واستون گفته بودم که از پنجم تا دهم فروردین امسال در دزفول بیست نفر مهمون از تهران داشتم و خیلی مراقب بودم که بهشون خوش بگذره. راستش عادتمه که وقتی غیردزفولی ها به دزفول میان تلاش کنم خوبی های شهر رو بیشتر بهشون معرفی کنم.
یکی از رفقای ترک زبون دایم به بقیه میگه : موزون هرجا باشه یه دایره به شعاع پنجاه متر دورش بکشید همونجا سفارت دزفوله.
این مزاح رو واسه این میگه که من همیشه از پتانسیل های مثبت شهر براش تعریف و ازش دفاع می کنم.
فعلا داشته باشید...
سه روز پیش یکی از همکارا از سفر شمال برگشته بود و یه چیزی گذاشت روی میزم.
عکسشو ببینید :

 

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

 

فکر می کنید چی باشه ؟
نه! شمش طلا نیست.
عکس بعدی رو ببینید :

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

یه بسته کلوچه لاهیجانه.
اُردی بهشت 89 اشاره ای به صنعت بسته بندی کلوچه در لاهیجان و ملی کردن این محصول داشتم. ظاهراً پای این کلوچه به خارج از مرزهای ایران هم رسیده و مدتهاست صنایع کلوچه لاهیجان صادرات خارجی هم داره.
یه باردیگه این محصول شمالی رو سیاحت کنید:
ابعاد جعبه 35 * 10 * 4 سانتی متره . نمی دونم این جعبه پاش به سوپری های دزفول رسیده یا نه؟ ولی اگه گیر آوردین خوب ملاحظه اش بفرمایید. بسته بندیش بسیار چشم نوازه در حالیکه کلهم اجمعین 8 قطعه کیک لی لی پوت سابق ( اونایی که کیک لی لی پوت خوردن میدونن) توشه. از همون لی لی پوتایی که مش دُل دُل جلوی باغ گازر توی مغازه اش داشت.( یادش به خیر )

