سلام

اول

8 روز گذشته را تهران نبودم و در سفر سیر می کردم.

فرصتم برای اتصال به اینترنت کم بود آنهم بخاطر آپدیت کردن اطلاعات مربوط به آقای کاج، تا شما عزیزان بیخبر نمانید و ختم صلوات نیز پیشروی خود را داشته باشد.

در میانه ی این هشت روز بود که خطری دهشتناک از سر فاطمه ی کوچکم گذشت و برای یک لحظه در پارکینگ استراحتگاه او را با خودروی خودم زیر گرفتم بی آنکه مطلع باشم و اگر یک ثانیه(فقط یک ثانیه) دیرتر فریادهای همسرم را می شنیدم و ترمز نمی کردم کار این طفل معصوم تمام بود. من در این سانحه، هیچکاره بودن «خودم» و همه کاره بودن «خدای خودم» را به چشم دیدم.

دو روز در شوک بودم و درپی یافتن پاسخ این دو سوال :

چرا این سانحه برای فاطمه رقم خورد؟

(اصولا عادت دارم وقتی مشکلی برایم پیش می آید فی الفور خودم را محاکمه می کنم و تا مطمئن نشده ام که خطایی از من سر زده یا خیر! دنبال دلیل بیرونی نمی گردم).

دلیل ترحم خداوند در نجات فرزندم چه بود؟

و این مادر فاطمه بود که پاسخی قابل قبول پیدا کرد :

(( باطن ختم صلواتی که برای سلامتی آقای کاج گرفتی دخترکمان را نجات داد))

اکنون هم معتقدم پروردگار مهربانم، فرزندم را از صدقه ی سر حاج غلامرضا کاج به ما برگرداند.

و ممنونم از مهندس مه لقای عزیزم که پیشنهاد مبارک ختم صلوات را داد.

دوم

در این چند روزه دائما نگران سرانجام قصه ی شهرداری دزفول بودم همانگونه که پیگیر و نگران استانداری خوزستان هستم.

با دوستان شورا و غیر شورا در حین سفر صحبت هایی داشتم.

بحمدالله جدیت شان در خصوص انتخاب شهردار (صرفنظر از اینکه مجدداً آقای دوایی فر انتخاب شود یا دیگری بیاید) ستودنی است.

اما وضعیت پیش آمده و دغدغه و درخواست برخی دوستان موجب شد تا به سهم خویش نکاتی را به سمع و نظر دوسون دیسون برسانم :

1) دیشب ساعت 3 بامداد که خسته و کوفته به خانه رسیدم فوراً برخی سایت های شهر را در این خصوص چک کردم.

کامنت های مردمی همانگونه که انتظار می رفت نشان از چربش حمایت از آقای دوایی فر داشت.

اما هم در کامنتها و هم در نوشته ی یکی از سایتهای محترم نکته ای به چشم می خورد تأکید بر این نکته بود که شورای شهر می بایست به دلیل رأی آوری دوایی فرهای جوان، درک کند که مردم همچنان دوایی فر را برای شهرداری می خواهند و لذا شورا حق انتخاب شهردار جدید را ندارد.

من در ادامه مطلب نظرم را در مورد آقای دوایی فر عزیز، به عنوان یک شهروند دسفیلی عرض خواهم کرد اما توقع آنست که همشهریان محترم و اهالی قلم شهرمان به این نکته ی مهم توجه داشته باشند که شورای شهر نمی تواند به استناد یک انتخابات (انتخابات شورای شهر) اختیارات قانونی خود را در میدان انتخاب دیگری تعطیل کند.

فرض کنید سال 88 است و مردم با 25 میلیون رأی یک نفر را انتخاب کرده اند آیا مفهوم آن رأی بالا به احمدی نژاد این بود که مجلس شورای اسلامی(که آنها هم منتخبین ملت بودند)حق هیچگونه تصمیمی بر لوایح ارائه شده دولت نداشتند؟

ایضاً همین حالا : آیا چون حسن روحانی با کسب نیمی از آرای مردم رئیس جمهور شده، مجلسِ منتخب مردم حق مخالفت با لوایح دولت یازدهم را ندارد؟

عجله نکنید دوستان!

در خصوص خود آقای دوایی فر نظرم را می گویم.

اما این چه استدلالی است که چون مردم دوایی فر را دوست دارند لذا شورا حق انتخاب جایگزین وی را ندارد؟

آیا این نگرش، سلب اختیارات قانونی شورایی که خودمان به میانه ی میدانش فرستاده ایم نیست؟

یکی از سایت ها خبری شهر از ترک معترضانه صحن شورا توسط برخی اعضای محترم شورای شهر پس از رأی گیری را داده بود.

خبری بسیار تأثربار که امیدوارم در روزهای آینده تکذیب شود چرا که خبر از سالهای تنش بار پیش روی شورای شهر می دهد.

