درباره نویسنده
مهران موزون
در گویش اصیل دزفولی مکتبخانه را دیسون گویند. اینجا محل دلنوشته های من در خصوص فرهنگ فولکلور شهرم است . اگر اغلب ، طولانی می نویسم بر من ببخشید و لطفا اجازه دهید تا در وبلاگ شخصی ام ، مشق نوشتن کنم . امیدوارم اوقات خوشی را برای خوانندگان دیسون رقم بزنم. نکته مهم : صرفا کامنت هایی در این وبلاگ تایید می شود که فاقد اهانت به هرکسی باشد.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • یک پاسخ خاص
  • یک سوال خاص
  • دستگرمی 700 میلیون تومانی
  • تقوا یا تخصص؟
  • شهر وارونه ی من
  • 4 خرداد...پنجشنبه....ملامهدی....
  • تحقق یک آرزو
  • اطلاعیه
  • شیشه شور
  • آفرینشی نو، از مرکز آفرینش ها
  • گزارش دیجیتالی نوروز
  • سُقُلمَکی (sogholmaki)
  • فاطمه ، فاطمه است
  • پایان 42 سال فراق
  • اطلاعیه
  • فرصتی برای شکستن یک تابو
  • در خانه اگر کس است یک حرف بس است
  • به کی رأی داهام ؟
  • ای وای احمد نکند آن جنازه غریب تو بودی ؟
  • فاطمه بانو
  • سوال تصویری (1)
  • ربنا لا تزغ قلوبنا
  • باباتقی (قسمت دوم)
  • باباتقی (قسمت اول)
  • پیش اطلاع رسانی شب یلدا
  • پلنگ دزفول
  • وامانده
  • یه حبه قند دزفولی
  • هر کسی از ظن خود شد یار من
  • هنوز نه!
کلمات کلیدی مطالب
  • مهران موزون (٤٦)
  • دزفول (٤٤)
  • دیسون (٤۳)
  • انتخابات (٥)
  • موزون (٤)
  • روغن (٢)
  • رود دز (٢)
  • امام خامنه ای (٢)
  • کاندیدا (٢)
  • شیراز (٢)
  • فیلم (٢)
  • موسیقی (٢)
  • زبان (٢)
  • مادر (٢)
  • نوروز (٢)
  • باباتقی (٢)
  • احمد سوداگر (٢)
  • فاطمه بانو (٢)
  • انصاری (٢)
  • نون چربی (٢)
  • پخت غذا (۱)
  • مهران موزونی (۱)
  • دنبه (۱)
  • سوغاتی (۱)
  • مریم مقدس (۱)
  • شیخ انصاری (۱)
  • سردشت (۱)
  • گرد و خاک (۱)
  • هواپیمای جاسوسی (۱)
  • تئاتر دزفولی (۱)
  • فرزاد مؤتمن (۱)
  • دره پلنگون (۱)
  • دسیسه مثلث (۱)
  • عباس موزون (۱)
  • خبرگزاری تقریب (۱)
  • یاغ (۱)
  • کاپو چینو (۱)
  • دوریز (۱)
  • سبط شیخ انصاری (۱)
  • امیر فلاطون نژاد (۱)
  • شیشه شور (۱)
  • حقآبه (۱)
  • ملا مهدی قلمباز (۱)
  • چهار خرداد (۱)
  • رای سفید (۱)
  • چال کندی (۱)
  • زلال دز (۱)
  • رادیو دزفول (۱)
  • دسفیل (۱)
  • rq-170 (۱)
  • هل گل (۱)
  • رسانه (۱)
  • تلویزیون (۱)
  • دوربین (۱)
  • نماز (۱)
  • لیبی (۱)
  • موشک (۱)
  • قرار (۱)
  • مصاحبه (۱)
  • یلدا (۱)
  • امام صادق (۱)
  • حج (۱)
  • خانه (۱)
  • جانباز (۱)
  • رهبری (۱)
  • جلال آل احمد (۱)
  • سوال (۱)
  • شهرداری (۱)
  • مهران (۱)
  • بهداشت (۱)
  • خوراک (۱)
  • شهدا (۱)
  • فرهنگ (۱)
  • همایش (۱)
  • دعا (۱)
  • شهید (۱)
  • شعر (۱)
  • پول (۱)
  • دوست (۱)
  • دانشجو (۱)
  • سینما (۱)
  • هنر (۱)
  • آبگوشت (۱)
  • آرزو (۱)
  • نماینده (۱)
  • ایرانیان (۱)
  • شخصیت (۱)
  • سنت (۱)
  • برادر (۱)
  • خوزستان (۱)
  • گویش (۱)
  • موسوی (۱)
  • کمانچه (۱)
  • شناسنامه (۱)
  • کارگردان (۱)
  • کویر (۱)
  • اسب (۱)
  • لهجه (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • سیمین دانشور (۱)
  • تقوا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • چمران (۱)
  • ناسیونالیسم (۱)
  • تخصص (۱)
  • رود (۱)
  • عیسی بن مریم (۱)
  • شانه (۱)
  • 2012 (۱)
  • خشک (۱)
  • دوبیتی (۱)
  • بستنی (۱)
  • دز (۱)
  • پاپتی (۱)
  • کفتر باز (۱)
  • سینما و رسانه (۱)
