختربابا،

آنها از طریق مواذ غذایی و بذرهای کشاورزی روی مرگ ما کار می کنند. سالهاست.

از طریق طراحی های شیطانی پوشاک، روی سلامت جسمی نسل ما کار می کنند. سالهاست.(شلوارهای فاق کوتاه تنها یکی از این توطئه هاست.)

از طریق رسانه هایشان روی روابط سالم خانواده های ما کار می کنند.

نمی دانم دزفول ما را در تمام عمرت دیده ای یا نه !

در این شهر تا همین سی سال پیش بیکاری به این شکل نبود.

گدا و متکدی به این شکل نبود.

مصرف دود و دخانیات به این شکل نبود.

خجالت از تکلم به لهجه ی مادری به این شکل نبود.

مردم ما این همه پرخوراک و بدخوراک و کم فعالیت و چاق نبودند.

این همه چشم و هم چشمی نبود.

دختر بابا،

به خدا قسم در دزفول ما درب منازل از صبح تا شب باز بود. اغراق نمی کنم دخترم،

یک لنگه ی درب خانه های ما باز بود.

و تنها برای خواب شبانه و برای اینکه خواب نباشیم و جانوری وارد خانه شود درب را می بستند.

اکنون فرهنگ روزمره به جایی رسیده که کار از بستن درب خانه ها گذشته و مردم دزفول ناچارند تا آسمانِ حیاط ویلایی خود را با میله گرد و نبشی شبیه قفس جوشکاری کرده و خود را در مکعبی فلزی زندانی کنند؟

نه!

نه!

فوری ربطش ندهید به تورم و ...

موضوع بسیار پیچیده تر و گسترده تر از اینهاست.

دختربابا،

دشمن نزدیک به دودهه است که با دهها هزار نیروی کماندوی تا بن دندان مسلح کشور را دوره کرده است اما تا بدین لحظه جرأت حمله و ورود به کشور را نداشته .

چرا؟

زیرا یک بار ما را طی 8 سال امتحان کرده است.

مگر امریکا همان امریکا نیست که 60 سال پیش از آنسوی دنیا همچون ریموت کنترل تلویزیون با فشار یک دکمه در ایران کودتا می کرد؟

چه شده که اکنون جنگ سخت را رها نموده و طی بیست سال گذشته تا کنون ما را هدف حملات نرم خویش قرار داده است.

تعریف جنگ نرم هم یک جمله بیشتر نیست : دشمن سعی دارد کاری کند که ما چون او فکر کنیم.

به گمانم امسال بیستیمن سالگرد هشدار حضرت آقا در خصوص شبیخون فرهنگی دشمن است.

ما 20 سال است که برای حجاب زنانمان، برای عفت زنان مان، برای دیانت چشم های مردانمان، برای میزان جمعیت مان، برای....برای... تحت هجمه و حمله ایم سرکار خانم.

شما را به خدا کمی کلاهخود یکسویه نگری را از سر بردارید و قبل از آنکه خود را در مواضعتان پیروز بدانید بنشینید و با گفتگوی بدون اتهام ، گفتگوی بدون پیش فرض، گفتگوی بدون پلاریته ی منفی ذهنی، با هم حرف بزنیم.

این چه رسمی است که تا سخن از حجاب می شود بحث را به سمت عرب ستیزی می برید؟

نگاه اومانیستی شما در اصالت محضی که به انسانیتِ خودتان می دهید تاجایی که خدا را در صورت لزوم از سبد «باید ها» حذف می کند بنابراین ناچارم بگویم :

شاید به اعتقاد شما مقبولیت مردمی برای زدن زیرآب حکم خدا کفایت کند و حتی کسی چون علی(ع) را هم خانه نشین نماید.

اما تکلیف این پرسش کلیدی چه می شود که :

در آن 25 سال گوشه نشینی نماینده ی خدا بر روی زمین، این علی(ع) بود که متضرر شد؟ یا مردم زمانِ علی(ع)؟

لذا باید توجه کرد که دموکراسی شاید نشانه ی مقبولیت باشد اما متضمن مشروعیت نخواهد بود.

شرع هم چیزی نیست که بنده و شما حد و حدودش را معین کنیم.

شارع خداست و شارحین این شرع هم کسانی هستند که درسش را خوانده اند.

یادتان باشد که اگر یهود اجازه ی یهودی شدن افراد غیر یهود را نمی دهد اما شما در شیعه حتی با اینکه زن هستید می توانید به میدان درسِ دین ورود کنید و علامه هم بشوید.

