(( زنم سیمین دانشور که می‌شناسید؛ اهل کتاب و قلم و دانش‌یار رشتهٔ زیبایی‌شناسی و صاحب تألیف‌ها و ترجمه‌های فراوان، و در حقیقت نوعی یار و یاور قلم. که اگر او نبود چه بسا خزعبلات که به این قلم در آمده بود. (و مگردر نیامده؟) از ۱۳۲۹ به این‌ور هیچ کاری به این قلم منتشر نشده که سیمین اولین خواننده و نقادش نباشد. ))

 

اینها بخشی از گفته های مرحوم جلال آل احمد درباره همسرش سرکار خانم سیمین دانشور است.

وی نخستین بانوی داستان نویس حرفه ای ایرانی است.

سووَشون اولین رُمان بلند اوست که در سال 1348 (سالمرگ جلال) توسط انتشارات خوارزمی به چاپ رسیده است.

دانشور 19 سال تمام ، همسری باوفا و دلسوز برای آل احمد بود که دست تقدیر در سال 1348 با مرگ جلال ، بین این زوج جدایی افکند.

شاید بتوان تلخ ترین حادثه ی زندگی حرفه ای این بانوی قلم به دست را سرقت آخرین رمانش (کوه سرگردان) دانست.

من به خوبی درک می کنم که حس یک مؤلف ، زمانی که اثرش دزدیده شده و یا کدهای اثرش دزدیده و گرته برداری می شود چه حس تلخی است.

سال 87 طرح فیلمنامه ای(در خصوص دزفول) را در جایی بسیار معتبر ثبت کردم که هنوز هم باقی است.

یکی از فیلمسازان مشهور کشور (ع.ا) اقدام به سرقت موقت طرح و گرته برداری از کدهای آن نموده و اثری بلند را از آن تهیه کرد که ...

معصومین (علیهم السلام) نیز چه نیکو ، سرقت اندیشه و فکر را به عنوان بدترین نوع سرقت برشمرده اند.

بگذریم...

عصر امروز پنج شنبه 18 اسفندماه 1390 سرکار خانم سیمین دانشور در نود و یکمین سال زندگی اش به دیار باقی شتافت و پس از 42 سال دوری از جلال آل احمد ، به وی پیوست.

42 سال فراق دانشور و آل احمد پایان یافت.

به جامعه ی داستان سرایان "حرفه ای" کشور تسلیت عرض می کنم.

 

سیمین دانشور

روحش شاد

 

 

 

 

 



موضوعات مرتبط: دیسون

تاريخ : ۱۳٩٠/۱٢/۱۸ | ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()