  • زیبا کنار (۱)
  • دارالمومنین (۱)
  • یه حبه قند (۱)
  • محیط زیست (۱)
  • پالایشگاه (۱)
  • پلنگ (۱)
  • پیرزن (۱)
  • سخنران (۱)
  • قذافی (۱)
  • بیت (۱)
  • بق (۱)
  • میلیون (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
دوستان من
  • آخرین جرعه جام
  • آذرکیش
  • اس ام اس های مثبت
  • الف دزفول
  • الهه زندگی ام
  • الهی العفو
  • امام جمعه دزفول
  • انجمن داستان نویسی ماه
  • انجمن قصه الزهرا
  • انجمن قصه دزفول
  • انصار حزب الله دزفول
  • آیت الله العظمی انصاری
  • ایستگاه تفکر
  • اینجا قلب من است
  • آینده از آن حزب الله
  • باز باران
  • بانک اشعار و نثر ادبی عاشورايی
  • بچه های مسجد نجفیه
  • بچون هیئت دزفول
  • بنگروز
  • بهداری لشکر
  • پخش و پلا اَ هَمَه جا
  • پسر دزفولی
  • پورتال شهرداری دزفول
  • پیشکسوتان گردان عمار
  • تا اقیانوس
  • تا صبح سعادت
  • تا ماه راهی نیست
  • تافا
  • تپشهای دلی شکسته
  • ترجمان عشق
  • تکواندوکاری از شهرستان دزفول
  • چزابه
  • چهارخرداد
  • چوب خدا
  • حرف دل
  • حرفی از جنس زمان
  • حس آرامش
  • حق جو
  • حکیم دزفولی
  • خاطرات دفاع مقدس
  • خاطرات شهدای شهرک منتظری
  • خانوم گل
  • خورشید عالم تاب
  • خیاطی
  • دختر برفی
  • در آغوش خدا
  • درباره الی پلی
  • درد و دل
  • دز راستین
  • دزپیک
  • دزفول آلیانس
  • دزفول تایمز
  • دزفول در یک نگاه
  • دزفول شهر من
  • دزفول قهرمان
  • دزفول ما
  • دزفول مدرن
  • دزفول نیوز
  • دزنگار
  • دزنوا
  • دست نوشته ها
  • دست نوشته ها 2
  • دفتر خدمات مسافرتي سبزقبا
  • دفترچه
  • دکتر علیرضا مخبر دزفولی
  • دلپرسه
  • دیسون قبلی
  • ذهبیه
  • رحمت خدا
  • رضا مخبر دزفولی
  • رضا مسعودی
  • رهسپار قدیمی
  • زمزمه
  • زن ، آب ، آیینه
  • ساده مثه سادگی
  • سدر بهشتی
  • سرزمین خاطره ها
  • سرزمین گرم
  • سرگذشت
  • سلاله زهرا
  • سیاه مشق
  • سید مرتضی سبزقبا
  • سیدرضا سبزقبا
  • شاعرانه
  • شاعرانه ها
  • شاهد
  • شبکه خبری دزفول
  • شهادت قلم
  • شهر خمون دسفیل
  • شهرداری دزفول
  • شهید روح الله سوزنگر
  • شهید سوداگر
  • شورانگیز
  • صاعقه
  • صبح خیس
  • صدای تنهایی
  • صدرالدین کاشف دزفولی
  • طلائیه
  • عاشوراییان
  • عاشورائیان محله کرناسیان دزفول
  • عبدال زاده
  • عزرائیل
  • عصر تکنولوژی جدید
  • عطارنامه
  • علامه مخبر دزفولی
  • غلامرضا کاج
  • غلوم
  • فاتحان دز
  • فانوس دز
  • فرزانگان جنوب
  • فرشک
  • فرهنگستان
  • فعالان دانشگاه آزاد (سوتی دز)
  • قدیمی ترین پل جهان
  • كافي نت ناصيران
  • کلک بی کلک
  • کُلول
  • کهربا
  • کوما
  • کیاسی بلاگفا
  • کیاسی میهمن بلاگ
  • گرای صفر
  • گردان بلال دزفول
  • گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد دزفول
  • گروه نمایشی هدی
  • گل طه
  • مبارز دزفول
  • مجمع خادم الشهداء دزفول
  • مجید فضیلت
  • محراب معراج
  • مرکز شهر
  • مسافر
  • مسجد حجت بن الحسن (عج)
  • مسجد حضرت رسول اعظم
  • مسجد حضرت زینب دزفول
  • مسعود مشعلچی
  • مقدم
  • ملا محمدعلی جولای دزفولی
  • ناصرین
  • نسیم بهشت
  • نگاه
  • نوشته های یک پشت کنکوری
  • هدیه خدا
  • هنر آشپزی خانم گل
  • هنر دز
  • هیئت تیراندازی با کمان دزفول
  • هیئت رایت العباس
  • واگویه ها
  • والفجر 8 (غزاله)
  • یاد لاله ها
  • یاد همرهان
  • یار مهربان
  • جادوی جنون
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



