دور اول تمام شد و دو گزینه برای انتخاب نهایی به دور دوم رفتند

اما سه نکته :

اول : اینجانب جمع آراء ماخوذه ی دزفول را بین 140 تا 150 هزار نزد دوستان تخمین زده بودم که ظاهرا یکی دوهزارتا اشتباه کردم و ضمن تشکر از 151 هزار نفری که پای صندوق ها حاضر شدند عرض می کنم که توقع از مردم دزفول و جایگاه سیاسی شان بیش از این بود چرا که فراتر از اسامی کاندیداها و اینکه چه کسی به مجلس خواهد رفت ، جمع آراء ماخوذه برای حفظ امنیت ملی مهم است. کاریکاتور زیر که در وبلاگ مجیدی راد عزیز لینک شده گویای منظور بنده است.

 

شک نیست که بالا بودن جمع آراء ماخوذه تیری داغ و سنگین بر جگر اقلیت خائن داخلی است که خواب آمدن امریکا را در این کشور می بینند.

نمی دانم چرا؟ ولی حسی به من می گوید که درصد حضور مردم حومه نشین دزفول از خود شهر بیشتر بوده است امیدوارم که فرمانداری محترم آمار بیشتری را ارائه کند تا تحلیلگران و پژوهشگران بتوانند از آمار سنی ، جنسیتی ، جغرافیایی و .. برای تحلیل های علمی پژوهشی و ... بهره بیشتر بگیرند.

دوم : در مراسم سالیانه جوایز اُسکار به کم امتیازترین فیلم نیز جایزه ای می دهند که پیام اخلاقی و روان شناختی اش قابل تأمل است.

چه می خواهم بگویم؟

بنظرم می رسد کسی که خودش وقوف دارد بر این حقیقت که رأیی ندارد و شناخته شده هم نیست و حتی ممکن است که مورد سرزنش خناسان دور و بر خود قرار بگیرد اما شجاعت به خرج داده و پای به عرصه کاندیدا شدن می گذارد و پس از چندین میلیون تومان هزینه با کسب رتبه آخر کنار می رود شایسته آنست که از سوی مردم و مسئولین مورد تشویق قرار گیرد چرا که با این عمل خود سعی در گرمتر کردن تنور انتخابات داشته و حتی می توان گفت عمل او موجب نمایش فضای باز انتخابات در کشور و ایجاد امید در جوانانی است که ورود به چرخه قدرت را امری محال می دانند.

اینجانب حرکت جسورانه آقای امیر فلاطون نژاد را تحسین می کنم و به کارمندان شریف اداره دارایی دزفول توصیه می نمایم تا در اولین روز حضور این همشهری گرامی در محل کارش به استقبال وی رفته و از زاویه ای نو به این حرکت ایشان بنگرند.

پیشنهاد می کنم به مسئولین شورای شهر ، که به عنوان آخرین رتبه ی اخذ رأی این کاندیدای محترم را مورد تشویق قرار دهند.

سوم : در دور اول ، رأی من برای آقایان قاسمی و بالنگان نبود اما اگر برای دور دوم در شهر باشم به پای صندوق خواهم رفت انشالله.

نکته بسیار مهمی که اینجا می خواهم عرض کنم این است که متاسفانه....متاسفانه...متاسفانه...فرهنگ حال حاضر در دزفول به گونه ای است که بسیاری از جوانان و همشهری ها برای انتقادات سازنده و به چالش کشیدن های منطقی مسئولین زحمت کش شهر ، تا اندازه ای دچار رودربایستی و خود سانسوری هستند.

بنده شک ندارم که این اوضاع نه به نفع مردم است و نه مسئولین.

مسئولی که مورد انتقاد و چالش های عقلانی از سوی اربابان رجوع خویش نباشد به مرور زمان فراموش می کند که خادم رجوع مردم است و خود را -خدای ناخواسته- ارباب مردم می بیند.

