هر از چندی سی دی هایی از تئاترهای دزفولی توسط دوستان و نزدیکان به دستم می رسد و با کنجکاوی و علاقه اقدام به تماشا و بررسی شان می کنم ، لکن پس از  تماشای محصول جدید ، با تاسف و حسرت به کنارش می گذارم.

من؛

نه کارگردان تئاترم و نه بازیگر و نویسنده ی آن.

اما به عنوان یک مخاطب علاقمند به تئاتر و یا کسی که معتقد است فرهنگ تئاتربینی تاثیری صدچندان نسبت به فیلم بینی ، بر روح و روان و شخصیت آحاد جامعه دارد عرض می کنم :

تئاتر دزفولی تقریبا در نقطه صفر خویش ایستاده است.

بنده برای تلاشهای مخلصانه و غیرت مندانه ی اهالی تئاتر دزفول احترام  فراوان قائلم و دست همتشان را می بوسم لکن فکر می کنم پتانسیل ادبیات دزفول (برای نویسندگی نمایشنامه) و یا بازیگری ، بیش از این هاست.

سوال این است که دلیل بالفعل نشدن این پتانسیل چیست؟

عدم استعدادیابی؟

فضای بسته ی بازیگری؟

خط قرمزهای دولتی ؟

تنگ نظری های احتمالی مسئولین محلی؟

و یا از همه مهمتر : نبود سواد و دانش مکفی « تئاتر » در دزفول؟

به راستی مشکل کجاست؟

بنده برای اینکه پیشداوری نکرده باشم پاسخ قطعی به هیچکدام از این پرسشها را نخواهم داد ، چرا که اشراف کاملی به آنها ندارم ( چون حضور دائم در شهر ندارم).

اما به اندازه یک « مخاطب » معمولی ، می توانم در خصوص محتوایی که در سی دی های ارسالی به دستم می رسد نظرم را عرض کنم.

1- ضعف علم بازیگری تئاتر در دزفول ( به لحاظ کمیت و کیفیت ) به خوبی مشهود است.

2- فقر نویسندگی در دیالوگ ها احساس می شود.

3- طراحی صحنه در برخی! تئاترها لنگ میزند( صرفنظر از دلیلش).

4- سرگردانی و بلاتکلیفی «لهجه شیرین دزفولی» در دیالوگها دیده می شود.

5- مهم ترین نکته : اغلب تئاترهای دزفولی در دزفول ، پایه و اساس دیالوگ ها را بر کمدی و طنز سوار می کنند که متاسفانه این ژانر غالب در دزفول ، با هجویات و لودگی افسارگسیخته ممزوج است و تمام تلاش گروه های زحمت کش  را صرفا درخنداندن مخاطب (به هر قیمتی) محدود می کند.

6- فیلم برداری ها کاملا آماتور و عمدتا تک دوربینه صورت می گیرد.

7- صدابرداری که مهم ترین عنصر صحنه پس از بازیگری است بسیار ضعیف انجام می شود.

ببخشید...

قصدم تزریق نا امیدی و یا مته بر خشخاش گذاشتن نبود ، بلکه از صمیم دل خواهان رشد و توسعه تئاتر شهر پدری هستم ، لذا وقتی از راه دور مخاطب خروجی زحمات بچه های نمایش دزفول هستم کمترین دینی که نسبت به آنها دارم انعکاس درک و نظرم در خصوص نتیجه زحمات آنهاست.

ممکن است بسیاری از شما عزیزان با نظر بنده موافق نباشید اما ،

این خیلی مهم است که بدانیم : تئاتر فقط در ژانرهای کمدی و لودگی و خنده خلاصه نمیشود.

این سخن بدان معنا نیست که نباید تئاتر کمدی کار شود. به هیچ وجه!.

کمی تعمق کنیم که آیا ، زندگی روزمره دزفولی ها در گذشته و حال ، نمی تواند دستمایه نمایشنامه های جدی هم باشد؟

امروز زبان انتقال پیام در بزرگترین فیلم و تئاترهای جهان ، زبان انتزاعی هنر است و این شیوه انتقال پیام ، در بستر تئاتر چه کارها که نمی کند!

گاهی تلاشهای چندساله یک پدر برای تقویت ارتباطش با فرزند ناکام می ماند و این یک تئاتر قوی و خوب است که توان ایجاد این ارتباط را در یک سانس دوساعته دارد.

اگر تمام معانی لازم در یک تئاتر جمع شود تا گوی بیان به بهترین شکل ممکن زده شود.

شاید خوانندگانی کامنت بگذارند که : اشتباه می کنی فلانی! تئاتر با موضوعات جدی هم در دزفول ساخته می شود.

بنده هم در پاسخ عرض می کنم : اگر منظورتان تئاترهای با تم جدی و موضوعات روز  و البته به «گویش دزفولی» است که به دست بنده و نزدیکانم چیزی در این خصوص نرسیده.

ضمن آنکه تاکید میکنم ، منظور من تئاترهایی است که در عین جدی بودن تم ، گویش دیالوگ ها « دزفولی» باشد.

نمی دانم چرا این نهله فکری از خود ما دزفولی ها و در ادامه ، از پارادایم های  ذهنی خوزستانی جماعت زدوده نمی شود که : « گویش دزفولی و شوشتری فقط برای خنده و شوخی مناسب است.»

به این ادعا خیلی خیلی اصرار دارم که :

توسعه و تقویت تئاتر دزفول در ژانرهای مختلف ( نه فقط کمدی) هم ممکن است و هم بسیار سازنده.

نکته : همیشه اقرار داشته ام که در میان ملت بزرگ ایران ، اصفهانی ها بیشترین استعداد را برای بازیگری تئاتر داشته و دارند.

اکنون با قاطعیت می گویم : جوانان دزفولی استعداد بسیار بالایی در هنر تئاتر دارند که اگر همتی از سوی مردم و مسئولین شهر رخ دهد دزفول به راحتی یکی از قطب های تئاتر ایران خواهد شد.

تا نظر دوستان چه باشد؟

 

 

درود و دوصد بدرود



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/٤ | ٥:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()