بنده در روزهای قبل و در خصوص تصمیمی خیلی ساده تر از انتخاب شهردار هم شنبدم که یک نفر از اعضای محترم شورا به تنهایی در برابر تصمیم جمعی شورا ایستاده است.

وای برما اگر منتخبین مان بخواهند بار امانت مردم را اینگونه کج به منزل برسانند.

شما بزرگواران شورای شهر، نماد سرفرود آوردن مردم در برابر رأی جمعی هستید.

بنظر حقیر اِن قلت داشتن بر تصمیمات جمع یک چیز است و عدم تمکین در برابر آن،  موضوع دیگری است.

فرض کنید منِ نوعی در رأی گیری شورا به عنوان 1 عضو شرکت می کنم و نتیجه نهایی خلاف رأی من شود.

می پذیرم رای نهایی را و نتیجه را امضاء هم می کنم اما می توانم شفاهاً اعلام کنم که همچنان مخالفم اما همراهی و تمکین می کنم.

این بهترین شکل موضوع است.

نه اینکه به رسم نامیمون «جرزنی» روی بیاورم.

بنده ارادت خود را به تمام اعضای شورای شهر ابراز می کنم اما رشد روحیه تمامیت خواهی و توتالیتریزم در این جمع مقدس بیش از هر نهاد دیگری در شهر مخرب خواهد بود.

2) آقای دوایی فر انصافاً در توسعه و عمران شهر کارنامه ای قابل قبول به جای گذاشته است.

ایراداتی که به ایشان وارد است عمدتاً از جنس فرهنگی است. خود حقیر بیشتر نقدم به آقای مهندس در همین راستاست.

تخریب هایی که در حیطه ی میراث فرهنگی و حتی فرهنگ عمومی در این مدت زیر چرخ توسعه و زیبا سازی ایشان صورت گرفت قابل تأمل است اما از حق نباید گذشت که کارهای زیاد و بینظری هم صورت گرفت.

هرچند که رضایت عمومی و کلی مردم از آقای دوایی فر می بایست به عنوان یک شاخصه ی انتخاب از سوی شورای شهر در نظر گرفته شود اما این همه داستان نیست.

اگر بخواهم به عنوان یک شهروند نقاط ضعف های «غیر فرهنگی» کارنامه آقای دوایی فر بشمارم قلمم قاصر نیست و موارد متعدد و مستند و زنده نیز سراغ دارم.

اما چه خوب است که شورای محترم شهر از فرمایشات حضرت آقا(روحی له الفدا) در خصوص کارنامه آقای احمدی نژاد به عنوان الگوی رفتاری با آقای دوایی فر بهره گیرند(از یک منظر خاص که عرض خواهم کرد).

ایشان فرمودند رئیس جمهوری انتخاب کنید که نقاط قوت رئیس جمهور فعلی را داشته باشد بدون نقاط ضعف کنونی.

بسیار خوب.

آیا شهرداری دزفول بنوعی قوه ی اجرایی شهری نیست؟

آقای دوایی فر نقاط قوت فراوانی دارد و از سویی نقاط ضعفی چند.

(تشخیص اینکه نقاط ضعف وی مربوط به رفتارشناسی اوست یا به کارنامه ی عملکردی ایشان برمیگردد بر عهده ی شورای محترم شهر است نه ما مردم)

بنظرم بهترین مسیر برای انتخاب شهردار آینده آنست که معیارها و شاخص های یک شهردار خوب برای چهارسال آینده ی دزفول را استخراج کرده و سپس از چند شخصیت کارنامه دار و با رزومه ی عالی و سطح بالا (از لشکر مدیران شایسته و ارشد دزفولی سطح کشور) دعوت کرده و از آنان برنامه بخواهند.

ما شهرداری می خواهیم که نقاط قوت آقای دوایی فر را دارا و نقاط ضعف ایشان را نداشته باشد و چه بهتر که خود دوایی فر در برطرف کردن این نقاط ضعف (برای سالهای آتی) پیشقدم باشد.

لذا آقای دوایی فر نیز می تواند یکی از افرادی باشد که از ایشان برنامه خواسته شود.(اگر تمایل به ادامه ی مسیر داشته باشند)

سپس شورا بی توجه به هر گونه مسائل حاشیه ای و احساسی، اقدام به بررسی برنامه های ارائه شده و رزومه ی افراد نموده و هر کس را که بیشترین انطباق را با شاخصه ها و معیارها داشته باشد برگزینند.

صدالبته بخاطر 6 سال حضور آقای دوایی فر در این سمت و آشنایی به چند و چون شهر دسفیل میتوان برای انتخاب ایشان امتیاز ویژه در نظر گرفت.