و این همان چیزی است که دشمنان این مردم می خواهند تا با زبان و قلم گزنده و مسموم خود سیستم و نظام را به پاسخگو نبودن و ... متهم کنند.

ما در دزفول نیاز مبرم داریم به فرهنگ مطالبه گری صحیح و مدیریتی صحیح که مورد تاکید حضرت آقاست(روحی له فدا).

ما در دزفول نیاز داریم به مهار دوگانه مسئولین شهرمان.

به اینکه از یک سو از خدمات مشفقانه آنان حمایت کنیم و فرصت سعی و خطا به ایشان بدهیم و از سوی دیگر هرگونه کمکاری و کجکاری عمدی را به شلاق نقد ببندیم.

دزفول مسئول شجاع می خواهد نه کم دل و جرأت.

دزفول مسئول اهل مطالعه می خواهد نه هُرهُری مسلک.

دزفول مسئولی می خواهد که شبانه روز خود را وقف این مردم بداند نه ساعت تعطیلی و استراحت برای خود قائل باشد که در غیر اینصورت باید پای از دامن میز امانت مردم بکشد و دنبال شغل شخصی خود برود و میدان را برای خیل کسانی که برای آن پُست صف کشیده اند خالی کند.

دزفول مسئولی می خواهد که منافع دراز مدت شهر را فهم کند.

دزفول مسئولی می خواهد که وعده های داده شده به مردم را فراموش نکند.

دزفول نیاز به مسئولی دارد که در تعامل با دیگر مسئولین شهر با واژه ی "هم افزایی" بیگانه نباشد.

دزفول به مسئولی نیاز دارد که از هیچگونه انتقاد و چالشی فراری نباشد و دنبال محافظه کاری نبوده و همیشه گوشش برای شنیدن و ارتباط رو در رو با مردم آماده و مهیا باشد.

دزفول به مسئولی نیاز دارد که در جای جای میدان مسئولیتش خدا را شاهد و ناظر بر اعمال خود بداند و به کمترین بهانه ای دنبال پیاده سازی عملیاتی روحِ فرامینِ قرآنی در زندگی مردم شهرمان باشد.

دزفول به...

می خواهم عرض کنم بیاییم برای شکستن تابوی "نمی توان با مسئولین دزفول به بحث و انتقاد ابوذروار نشست" از همین الان اقدام کنیم.

بیاییم برای دور دوم با هرکاندیدایی که می خواهیم بیعت کنیم با صدای بلند شرط کنیم که :

به شما رأی می دهیم بشرط آنکه تمام چهارسال آینده زیر تیغ تیز نظارت و پاسخگویی به ما باشید و کمترین بی توجهی شما را به وظایف و عهودتان با صدای بلند جار خواهیم زد.

ما مردم و جوانان دزفول به شما جناب بالنگان/قاسمی رأی می دهیم اما عقد اخوت با شما نبسته ایم و تا مادامی که پاسخگوی پژوهشگران و نخبگان شهر بابت کرسی اشغالی تان باشید روی چشم ما جا دارید که در غیر این صورت حسابی ویژه نزد کرام الکاتبین برایتان باز کرده و آنلاین به حساب شما گرامیان خواهیم رسید.

من؛

مهران موزون؛

فکر می کنم میزان درک و شعور سیاسی اجتماعی کنونی مردم عزیز دزفول در حد این سنگ واکنی می باشد و اینگونه عهد و پیمان با نماینده ی آینده شهر(هرکس که می خواهد باشد) عین سیره علوی است.

صدالبته نظارت این چنینی بر وکیل مجلس مان حساب کار را دست دیگر مسئولین شهر نیز خواهد داد.

صد البته موجب بالا رفتن کیفیت مدیریتی شهر خواهد شد.

و

صدالبته نافی حمایت قاطع از کیفیت بالای خدمات نماینده و یا مسئولین نیز نخواهد بود.

انشالله تعالی. 



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()