هیچ وخ شنیدید که اینگیلیسیا به آداب غذاخوردنشون خیلی می نازن؟
یا اینکه انواع کارد و چنگال و قاشق ها رو برای خوردن انواع غذاها استفاده میکنن ؟
و اینکه مظهر رعایت کردن این آداب و عادات ،  دربار ملکه انگلستانه ؟
نمیدونم شنیدین یا نه که ایتالیایی ها پز میدن که ملکه انگلیس ، فقط و فقط پیتزای ایتالیا رو با دست می خوره ؟
اینارو گفتم که بگم : هرجایی آداب خودشو داره.
ما ایرونیا غذاهای "دستخور"  کم نداریم. در دین مبین اسلام هم سفارش شده که غذاها رو با دست بخوریم  که البته اونم آدابی داره و  استفاده از دست به هرشکلی توصیه نشده . برخی عرفا معتقدن غذارو نباید گاز زد چون خوی حیوانی رو القاء می کنه (مثل ساندویچ) بلکه باید هر غذایی رو با دست جدا کرد و به دهان گذاشت و باقی ماجرا که نمی خوام واردش بشم.
ولی یه چیزی واسه من روشنه : خوردن "بعضی" غذاها با دست ، لطف و آرامشی داره که گرونترین قاشق چنگالای دنیا نمی تونه جاشو بگیره. به قول قدیمیا بد نیست ((گاهی دستمون به دهنمون برسه.))
من گاهی وختا در خلوت خودم که غریبه و میهمان حضور نداره ،خیلی راحت و با آرامش ، تلیت آبگوشت رو با دست میل می کنم و طبیعیه که قبل از اینکار از خجالت دستام در میام و حسابی شستشوشون میدم.
شمام گاهی امتحان کنید و نگذارید فلزات  و واسطه ها ، اینقدر شما رو با بدن خودتون بیگانه کنن.
بگذریم ...
بریم سراغ یکی از کلاسیک ترین غذاهای دزفول که خوردنش هیچ راهی غیر از دست نداره.
تکرار می کنم : هیچ راهی!
این شما و اینم : نون چربیییییییییی

نون چربی ، یکی از انواع آبگوشتای دزفولیه که غالبا ناهار روز عروسی صرف میشه.
چرا؟
قبلنا که عروسیا توی خونه ها برگزار می شد و بستگان نزدیک از صبح برای کمک به مراسم شب عروسی میومدن خونه ی صاحب عروسی ، نون چربی ناهار اونروز فامیلای نزدیک بود.
 لذا یکی از دلایل توجیهی پخت این غذا ، دور هم بودن یک خاندانه !
خدایی نه لطف داره و نه میصرفه که چهار نفر بشینن نون چربی درست کنن و میل کنن ، بنظر من اگه "خاندان" به مقدار کافی در دسترس نبود می تونید برید از سرکوچه ده دوازده نفر همشهری گرسنه رو صدا کنید و بیارید پای سفره ، چون یکی از جلوه های ویژه ی ( اسپیشیال افکت) این غذا  صدای لیسیدن انگشتهاست که دسته جمعیش موندگارتره.

