امروز صبح به عنوان آخرین روز کاری سال 89 درحال خروج از خونه بودم که گوشیم زنگ خورد.

-  آقا سلام

- سلام

-  ستوده هستم

- بههههه  سلام جناب ستوده ی عزیز...خیلی مخلصیم...آقا پیش پیش سال نو مبارک

- حاجی ما به گربه میگیم پیش..پیش...سال نو رو میگیم پیشاپیش.(خنده)

- شرمنده ستوده جان...ببخشید ...ارادت دارم.

- مخلصیم قربان...عرض شود که دیروز آقای مؤتمن اومد و پروژه ها رو برد و مال شما رو امروز زنگ زد و گفت : 20 شدید.

- ای والله...دست شما درد نکنه. چیز دیگه ای نگفتن استاد؟

- چرا اتفاقا گفت که معلومه موزون خیلی زحمت کشیده و رئال کار کرده.( میزانسن ها رو با اعضاء خونواده ام کار کرده بودم)

- آقا شاد باشی همیشه..شادم کردی اول صُبی.

- عید شما هم مبارک باشه.

- یا علی

- یاحق

روزم رو خوب شروع کردم بابت این خبر.

آذرماه تا آخر بهمن درگیر کلاسای استاد مؤتمن بودم.

خیلی کُند و نامنظم کلاساش برگزار میشد.( کلا آدم پر مشغله ایه)

ولی پربار بود مطالبی که ازش گرفتم.

فرزاد مؤتمن کارگردان فیلمای سینمایی مختلفی از سال 79 تا الان هست.

۱-  پوپک و مش ماشاالله (۱۳۸۸)
۲ -  اینک رستگاری (۱۳۸۷)
۳ -  بیداری (۱۳۸۷)
۴ -  صداها (۱۳۸۷)
۵ -  جعبه موسیقی (۱۳۸۶)
۶ -  باج خور (۱۳۸۲)
۷ -  شبهای روشن (۱۳۸۱)
۸ -  هفت پرده (۱۳۷۹)

البته در فاصله سالهای 58 تا 78 نیز حدود 40 فیلم مستند توی کارنامه اش داره.

ضمن اینکه در سالهای اخیر هم برای صداوسیما تِله فیلم های متعدد و سریالهایی همچون « نون و ریحون » رو کار کرده.

شخصیت عجیب و جالبی داره ایشون.

تهران متولد شده ولی بابت شغل پدرش ، بیشتر دوران کودکی ، نوجوونی و جوونی رو در هفت تپه ، آبادان و اهواز گذرونده و خانمش اصلیتا شوشتریه.

جالب تر اینکه در مدتی که هفت تپه ساکن بودن ، پدرش با پروفسور گیرشمن فرانسوی معروف ، رفیق و هم صحبت بوده و با هم در بیشه دز به شکار گراز میرفتن.

فرزاد مؤتمن رو از نظر سیاسی و مذهبی خیلی متفاوت با خودم دیدم. ولی به لحاظ دانش سینمایی آدم قدریه و من خیلی چیزا ازش یاد گرفتم.

اینو از این بابت گفتم که اکثر آدمای این روزگار ، همه چیز رو به اندیشه و نگرش سیاسی افراد پیوند میزنن.

دقیقتر بخوام بگم : معتقدم وقتی معصوم (س) فرمایش میکنه : «علم را از هر کسی بیاموزید» دلیلی نداره که آدم بابت تفاوت اندیشه با کسی ، خودش رو از علم اون شخص محروم کنه.

بنظرم ،

آدمیزاد اگر از روح سالمی برخوردار باشه ، وقتی حس کنه که میتونه علمی رو از کسی یاد بگیره ، بی اونکه به عقاید سیاسی و دینی آموزگارش کاری داشته باشه ، حتما این کارو خواهد کرد و در محضر طرف مقابل زانوی ادب میزنه و مطلب شو میگیره.

استاد مؤتمن گاهی سر کلاس ، خودش اقرار و اذعان میکرد که چه عقایدی داره .

اما ما 16 همکلاسی، که طبیعتا از طیف های مختلف دینی و سیاسی بودیم نه تنها کاری به عقاید همدیگه نداشتیم بلکه بی آنکه تأثیری از مشرب فکری استاد بگیریم صرفا تکنیک و دانش سینما رو از چشمه دانسته هاش برداشت کردیم و دست آخر هم « هر که مارش خونه داشت».

شاید این یکی از بهترین روشهای کسب دانش باشه که انسان اونقدر ظرفیت داشته باشه که بدونه با چه هدفی وارد چه فضایی میشه و بدون اینکه منفعل و یا متأثر مسائل جنبی بشه...هدف خودش رو محقق کنه.

فرزاد مؤتمن برای همیشه نزد من محترم خواهد ماند هر چند نقدی رو که به اندیشه های دینی  سیاسیش دارم رو جداگانه در صندوق خانه دلم محفوظ نگه میدارم برای خودم.

اما کلاس شیرینی بود و خوشحالم که بابت پروژه ی میزانسنی که در اوج گرفتاری های کاری بستم بالاترین نمره رو  بهم داد.

کسی چه میدونه؟ شاید روزی بتونم نقش دستیار اول یکی از پروژه هاشو داشته باشم و از فاز مستند با سینمایی ارتقاء پیدا کنم.

انشالله

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/٢٥ | ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()