حال دو فرض را در این مدل رفتاری در نظر داشته باشید :

فرض اول : آقای دوایی فر در برنامه ی خود مشخص می کند و متعهد می گردد تا نقاط ضعف قبلی عملکرد خود را پوشش دهد. حال آیا انتخاب مجدداً ایشان حقیقتاً به صلاح شهر نیست؟

فرض دوم : آقای دوایی فر در برنامه های ارائه شده ی خویش نشان می دهد که باز هم بر نقاط قوت قبلی خویش تأکید کرده و خبری از برنامه های جدید برای برطرف کردن نقاط ضعف گذشته وجود ندارد. حال آیا دست شورا برای فکر کردن به گزینه ی جدید باز نیست؟

اصولاً چه ایرادی دارد تا شورای محترم شهر در انتخاب خود به جای محوریت شخص به برنامه محوری روی بیاورد؟

به جای آنکه شأن خود را در حد مصادیق نزول دهد به معیارها و ملاکها و محورهای عملیاتی توجه داشته باشد؟

3) همشهریان محترم توجه داشته باشند که شهرداری تنها میدان خدمت برای آقای دوایی فر نیست.

آنانی که به محبوبیت آقای دوایی فر(به نشانه ی ورود دو تن از اعضای خاندانش به شورا) اشاره می کنند نگران چه هستند؟

آیا آقای دوایی فر پس از این همه سال کار و تلاش بی وقفه نمی تواند دوسال استراحت مطلق کرده و طی این دوسال مشاوری امین و کاردان برای شورا و شهردار بعدی باشد و به گردش قدرت در شهر کمک کند و دوسال بعد هم یکی از گزینه های اصلی ورود به مجلس شورای اسلامی باشند؟

این چه حرفی است که «دوایی فر را همین حالا چند شهر دیگر می خواهند».

چرا با این سخن زمینه ی دلسردی و خروج سرمایه های مدیریتی شهر را فراهم می کنیم؟

کسی چون مهندس دوایی فر چه نیازی به تبلیغ و کاریابی و آگران دیسمان توسط من و شما دارد؟

آیا میدان خدمت در دزفول آنقدر تنگ و خردمندانش آنقدر علیل هستند که برای بهره برداری از قابلیت های آقای دوایی فر در دیگر سمتهای شهر ناتوانند؟

بنظر بنده صرفنظر از اینکه ایشان مجدداً ابقا شوند یا نشوند دزفول باید این فرزند زحمت کش خود را همچنان در دامن خویش نگاه داشته و برای عرصه های دیگر از وجود وی استفاده نماید(اگر برای شهرداری انتخاب نشد)

لطفاً نگویید سِمَتِ دیگری وجود ندارد چون کسی مانند محمدعلی دوایی فر قابلیت آن را دارد که عرصه های بالقوه را بالفعل سازد.

و الحق که دزفول بار بر زمین مانده، کم ندارد.

هرچند امیدوارم که برنامه های آقای دوایی فر برای چهارسال آینده هرچه سریعتر به شورا ارائه شده و این برنامه ها نظر مساعد نمایندگان مردم را جلب نماید.

4) در خبرها می خواندم که شورا آقای دوایی فر را «عزل» کرده است و الخ..

عزل را برای مدیری بکار می برند که به دلیل بی لیاقتی و یا مسائل چالشی خاص دیگری که از فرادست آن مدیر ناشی می شود او را عزل می کنند.

شورایی که طبق قانون و دوره زمانی قانونی مشخص، تجدید اعضا شده و طبق قانون باید برای دوره جدید، یک شهردار انتخاب کند چیزی بنام عزل در دستورکار ندارد.

بنظر شما سال 84 محمد خاتمی عزل و یا برکنار شد؟

سال 92 احمدی نژاد عزل و یا برکنار شد؟

سال 96 روحانی عزل و یا برکنار می شود؟ (اگر دوباره رای نیاورد)

وزاریی که با یک دولت منتخب کار می کنند در دولت بعدی برکنار و یا عزل نمی شوند بلکه توسط دولت جدید برای ادامه ی کار «انتخاب و دعوت» نمی شوند. همین!

معتقدم کاربرد عبارت هایی همچون عزل و یا برکناری برای شهرداری که زحماتش را کشیده و منتظر «انتخاب» یا «عدم انتخاب» شورای جدید است احجاف شخصیتی است.

انشالله که شورای محترم شهر دزفول در فرصت مقتضی اقدام به تعیین تکلیف منصب شهرداری دزفول نموده و بهترین سرانجام را (هرچه که هست) رقم بزند.

 یادمان باشد که می توان در یک جمع همزبان نبود و هر کسی رأی خودش را بدهد اما تمکین به رأی نهایی حتماً به معنای همدلی و احترام به منافع جمعی است و این آن چیزی است که :

استعدادها را شکوفا،

کارها را به سامان،

دشمن را ناراضی،

 و خدا و مردم را راضی و خشنود می سازد.

 

اطلاعیه : خدا را شکر تصمیم درست امروز گرفته شد + حال شورای محترم فرصت کافی دارد تا عملکرد 7 ساله ی آقای مهندس دوایی فر و برنامه های آتی ایشان را بررسی کرده و در صورت نیاز، تلاش لازم را برای یافتن گزینه ی قوی تر هم داشته باشد. سپاس خدای را.



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩٢/٦/۱٥ | ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()