فعلا مش ری بخیر2 بماند تا بعد...

راجع به همایش پیاده روی امروز صبح دزفول و بازتاب آن از شبکه 3 نکاتی به نظرم رسید که به سهم خودم عرض می کنم.

ابتدا جنبه های مثبت :

1- مردم شهرمان علیرغم فضای دهشتناک گرد وغبار، پای کار بودند و به این دعوت ورزشی لیبک گفتند ، احسنت به غیرتشان.

2- دزفولی های عزیز برخلاف شهر همسایه (که همین چندهفته پیش با ازدحام و هجوم به جایگاه قرعه کشی ، کاری کردند که پخش شبکه 3  سروته برنامه را هم بیاورد) رعایت نظم را نمودند و علیرغم جمعیت فراوانی که در مراسم حضور داشتند انصافا سنگ تمام گذاشتند.

3- در قرعه کشی خودروها ، شانس با شهروندان بومی یار بود و تقریبا تمامی برندگان از دزفولی های اصیل بودند. خصوصا آنکه یکی از برندگان ، از خاندان محترم مرحوم ناهیدی بود و جا داشت که روی آنتن زنده یادی از آن مرحوم مغفور شود.

و اما...

و اما جنبه های منفی این داستان که متاسفانه کم هم نبود :

1- اینجانب در اولین فرصت گلایه حضوری خود را تسلیم امیر تیمسار مجدآرا (رئیس فدراسیون ورزشهای همگانی) و آقای پورمحمدی (مدیر محترم شبکه3) ابراز خواهم داشت که : چرا و به چه علت اشتباه به این بزرگی  در برگزاری این همایش صورت گرفت؟

آیا مسئولین ورزشی نمی دانند که پیاده روی چندهزار نفری مردم مظلوم دزفول ، آن هم در روزی که تمامی پزشکان توصیه به خانه نشینی می کنند چه آسیب های مهلکی به ریه های نازنین این مردم وارد می کند؟

آیا آقایان آنقدر سواد و دانش لازم را ندارند که بدانند ، شش کیلومتر پیاده روی درانبوهی از گردو خاک چه مصیبتی را به حلق این مردم پاک و بی آلایش فرو می کند؟

 

آیا جا نداشت تا حضرات تهران و دزفول ، بحران گرد و خاک امروز شهر دزفول را با لغو راهپیمایی و توزیع گسترده ماسک های بهداشتی در میان شرکت کنندگان و صرفا تجمع هزاران مردم ماسک به دهان در پارک دولت به حرکتی فرهنگی و اعتراضی از گونه انتزاعی و مسالمت آمیز آن مبدل کنند؟ آیا نتیجه این اعتراض محترمانه و تلخ ، نمی توانست در کمترین شکل تاثیرش ، این باشد که دولت برای شهرهای تحت حمله گرد و غبار امریکایی ، لااقل در تعرفه برق و بنزین (برای روشن نگهداشتن کولرهای منازل و خودروها) مراعات بیشتری کند؟  

چه بگویم از این همه بی خردی؟ چه بگویم از این همه اشتباه و فرصت سوزی؟

آقایان می دانید اگر امروز همکار گرامی بنده ، آقای کاویانی به جای نزاع و رقابت با مجری مکمل خویش ، می بایست با زدن ماسک بهداشتی جلوی دوربین و لانگ شاتهای دوربین از مردمی که همگی ماسک می زدند ، چه بهره برداری رسانه ای نیکویی به نفع مردم و مسئولین دزفول (تومأن) می شد؟

میلیونها ایرانی امروز با چشم خویش دیدند که هزاران هزار دزفولی در گردوخاکی شدید دست به راه پیمایی نفس گیر زده و بالاتر از آن از ماسک هم استفاده نکردند .

 پیام این صحنه ها در اذهان ایرانیان دور از گردوغبار چیست؟

فقط یک جمله : (( ظاهرا آش گردو غبار آنقدرها هم شور نیست که خوزستانیها می گویند.))

2- کلیپ های تهیه شده از بازار دزفول ، ضعیف و ابتدایی تنظیم شده بود.

3- زوجی که در برابر جایگاه برای مصاحبه به جلوی دوربین فراخوانده شدند ضعیف سخن گفتند و در حقیقت ضدپیام عمل کردند.خانم با زدن چادرهای دوتکه ی مشهور به چادر عربی از یک سو و با بی ربط جواب دادن در خصوص غذاهای دزفولی از سوی دیگر ، به این نگرشِ اشتباهِ ایرانیان دامن زد که : خوزستانی ها همگی عرب زبان هستند(با احترام به هم استانیهای عرب زبان) و حق با ابراهیم حاتمی کیاست که در فیلمهای و سریالهای خوزستانی اش همه را عرب قلمداد میکند.

مجری : خانم از غذاهای محلی دزفول بگویید.

خانم عباپوش : والا اینجا اکثر غذاها با ماهی درست می شود.مثل قلیه ماهی ، قرمه سبزی!!!...

4- مراسم قرعه کشی به جای آنکه توسط نمادهای خاصی همچون کودکان و هنرمندان و پیشکسوتان شهر انجام شود ، شده بود بیلبوردی تبلیغاتی از نمایش مسئولین رنگارنگ و جورواجور شهر.

5- تلاش آقای کاویانی برای حذف مجری مکمل و جلوگیری از گل کردن همکارش اظهرمن الشمس بود و یاد یکی از مجریان مشهور تلویزیون افتادم که چندماهی با کمک هم برنامه ای زنده را اجرا می کردیم و او دائما سعی داشت تا به لطایف الحیل مرا از صحنه حذف کند  که .....

بگذریم..

من هنوز هم ناراحت و خشمگین آنم که چرا آقایان ، سلامت مردم دزفول را فدای خودنمایی های رسانه ای خویش کردند؟

صبح امروز یکی از بهترین فرصت ها برای گرفتن بخشی از حقوق دزفول از دست رفت. .....افسوس!

 

پی نوشت :

این لینک ها را بازدید بفرمایید لطفا :    لینک اول      لینک دوم



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱٠ | ٤:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()