دیسون
اطلاعیه
نویسنده: مهران موزون - ۱۳٩۱/۱/٢٤

به مناسبت درگذشت عالم ربانی "حجه الاسلام والمسلمین حاج سید مصطفی موسوی" روز یکشنبه 91/1/27 پس از نماز مغرب و عشاء مجلس ترحیمی در مسجد محله ساکیان دزفول برگزار میگردد. دوستانی که امکان حضور دارند از طرف حقیر نیز فاتحه ای نثار روح بزرگوار آن مرحوم فرمایند.

دیبسون، علو درجات اخروی را برای آن فقید سعید و صبرجمیل برای بازماندگان گرامی اش را از خدای منان خواستار است.

پی نوشت : مرحوم مغفور حاج سید مصطفی موسوی(ره)،پدر همسر مکرمه ی حجه الاسلام والمسلمین آقاشیخ رضا انصاری می باشند.

نظرات ()



نامه یک کم سوات دزفولی (خودم) به آنان که 4 خرداد را آفریدند
نویسنده: مهران موزون - ۱۳٩٠/۳/٤


تذکر : ( متن  با لحن بچه های اول ابتدایی نوشته شده است)


سلام شهدا ، حالتان چطور است ، باری اگر حال ما را خواسته باشید بد نیستیم به لطف خدا ،

یعنی خوب هم نیستیم ها!!

دلم برایتان تنگ شده و خیلی خیلی دعاگوی شما هستم. نمی دانم الان آنجا که هستید چه خبر است؟ ولی اطمینان دارم که بهتان خوش می گذرد.
راستش را بخواهید ما روزگار خوبی نداریم.

