قرار ما این نبود آقای مهندس!

قرار ما این نبود..

 

این پُست تکمیل می شود..منتظر باشید

***

 

عیدانه ی استاد مه لقا به دوسون دیسون

اِی ساقی ماهِ رَمَضون جومُم دِ

سربونِ مَهِت نِشِسُمَه دونُم دِ

سی روزِ کِ اَی خم تُ افطارِ کُنُم

مُ عیدی مَخُم تُ نورِی افزونُم دِ

 

 

نیمه شب گذشته ساعت 2:15 بامداد یکی از دوسون همیشگی دیسون کامنتی خصوصی را برایم گذاشته است که بی اجازه ی ایشان در اینجا درجش می کنم منتها نام ایشان محفوظ خواهد ماند. این کامنت را دیسون تقدیم می کند به روح نازنین تمامی پدرها و مادرهایی که عید فطر گذشته سایه شان برسر خانواده بود و امسال در عالم برزخ روزی خوار حضرت حق جل و علا هستند :

(( خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت خداحافظ ماه شب های نورانی قدر عید فطر روز سربلندی از آزمون اخلاص بر شما حاج مهران عزیز  بنده ی شایسته خداوند مبارک گل حاج مهران داغونم اولین سالی است که عید فطر مادرم در کنارم نیست ؟ زیرا چند ماه پیش بر اثر ایست قلبی عمرشان ........... امروز برسر مزارشون که رفتم سر مسیر بر مزار پاک شهید مه لقا اگر لایق باشیم فاتحه ایی قرائت نمودم. بعد مزار مادر و صحبت هایی که با او نمودم ، آخر هر سال ماه مبارک شبها زنگ می زد وما را بیدار می نمود حاجی التماس دعا ، داغونم خدایا آخر مادرم جوان بود چرا؟..... ولی معبودا بازهم هرچه خود مقدر بفرمایی شکر . ))

دیسون : نثار دلاور عملیات فتح المبین شهید علیرضا مه لقا و همچنین روح آسمانی مادر این کامنتگذار محترم : فاتحه مع صلوات

 



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۱٧ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()