لکن این را حق ندارید که روحانیون شارح دین را خطاب کنید که «حق ندارید دین را به ما بگویید».

این معنی از فحوای مباحثات با شما (که معترض به قانون گذاری توسط قشری خاص هستید) کاملا پیداست.

تکرار می کنم : هر کاری متخصصی دارد. درست مثل همان کاری که هم اکنون شما تخصص اش را دارید.

مصرف کننده ی این تخصص مردم هستند.

همان مردمی که محصول تخصص شما می شود نفت و گازشان.

مردمی که محصول تخصص پزشکان میشود دارو و درمانشان.

مردمی که محصول تخصص ....

و مردمی که محصول تخصص «دین خواندگان» می شود تعیین تکلیف احکام شرعی شان.

دختر بابا،

می دانم کمی بحث چند وجهی شد، دلیلش این است که وقوف نسبی به زوایای ذهنی سرکار علیه دارم.

پیرو این عرایض، اضافه می کنم :

آگاه باشید که هیچ کشوری بی قانون نیست و ایران هم قوانین خود را دارد.

آگاه باشید که حجاب چیز خوبی است (حتی برای مردان)

آگاه باشید که حجاب به معنای محرومیت نیست بلکه خنثی سازی وساوس شیطان است (هم برای مرد هم برای زن)

آگاه باشید کارخانه ی ایران خودروی خدا، شاسی زنان را با شاسی مردان کمی متفاوت آفریده است و ذات مرد را «طالب» و ذات زن را «مطلوب» خلق کرده است. با این مفاهیم اگر مشکل دارید به دیسون و موزون و چوب خدا و حسین خوشکام و ... ربط ندارد همشیره. لطفا به روابط عمومی ایران خودروی خداوند که نامش «قرآن» است مراجعه فرمایید.

آگاه باشید که اگر قرار باشد شمای نوعی در فضای عمومی حد آزادی تان را خودتان مشخص  کنید دوران عصر حجر احیا شده و مدنیت و قانون گرایی و حساب و کتاب موضوعیت ندارد.ایران جنگلی می شود آن سرش ناپیدا.

آگاه باشید که آنانی که در پیاده سازی نگرش های کنونی شما دوست گرامی، 50 سال قبل اقدام کردند اکنون در میان بیشتر خانواده های خود، با مشکل عدم تشخیص عنصر «بابا» مواجهند.

آگاه باشید زن در غرب (مهد آزادی حجاب نه!!..مهد آزادی بی حجابی) اکنون با بیشترین تجاوز به عنف، خرید و فروش و بردگی جنسی، تحقیر و توهین روبرو هستند.

اگر نمی دانید بدانید در برخی کشورهای پیشرفته!!ی غربی زن به محض ازدواج، فامیلش را در شناسنامه اس به فامیل شوهرش تغییر می دهند.

آگاه باشید که در ایران بیشترین آزادی و حرمت به زنان گذاشته می شود. (می دانم جوش می آورید و قبول نمی کنید). لازم است برای چنین ادعایی ابتدا ظرفیت های قانونی ایران را در قیاس با هر کشور دیگری..تکرار می کنم هر کشور پیشرفته ای که شما بگویید مقایسه کنیم و سپس میزان انقیاد مردم ایران و آن کشور به قوانین را مورد بحث قرار دهیم.

آگاه باشید،

شما که مهندسی و باسواد،

مراقب باش دخترم؛ گاهی سواد انسان، حجاب بصیرتش می شود.

شما می خواهید خدا و همه ی آن چیزهایی را که حس می کنید اگر با آزادی های فردی تان در تضاد است را یا کنار بزنید و یا دست آموز و  قابل کنترل ذهن خود در بیاورید. به راستی خدایی که مختصاتش را خودتان برای خودتان ترسیم نمایید اسمش خداست؟ یا بُت روی تاقچه؟

شما بحث در مورد یک حدیث امیرالمومنین(ع) را مرتب به خاکی می برید.(همان حدیث غیرت المرأ...)

بنظر شما در همان فرانسه ی مدعی آزادی و تمدن، چرا نمی گذارند یک خانم به میل خویش حجاب داشته باشد؟

همان آلمان که خیلی ادعای پیشرفته بودن دارد چرا یک خانم محجبه را در صحن علنی دادگاه سلاخی می کنند و جامعه آلمان هم مثل خوک بی تفاوت می ماند؟

می دانید اگر در دادگاه های ایران برای یک خانم «بدحجاب» چنین فاجعه ای رخ میداد چه برسر خشم و غیرت عمومی مردم می آمد؟

آگاه باشید خانم دختر بابا،

در فرهنگ لغات کشورهای غربی چیزی به نام «ناموس» معادل ندارد.

