از اواخر دی ماه سال 90 که می بایست مطلب باباتقی رو تموم میکردم هر بار موضوعی و یا مشغله ای ، باباتقی 3 رو به تعویق انداخت.

از تولد فاطمه ی بهشتی ام گرفته تا شهادت حاج احمد سوداگر و انتخابات مجلس و ...

امروز باید پُست باباتقی 3 رو بنویسم و همین امروز و فردا براتون آپ کنم.

فقط دو نکته؛

یکم : پس از چهارماه که برای مرور ذهن خودم پُست های باباتقی 1 و 2 رو خوندم متوجه اشتباهی خنده دار شدم. اونم اینکه ادبیات باباتقی 1 نسبتا کتابی و ادبیات باباتقی 2 تقریبا محاوره ای نوشته شده.

درسته که گاهی علاقه دارم محاوره ای قلم بزنم(مثل همین حالا) ولی فکر میکنم یه مطلب چند پُستی رو باید با یک طعم و لحن نوشت.

ضمن پوزش از دوستان بابت این گاف کوچولو، انتظار دارم چنین مواقعی اگر پیش از خودم متوجه میشین بنده نوازی بفرمایید و گوشزد کنید به دیسون.

دُیُم : خواهش دارم برای اینکه پیوستگی مطالب و شخصیت باباتقی در ذهن عزیزتون برقرار بمونه، تا من باباتقی 3 رو قلمی کنم یه مرور بر دو قسمت اول داشته باشین . (چیزی شبیه آنچه گذشت در سریال ها)

پیشنهاد میکنم پُست های باباتقی رو در خلوت و آرامش بخونید چرا که حس و حال در خصوص این پیرمرد برای من فوق العاده نوستالژِیکه و فکر می کنم برای شما هم که هر کدوم یه بابابزرگی و یا پیرمردی مهربون رووتجربه کردین همینطور باشه.

فعلا..

باباتقی 1      باباتقی 2



موضوعات مرتبط: باباتقی

تاريخ : ۱۳٩۱/۳/۱۳ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()