 آب رودخانه مان را برده اند و می خواهند بجایش ما را با شکلات مونوریل ، بیشتر به اندیمشک وصل کنند.
اندیمشک خیلی جای خوبی است ، منظورم همان جایی است که شما بهش می گفتید صالح آباد ، الان برای خودش شهری شده و کلی برو بیا دارد و حسنوندی فریدون نام ، چنان برایش زحمت می کشد که مختار برای اسلام نکشید.
بچه ها تورو خدا از حالتان ما را خبر کنید،
از علی یار خسروی چه خبر؟ روی ماهش رو ببوسید و بگویید سلام علی یاااااار....کجایی پسر؟
آن رفقایت که کلی باهات بودند الان بعضی هاشان مثل حاج عزیز گوشه خانه افتاده اند  و به سختی نفس می کشند ، بعضی هاشان هم تا آن بالا رفتند و دیگر برنگشتند....جایت خالی است بوخدا....
آها!!!..داشت یادم میرفت.
رضا ازک (ezek)چطور است؟ امیدوارم که آنجا مغزش پاشیده نباشد و برای خودش سری میان سرها در عالم برزخ داشته باشد ، بی زحمت به او بگویید رضاجان خیلی دوستت داریم و در این 33 سالی که گذشت خیلی جایت را پر کردیم ، ما اصلا حرف بد به هم نمی زنیم ، حق همدیگر را نمی خوریم ، به هم تهمت نمی زنیم ، رضا جان به همان مغز پاشیده ات قسم ، ما اصلا به هم دروغ نمی گوییم و معاملات روزمره مان مثل بنی بشر صورت می گیرد.... آقا رضای عزیز به حاج آقا "علی عابد" بگو هیچ ناراحت و غصه دار نباشد و خیالش تخت که جلسات قرآن در مسجد آقا فتاح همچنان پا برجاست و همه ی بچه های محل ، هنوز هم عیب های اخلاقی همدیگر را تذکر می دهند و کسی در محل بی حجاب و بد حجاب نیست. سلامش برسانید و بگویید حاج آقا آسوده بخواب و بدان که مفت شهید نشدی ، همین حالا بچه های خیلی خوبی در شورای شهر ، مانند مختار برای انتقام خون شما در حال زحمت کشیدن هستند و حقوق دزفول را کاملا پاسبانی می کنند. به او بگویید که حاج عظیم سرافراز هم خیلی خوب است و خدا حفظش کند که به تنهایی مراقب است تا به هر مجلسی ، شورای شهر را دعوت نکنند.
هااااااای سلیمان حمیدی ، چطوری پسر؟ دلم برای شیرجه های نابت از جامَع قاسُم تنگ شده است ، یادش بخیر نان هایی که از تنور شاطر رحمان برایم در می آوردی ، شاطر رحمان هنوز زنده است و به سختی نان می پزد تا بتواند نان بخورد.
 حالت چطور است رفیق ، باور کن دزفول همانطور که به ما سپردی حفظ و حراست شده و آب از آب تکان نخورده؛

ولی چرا!!