سال 1332 یعنی فقط 58 سال قبل یه نفر بنام آقای بگلری در شهر لاهیجان فکراشو میکنه و این کیکای لی لی پوتو اختراع می کنه.
ازونجایی که محصول راحت الحلقومی به حساب میاد به سرعت طرفدار پیدا میکنه و بعد از گذشت 58 سال الان کارخونه های نوشین ، نادی ، نادری و ..... در شهر لاهیجان از واژه "سنتی" دم میزنن برای این کیک.
فی الحال تمام ایران با این کیک آشنا هستن. همونطور که در پُست اردی بهشت 89 عرض کردم اواخر دهه 60 بود که صنعت تولید این کلوچه در لاهیجان دچار جهشی مضاعف شده و کیفیت فرآوری و هم چنین کیفیت بسته بندی هاشون رنگ و بوی تازه ای گرفت.
هرکدوم از شما دیسونی های عزیز که به شمال کشور تشریف برده باشید دیدین که در سرتاسر این خطه (حدود 700 کیلومتر) کمتر فروشگاهی پیدا می شه که از محصولات کلوچه های لاهیجان نداشته باشه.
برگردیم به فروردین ماه امسال و مهمونای تهرونی خودم.
یه روز متقاضی خرید سوغاتی خوراکی از بازار بودن.
بردموشن بازار کهنه.
گمان می کردم که تا خرخره خرید کنن.
البته خرید هم کردن.
ولی خیلی کمتر از اونی که انتظار داشتم.
تو ذهنم دنبال دلیلش بودم که یکی از خانماشون گفت : آقای موزون این خوراکیاتون خیلی منحصر بفرد و هوس انگیزه ولی چرا بسته بندی نیست ؟
چرا همش فله و بازه؟
باهاش موافق بودم ولی ناچار گفتم : من تضمین می کنم سالم باشه هرچی دوست دارید بگیرید ببرید و میل کنید.
می دونید چی گفت؟
خنده ای کرد و گفت : آخه فقط مسئله خودمون نیست آقای موزون ، ما می خواییم از اینهمه خوراکی های عجیب و خوشمزه و مقوی برای دوستانی که  اَزَمون توقع دارن، سوغاتی ببریم. اینه که اگه بسته بندی داشتن (صدالبته بسته بندی مناسب) خیلی بیش از اینا خرید می کردیم.
جوابی نداشتم بدم.
نگاهی به فروشنده بی نوا کردم که چیزی حدود 200 هزار تومن به مهمونای من فروش کرده بود و قند تو دلش آب می شد و بی خبر بود که اگه جنساش بسته بندی درست و حسابی داشت تا مرز یک میلیون تومن هم کاسب بود.
مهمون ها خرید می کردن و من به زخم کهنه ی "فقر صنایع بسته بندی" در دزفول و بسنده کردن کسبه شهرمون به فله فروشی فکر می کردم.
ما دزفولیا دلمون خوشه به اینکه با این مدل فروش جنس ، داریم سوغاتی شهرمون رو عرضه می کنیم و البته توجه به این نداریم که برای رونق بیشتر بازار سوغاتی های دزفول (با توجه به اینکه دستمون هم از تنوع سوغاتی های خوراکی پُره) خیلی ساده می تونیم بازار کل کشور رو هدف بگیریم. چرا که نه؟( اینم بگم که من شخصاً خیلی از خرید سنتی و فله خوشم میاد. اما خب دیگه جامعه ی اکثریتیِ مشتریا این جوری نیستن).
    بپذیریم که نباید به این اکتفا کرد که دزفولی های ساکن اقصی نقاط ایران که میان شهر تا سوغاتی ببرن فروش فله براشون فرقی نمی کنه.
فکر می کنم باید به جای دایره و دُنبک زدن برای ساخت پالایشگاه و هایپرمارکت و اینجور چیزایی که ره آوردی جز آلودگی محیط زیست و جلوه های سکسوالیته ی بازار نداره و دامنه اشتغال زاییش حداکثر چند هزار نفر رو در بر میگیره (تازه اگه همش دزفولی استخدام کنن) بیاییم برای صنایع بسته بندی دزفول فکری اساسی بکنیم و به صادرات ملی و فرامرزی این سوغاتی ها طرحی نو دراندازیم. بهتره دزفول رو به خوراکی های مقوی و پاک بشناسن توی بازار یا به پالایشگاه و قیرسازی ؟ دودآلودگی و تعفن؟ (عین ماهشهرو و آبادان). هیچ به این فکر کردید که عاقبت کدوم شهرهای پالایشگاهی و پتروشیمیایی منجر به رشد کلانشون شده ؟ آیا آبادان و ماهشهر الان جزو شهرهای پیشرو و کلان و پیشرفته ی مملکت شده اند یا شدن شهرهایی که به عنوان دودگاه صنعتی با هوای آلوده شناخته میشن که وظیفه ی ارایه مواد نفتی و صنعتی دارند و در قبالش محرومیتِ از پاکیزگی محیط زیست رو دریافت می کنن. سوغاتی آبادان و جایگاه سوغاتش در ذهن ایرانیان را با سوغاتی لاهیجان و جایگاهش در ذهن مردم کشور را مقایسه کنید.
دزفول یه فوق پتانسیل برای معرفی محصولات غذایی و گردشگری و اکوتوریسم در ایران داره.
حالا سرمایه ی موجود رو رها کنیم دزفول رو بُکُنیم قیرخانه و کُک خانه و دودخوارِ دیگر شهرهای مملکت. محیط پاک و سوغاتی های جذابمان را دو دستی بدهیم و در عوض لباس کارگران معدن و ذغال سنگ ریزان لوکوموتیو ذغال سنگی تحویل بگیریم و بپوشیم تا دزفول هم بشود نفتی، سیاه و مردم دزفول با  وجود داشتن سرمایه ی عظیم زیستگاهی و غذایی و کشاورزی و ... بشوند همچون محافظان کارخانه ی  قیرسازی و کارگران کارخانه ی مواد شیمیایی و نفتی.
این جایگاهِ پاکیزه و فراهم را ارزان و رایگان بدهیم و به جای آن جایگاهِ دودآلوده و محیط کُش را گران بخریم.
ببخشید انگار خیلی از موضوع دور شدم. برگردیم به بسته بندی و کلوچه.
بنظر من عین کم خردی و کج نگریه که این همه پتانسیل ، فقط و فقط در همین بحث خوراکی های سنتی دزفول وجود داشته باشه و هزاران هزار دزفولی رو که میتونه درگیر بازار 70 میلیونی کشور کنه رها کنیم و بریم از جایی شروع کنیم که آبادان و ماهشهر ده ها سال پیش شروع کردن و نه تنها طرفی نبسته اند بلکه به بن بست هم رسیده اند.
لطفا کسی متعصبانه و سیاسی به این نکات آخری که عرض کردم گیر نده.
من دارم از هرز دادن پتانسیل های موجود شهرمون حرف میزنم.
اگر سوغاتی لاهیجان چای و کلوچه ای ست که هیچ یک قدمتی بیش از100 ساله و 60 ساله ندارن؟
دزفول حداقل قرن هاست کلوچه داره.

عکس از وبلاگ وزین (زن ، آب ، آیینه)

 

اونم کلوچه ی بی نظیری که در تمام کلوچه های ایران لنگه نداره.
-    حلوا سیلوونی داره.
-    سیلوون داره.
-    کنجد و محصولات مربوط به کنجد رو داره.
-    دزفول قرص نعنایی داره که نظیر نداره.
-    گلابی که از گل های دزفول و عرقی که از نعنای دزفول و آب دز به عمل میاد به قمصر کاشون گفته زِکی !
دوستان؛
یه بار شمردم : دزفول حدود 30 خوراکی داره که صنایع بسته بندی میتونه درگیرش بشه و سوغات منحصر به فرد دزفول هم باشه.
اشتباه نشه رفقا؛
وقتی میگم « خوراکی » ، آشپزی دزفول رو نمی گم ، منظور همون خوراکی های کوچه و بازاره.
خداوندا نصیب مردمان شهرم کن.
روزیِ واسع، حلال و طیب


یا حق



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱٧ | ۳:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()