و آگاه باشید که گاهی برای فروپاشی ساختار خانوادگی یک جامعه، حذف یک واژه از دیکشنری آنها بسیار موثر است.

شما را برای ادامه بحث ارجاع می دهم به سرکار خانم چوب خدا که دختری است فاضله و باسواد که هم دین را خوب می شناسد هم غرب و جوامع غربی را.

هم از جنس خود شماست و هم وقتش از من آزادتر.

هم مثل خود شما که روح آزادی طلبی دارید روح آزاده ای دارد.

خانم مهندس، دختربابا

انسان غربی، 50 سال قبل، جایی ایستاده بود که اکنون شما ایستاده اید (اندیشه را می گویم) مثل حالای شما فکر می کرد لکن اکنون به جایی رسیده است که در تلویزیون تبلیغ «لیدی سیتر» می کند .

برای آقایانی که فرصت رسیدگی به همسر را ندارند و اهل ماموریت رفتن زیادند یا جلسات کاری زیاد دارند و .... مردان جوان و انتخاب شده (در رنگها و تیپ های مختلف و سنین دلخواه) به منازل اعزام می کنند تا در نبود مرد خانه، مردِ آن خانه باشند تاخدای ناکرده خانم خانه از تنهایی!! دق نکند.

خانم دختر بابا،

سقوط بشر غربی را می بینید؟

وقتی تعریف «غیرت» در فرهنگ لغت یک جامعه، جای خود را به «حسادت» می دهد و حسادت هم که فی نفسه محکوم است لذا پسر غربی در خانه ای بزرگ شده که حس غیرتش را هم خودش و هم خانواده اش سرکوب کرده و مذموم خوانده اند.

و اینگونه پسری در سنین تأهل وقتی قرار است یکماه به سفر طولانی برود و یا گرفتار کارهای روزمره باشد و تا انتهای روز فرصت رفتن به خانه را نداشته باشد خیلی راحت به همسر خود میگوید : زنگ بزن... بگو یه لیدی سیتر برایت بفرستند.

خانم مهندس،

بی بی جان،

(در شهر ما به خانم های سادات به احترام می گویند : بی بی)

زیر پرچم امن و آسایش جمهوری اسلامی نشسته اید و از عشق و خیانت و برابری زن و مرد دم می زنید؟

کمی مطالعه حال و هوای کنونی جوامعی که 50 سال پیش در جایگاه فکری الان شما بودند بد نیست دخترم.

بنده شرم دارم از اینکه در وبلاگ مقدسِ دیسون مثال لیدی سیتر را زدم.

اما شما یکی از سرمایه های جوان این کشورید. نه به خاطر اینکه یک خانم مهندس روی سکوهای نفتی جنوب کشورید..نه!

بلکه به عنوان یک مادر فردای ما برای تولید منابع انسانی کشور.

اگر مهندس باشید و درس خوانده (که هستید) باید بدانید که مهمترین منابع هر کشوری منبع انسانی آن دیار است.

و شما خانم های جوان اصلی ترین سرمایه ی کشور در تولید منابع انسانی ایران زمین هستید.

مأموریت و جایگاهی که دشمن توانسته است بارسانه هایش، کم ارزش نشاَنش دهد و شما را در «soft war» (جنگ نرم) یارگیری نماید.

اکنون کار به جایی رسیده است که ما در کشور خودمان و در زمین بازی خودمان باید با شما مادران امروز و آینده بر سر تأمین منابع انسانی مورد نیاز و متخصص کشور، به بحث و جدل بپردازیم.

وای برما.

پی نوشت1) پیشنهاد به دختر بابا : یا خانم چوب خدا ارتباط بگیرید و قراری بگذارید و سری به دزفول زده و شهر ما را از نزدیک ببینید. انشالله خبر دوستی تان با ایشان را بشنویم و خوشحال شویم که کنار رودخانه ی خنک و زلال دز به بحث رو در رو نشسته اید و نتیجه تبادل اندیشه هایتان را به ما و باقی دوسون دیسونی گزارش دهید.شک نکنید که میهمان نوازی چوب خدا(به نیابت از تمام دزفولی ها) در یاد و ذهنتان ماندگار خواهد شد.



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩٢/٤/٢٦ | ۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()