داشت یادم میرفت ، ما ساحل رودخانه را حسابی تنگ و خوشگل کرده ایم ، باید بیایی و ببینی که از "دَردَراقایت" هیچ خبری نیست وکمرِ پُش لُرکُش هنوز سرجایش هست اما دیگر کسی از کشته شدن لر و دزفولی در تندی آبش نمی ترسد و همه خیلی راحت در نزدیکی اش قدم می زنند آخر خیلی ساحل را تنگ کرده ایم و یادمان رفته که شما تنگه احد را با خونتان حفظ کردید. ما الان کلی شهرهای دیگر را آب می دهیم ، تازه جایتان خالیست که ببینید زحمت سنگربانی دز را هم اندیمشکی های زحمت کش می کشند نه دزفول.
سلیمان عزیز ، اگر به شهید کماندار رسیدی بگو بی وفا کجا ول کردی رفتی؟ بابایت سالهای سال در فراقت گریست و آخر سر خودش به دیدارت آمد ، آخر با مرام ، این که نشد کار ، شهر به این خوبی را ول کردی و رفتی ؟؟ حیفت نمی آید؟ بیا وببین هجوم گرانیت های سیاه را بر خانه پدری ، بیا و بشنو موسیقی های دوپِس دوپِس را و حالش را ببر...خدایی چه بود  آن درب های چوبی خانه های قدیمی که در کمال امنیت از صبح تا شب باز بود!!..الان شهرمان را چنان به زیور ناامنی آراسته اند که پنج دقیقه هم نمی توانی از موتور سیکلتت دور شوی.
وای خدا بازهم زیادشد... ( ببخشید آسِد رضای سبزقبا)
سلام خواجه محمد فلاطون نژاد؛
 خیلی مخلصیم ، خدا شما را برای جوانان دزفولی در برزخ حفظ کند ، نمی دانم به عنوان پیرترین شهید انقلاب ، بین دزفولی های برزخ چکار می کنید؟ یادم هست که ملای نابینای مسجد را به خانه اش می رساندی که دژخیمان پهلوی با ضربات قنداق و تیر ژ3 ملکوتی ات کردند ولی خیالت راحت باشد ، الان زنان دزفولی به برکت خون شما و دلاوران نیروی انتظامی در کوچه های شهر در کمال آسودگی!! تردد می کنند ،  نه کسی جرات دستبرد به مالشان را دارد نه به ....
باور کن راست می گویم پدر جان.
بایگانی اداره آگاهی دزفول ، خالی خالی است ، نه مملو پرونده های سرقت است و نه مزاحمت های ناموسی.
گذشت آنزمان که ملایی پیر و نابینا ، برای گذر از کوچه و خیابان محتاج پیرمرد 80 ساله ای چون شما می شد ، الان پیرمردان و پیرزنان و... به اتکای جوانان غیور شهرمان و حمایت مسئولین امر ، در سلامت و امنیت کامل به سر می برند .
راستی شهدای عزیزم...یه چیز داشت یادم میرفت...
یادتان هست دزفول نه دزد داشت نه گدا؟ ( غالبا نه قاطبه)
شکر خدا هنوز هم همانطور است و دزفولی جماعت نه دزد دارد نه گدا ، ولی نمی دانم چرا این همه اموال و اشیاء مردم گم می شود؟؟؟ نکند کار اجنه است؟ حتی بچه های نوجوان مردم هم گم می شوند و جنازه شان الکی الکی در گوشه و کنار شهر پیدا می شود.تا جایی که یادم می آید اجنه های دزفولی حداکثر در قامت گربه و بز ظاهر می شدند نه قاتل و دزد و فوق و فوقش وقتی با دزفولیان روبرو می شدند یک شیشکی می کشیدند نه چاقو و اسلحه.
امروز چهارم خرداد ، روز مادرمان دزفول است. آخخخخ خسته شدم از بس که از شهرمان تعریف کردم.
سلام می کنم به روح بلند شیخ الشیوخ ، حضرت علامه مرتضی انصاری( اعلی الله مقامه)؛
 آقاجان ما اصولا ارادت داریم خدمت روح بلند شما و خواستم عرض کنم که آسوده باشید که اهل علم و قلم در شهر کم نیستند و دین و دینداری در دزفول همچنان موج میزند.
چندی پیش خدمت نواده گرامی تان بودم و برایم گفت که شخصا برای حفظ ..... مردم ناچار به انجام وظایف نیروی انتظامی شده است و کلی خوشحال شدیم که هنوز هم سایه روحانیت بر سر دزفول و دزفولیان قرار دارد.
 حضرت آقا؛

باری اگر حال اهل قلم دزفول را خواسته باشید ، شکر خدا  ابلیس لعین هیچ نیروی اهل قلمی در شهر ندارد. اینجا نه کسی از نهیلیسم دفاع می کند نه از سکولاریسم و نه از فمینیسم. شما آرام وخلد آشیان بمانید که مسئولین فرهنگی شهر بیدارند و در شهر حتی یک قلم!! نیست که برای " نان" بنویسد. حتی یک قلم نیست که برای "نام" بنویسد. حتی یک نفر!! نیست که همچون سگان باغ گازِر دائما پاچه دیگران را بگیرد. در دزفول هیچکس نیست که برای جلب توجه و جبران سوابق خراب خانوادگی خویش دائما سم پراکنی کند. اینجا همه ی اهالی قلم به شما ارادت دارند و حتی یک اسائه ادب جزئی هم به ساحت مقام شامخ شما نمی شود.
باور بفرمایید اهل قلم دزفول ، همه متعهد و دلسوزند و همه ی هم و غم خود را در راه اعتلای فرهنگ و ادب شهرمان خرج می کنند.
حضرت شیخ ، شما گواهی دهید که عرایض من عین حقیقت!!! است. ما به خود می بالیم که خلف کسی چون شماییم ، کسی که فخر تمام جهان اسلام بوده و هست.


