جمعه، شنبه و یکشنبه ی گذشته را CCU بودم.

لذا نای نوشتن ندارم و این پُست را کوتاه میروم.

عذر تقصیر بنده را بپذیرید.

***

خیلی ها کلک مرحوم سیدحسین کلکچی را بیاد دارند.

 

 

مرد نازنینی بود.

مومن، مهربان، زحمت کش، بی آزار!

او بزرگ خاندان سادات کلکچی بود.

شغل آبا اجدادی کلکچی ها صیادی و شکار است.

از ماهی گرفته تا کموتر و بنگشت و سُعدین.

نوجوان که بودم گاهی برایم سوال بود :

اگر قدمت این کلک به دهها سال قبل و یا بیشتر می رسد، پیش از آنکه تیوپ های خودروها باب شوند و زیر کلک سیدحسین بروند، چه چیزی زیر کلک ها بوده است؟

از پدر پرسش می کردم و او میگفت : تیلُوی (TILOWI)

تا همین 25 سال قبل گاهی دوغ فروشی دیده می شد که مَشکی کِرِم رنگ از پوست یک گاو را که بسیار نازک و تُرد بود پر از دوغ و خوابیده روی یک گاری مربع شکل حمل میکرد و مَشک آنقدر نازک بود که حرکت سیال دوغ در آن حس می شد.

گوشه ی مشک را با درپوشی چوبی (بوچ) می بستند و یا نخی کلفت دور دهانه ی آن می پیچیدند.

مشتریان وقتی طلب دوغ میکردند، دوغ فروش از همان گوشه ی مشک یه لیوان بزرگ را که قبلا یخ کرده بود پر از دوغ میکرد و دستشان میداد.

آخ که چقدر دوغش خوشمزه بود.

بگذریم.

ظاهرا تیلوی هایی که کلک ها را روی آن می بستند چنین چیزی بودند.یعنی بسته به قدر و اندازه ی کلک، از پوست گاو یا گوسفند تهیه می شدند.

چندی پیش در اینترنت به عکسهای جالبی از تیلووی برخوردم که روستاییان مقیم سرشاخه های رود دز  کلک های ساخته شده بر تیلوی را به نمایش گذاشته اند.

دعوت میکنم به این تصاویر توجه کنید و لذت ببرید.

حواستان باشد : اینها تیوپ های باستانی ایران زمین هستند که به تصویر کشیده شده اند.

                                                   .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

دوستانی که اطلاعات دقیقتری دارند دریغ نفرمایند



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢ | ۸:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()