بنابراین :
مواد لازم  پخت نون چربی برای 10 نفر
نخود آبگوشتی : 12 مُشتِ پُرِ دایَه
گوشت گوسفندی گرم : یک کیلو و نیم با استخون ( ترجیحا سردنده و راسته)
دنبه گوسفندی : نیم کیلو
زعفران :  نیم مثقال
پیاز : یک کیلو
ادویه : دوقاشق غذاخوری
زردچوبه : سه قاشق غذاخوری (نگران نشید خصوصیت نون چربی زرد بودنشه)
روغن حیوانی : 250 گرم ( ترجیحا روغن سادات احمد فداله)
نون خونگی : حدود 20 عدد (اگه نون خونگی نبود از نون های شبه خونگی بازار که گرد باشن)
ناخن گیر : یک عدد (اگر افراد باهم مشکل دارن ، به تعداد)
طرز تهیه :
نخودها رو از روز قبل توی آب خیسونده و روز پخت ، پوست کنده و لپه می کنید.
گوشت ها و دنبه ها را گِنده (gendeh) می کنید . گوشت ها در قطعاتی به اندازه آبگوشت تلیتی و دنبه ها کمی ریزتر.
پیازها رو پوست کنده و خلال می کنید.
گوشت ها و دنبه ها رو به همراه پیازها نیم تفت بدید.(چون دنبه ی ریز کرده توی تابه دارید نیاز به روغن ندارید . البته اگر با حوصله و آروم تفت بدید)
نخودهای لپه شده ، گوشت ، دنبه و پیاز نیم تفت داده شده رو با هم توی قابلمه بریزید.
اندازه قابلمه اونقدری باشه که آب حدود چهار انگشت از سر مواد بگذره.
اندازه شعله رو متوسط قرار بدید تا به مرور محتواش جوش بیاد و قل بزنه .
حالا ادویه و زردچوبه رو آروم اضافه کنید.
(لطفا تلویزیون و موبایل خاموش باشه که حواستون پرت نشه)
یادتون باشه اگه ادویه و زردچوبه رو قبل از جوش اومدن قابلمه بریزید ممکنه که کف کنه و از قابلمه بزنه بیرون و از چشم من ببینید.
پس ، وقتی قابلمه جوش اومد ادویه و زردچوبه رو اضافه کرده و شعله رو آروم کنید تا آبگوشت نون چربی تون، خوب جابیفته.
به موازات همه ی این کارها باید آب زعفرون رو آماده کرده باشین. به این ترتیب که زعفرون ها رو توی هاون کوچولوی خونه می ریزین و آروم آروم می کوبید تا اصطلاحاً ساییده بشن. بعد توی هَشَک (کاسه hashak) می ریزین و یه لیوان آب داغ می ریزین روی زعفرون ها و هشک رو روی گرمایی همچون بخار سماور یا  کتری می ذارین تا در حین آماده سازی غذا ، آب زعفرون خوب جا بیفته. دقت کنید : آب زعفرون نباید جوش بیاد بلکه فقط گرم و داغ بمونه.
10 دقیقه قبل از انتهای پخت آبگوشت ، نمک رو به میزان لازم اضافه کنید.
آخر پخت آبگوشت چه زمانیه؟؟
وقتی که خودتون از عطرش و از له شدن نخودها و گوشت ها متوجه شدین که آبگوشت جا افتاده شعله رو خاموش کرده و یک سینی گرد فراشی مسی که کمی بیش از گردی نون ، وسعت داره (اَزون سینی  مسیا که لبه اش کنکره داره و نام خانوادگیتون به عنوان یادگاری گوشه اش حک شده) رو آماده کرده و با کمچه (kamcha ملاقه)آب آبگوشت رو توی سینی می ریزین طوری که نصف عمق سینی پر آب بشه.
دوقاشق آب زعفرون  و سه قاشق روغن خوش ، بریزین توی سینی و آروم هم بزنین تا همه اش یکدست بشه.
حالا به ازای هر شخص که روی سفر نشسته ، یه دیس یا یک بشقاب بزرگ آماده می کنید و یه نون درسته برمی دارید و آروم می خوابونید توی سینی تا یه طرفش خوب آغشته به آب زعفرونی رنگِ آبگوشت بشه.
حدود 5 ثانیه صبر می کنید و سپس نونِ چرب و چیلی شده رو دولا می کنید و توی بشقاب می ذارید طوری که سمت چرب شده اش مثل کبابی ها لای خودش بمونه.
حالا یگ کفگیر نخود و پیاز و چند گنده (gendeh ) گوشت و دنبه و استخون می ذارید لای نون چرب شده و می برید سر سفره برای نفر اول.
همینطور ادامه می دید تا آب چرب و زعفرونی توی سینی ته بکشه (البته نذارید سینی خشک بشه) و دوباره از توی قابلمه به آب سینی اضافه می کنید و همینطور آب زعفرون و روغن خوش نیز.
و ایضاً نون چرب کردن و لای اون مخلفات کشیدن.
دور هم می شینین روی سفره و بسم الله....
 سبزی باغ گودول یادتون نره
تره ، ریحون و نعناع.

آها!!!
داشت یادم می رفت : ناخنگیر.
برای اینکه با لذت ، انگشتهاتون رو بخورید لازمه قبلش ناخنها رو خوب بگیرید ودستهاتون رو تروتمیز بشویید.
پایان غذا : شکرخدا.

 

این نون چربی به افتخار دیسونی ها توسط خانواده ی محترم چوب خدا نوش جان شده


پی نوشت 1 : این غذا ظاهرش چرب و چیلی و بامشادیه در حالیکه سبکتر از کله پاچه اس.
پی نوشت 2 : به محض اینکه نون چربی درست کردیم (چون ماه رمضانه ، برای شام ) ازش عکس می گیرم و براتون قرار میدم ، هرچند دلم می خواد شما درست کنید و و عکسشو بفرستید تا بنام خودتون قرار بدم توی همین مطلب

پی نوشت 3 : یکی از مخاطبان همیشگی دیسون (دختر دسفیلی) تذکر دادند که کشمش رو از قلم انداختم. جونم براتون بگه که من کلاسیک نون چربی رو گفتم یعنی اون چیزی که در بین تمام محلات دزفول رواج داره و گرنه یه خاله داشتم که چندسال پیش در سن 90 سالگی عمر داده به شما و ایشون می گفت که برخی خانواده های دزفول عادت داشتن که توی سینی آب نون چربی ، یه مقدار پودر شنبلیله هم بریزین. به هر جهت دوستان در جریان باشن که کشمش تفت داده شده و در نهایت افزوده شده به محتویات لای نون (یا نای لون) نون چربی رو خوشمزه تر میکنه.


نوش جان.



 




موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٤ | ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()