سلامی هم به شهدای موشکباران های دزفول،


تشکر می کنم که زحمت کشیدید و جزغاله شدید و خاک بر دهانتان شد.
خاک عالم بر دهانمان باد اگر میراث شما را (پاکیزگی و معنویت و غیرت) را بر باد داده باشیم.
ما در روشنایی همان خانه هایی که شما در آن همچون شمع سوختید زنده ایم و به قاعده می خوریم و به قاعده می نوشیم و نمازمان براه است و حاشا و کلا که ورق بازی کنیم و فارسی وان ببینیم.
راستی شما می دانید ماادراک الافارسی وان؟
 اگر به شما گزارش دادند که :
 در حاشیه رودخانه ی شهرتان ، روز روشن و به بهانه سرگرمی ، آلات قمار علنی براه است باور نکنید ها!! دروغ است.
اگر شنیدید در حاشیه رودخانه تان ، میهمانان نازک بدن ناخوانده با  غیرت جوانان دزفول چَقُل بازی  می کنند باور نکنید ها!! دروغ است.
اگر شنیدید که خانواده های با شخصیت و محجوب دزفول ، سهمی از آخر هفته در ساحل رودخانه ندارند باور نکنید ها!! دروغ است.
پسرهای امروز دزفول هیچ بیکار و بطال نیستند.
همشون اهل زرنگ؛
 فرز و تیز مثل فشنگ.
میرن سرکار و جوهر مردونگی رو نشون میدن. اونم کارای تولیدی نه کار کاذب !!
یهو اگر بهتون گفتن : شما سوختید و رفتید تا شهر دست دشمن نیفته ، حالا پسراتون تمام هنرشون سوار شدن بر موتورهای پرسروصدا و مزاحمت برای خانواده های مردمه....باور نکنید. همه اش دروغه.
تورو خدا اگر بهتون گفتن : آهان شهدای موشکی دزفول ، حرارت موشکهای اسکاد ، شما رو پخت تا بجاش عقل و انصاف و جرات و حمیت خیلیا در این شهر بسوزه باور نکنیدا !!
به روح بلندتان سوگند که :
شهر شده شهر فرنگ.
یکی عصاری میکرد...( یعنی عصرها توی شهر ول میگرده)
یکی خراطی میکرد...
اون یکی نقالی میکرد.. ( از خودش چیزی نداشت ، نقل اینو اونو میگفت کاسبی می کرد)
یکی رزازی میکرد ... ( به اسم شما شهدا ، نوشته هاشو  رنگ می کرد )
شتره نمدمالی می کرد ...( خودش هیچ پشمی نداشت...دنبال این بود که از پشم دیگران برای خودش کلاهی بماله)
امروز 4 خرداده و .....
باور کنید
 ما همه قدر خون شما را میدانیم !!

پی نوشت :

نمیدانم انتخاب روز چهارم خرداد برای اعلام قهرمانی دزفول عمدی بوده یا نه (منظور مجاورت با سوم خرداده) ولی فرصت خوبیه که میشه از حاج احمد سوداگر و مهندس ضرغامی گلایه کرد که چرا و به چه علت آنچنانکه به سوم خرداد و آزادسازی خرمشهر توجه ملی و رسانه ای میشه ، به چهارم خرداد و روز دزفول توجه نشده؟ آیا اگر دزفولی ها هم مانند خرمشهری های عزیز ، شهرشونو رو خالی می کردند صفحات جنگ تورقی دیگر نمیخورد؟ آیا همین بچه های دزفول نبودند که در آزادسازی خرمشهر سهم مستقیمی و یگانه داشتند؟؟چرا ایرانی جماعت باید سوم خرداد و آزادسازی خرمشهر رو در حافظه اش داشته باشه ولی قهرمانی دزفول در جنگ در غربت رسانه ای به سر ببره؟

- رشیدرشید...احمد؟؟؟

- رشید جان بگوشم؟

- احمد شما الان تو شهرید؟(خرمشهر)

نظرات ()