طعمی دیگر از 4 خرداد


سخن اول

ایران کنونی ما قریب به 1/65 میلیون کیلومتر مربع عرصه دارد که در ابتدای حکومت آقامحمدخان حدود 3/8 میلیون کیلومتر بوده است.این بدان معنی است که ایران حال حاضر فقط 43% باقی مانده ی ایرانِ 230 سال پیش است که طی 120 سال سلسله ی خبیث قاجاریه نزدیک به 2/2 میلیون کیلومتر آن(57% وسعتش) قیچی شده و داغ جدایی پاره های تن ایران زمین به دل نسل های بعدی ماند.
اگر تاریخ ایستادگی های ملت ایران و رشادت های روحانیت بیدار و شجاع کشور را مرور کرده و صحنه هایی همچون پوشیدن لباس رزم و حضور در میادین جهاد توسط مراجع عالیقدری مانند سید محمد مجاهد (ره) و یا ملا احمد نراقی(ره) را بینید و از سوی دیگر عملکرد ذلیلانه شاهان قاجار را به قضاوت  بنشینید بلاشک  به این نتیجه می رسید که :
تمام این 2/2 میلیون کیلومتر خاک از دست رفته را بابت حقارت، سفاهت و خیانت امرای حکومتی ایران باخته ایم.
وگرنه که ملت و روحانیت شجاع و متعهد این سرزمین هیچگاه به دادنِ خاک، رضایت نداده و سهم خود را در مقاومت ادا کرده است.
جالب اینکه برابر محاسبات صاحب نظران امر، تمام آن 2/2 میلیون کیلومتری که سفیهان قجری باختند هم سنگِ جزیره ی کوچک بحرین نبوده و نیست.
لذا می توان به خاطر همین یک قلم خیانتِ آشکار،  بلاهتِ محمدرضا پهلوی را بزرگتر از 120 سال خیانت و بلاهت قاجاریه دانست.
اگر بحرین در آغوش مام میهن باقی می ماند غیر از خود بحرین و ارزش ژئواستراتژیکی که دارد ، موجب ارزش ژئوپلتیک فراوان جهانی نیز برای ایران میشد .
چه اینکه گفته شده که اگر بحرین جزو خاک ایران بود طبق قوانینِ حقوقِ بین المللِ دریاها مرزهای آبی ایران تا 12 مایل دریایی پشت جزیره بحرین امتداد داشت فلذا قریب به 70 درصد منابع هیدرو کربنی زیر خلیج فارس ملک طلق ایران بود.

بگذریم :

گاهی چیدمان آماری اتفاقات چند دهساله در کنار هم، توان تحلیل و قضاوت را در ما افزایش چشمگیری می دهد.
به تصویر زیر بنگرید :

سیر لاغر شدن ایران در زمان قاجار



با این توضیح که طراحِ خوش ذوق این تصویر، مصیبتِ بحرین را از قلم انداخته است .

دقت کنید که  طبق این تصویر، در هر مرحله ایرانِ سمتِ راست،  به ایرانِ سمت چپ تبدیل شده است.
و در آخرین مرحله که طی هشت سال جنگ ایران و عراق و هجمه ی همه جانبه ی جهان استکبار علیه این مرز و بوم، حتی یکسانتی متر از وطن جدا نشده ، برگی زرین است در تاریخ کشورمان که تا ابد افتخارش برای مردم ایران و نظام ولایت فقیه باقی خواهد ماند.
لذا آنان که دلشان برای روزگار بدون جمهوری اسلامی غنج میزند و رهبریِ نظام ولایت فقیه همچون خاری در جگرشان فرو رفته است با دیدن این تصاویر اگر جُوی انصاف در وجودشان باشد چاره ای جز شرمساری نخواهند داشت.

سخن دوم

و اما 4 خرداد و دزفول...
امشب با دیدن عکس فوق در سایت مشرق نیوز بیاد آوردم که دزفول و دزفولی ها با ادای دین شان به اسلام و رشادت هایی که برای ناکامی دشمن در جدایی خوزستان به خرج دادند چه نقش بزرگی در عقیم گذاردن خط سیر دویست ساله تجزیه ایران داشته اند.
این درست است که افتخار حفظ آب و خاک(که تنها یکی از ثمرات مبارک دفاع مقدس ماست) برای تمام ایرانیان ثبت شده اما شایسته است که 4 خرداد هرسال که فرا می رسد بیاد داشته باشیم که ما دزفولی ها دوشادوش دیگر هموطنان نگذاشتیم تا خاک ایران کنام شیران و پلنگان شود.

شاد باد روح بزرگ شهید سوداگر.
شاد باد روح بزرگ بهمن دُرولی
شاد باشد روح بزرگ شهید صفویان
با شهدای دشت کربلا محشور باد روح بزرگ تمام شهدای دزفول.
چهار خرداد، روز مقاومت دزفول  روز ناکامی لشکر ابلیس مبارک باد


 پی نوشت : چه نیکوست که در روز ملی دزفول، عزیزانی همچون حاج امیر ابراهیمیان ، حاج علی بیباک ، حاج محمد عیدی مراد ، حاج مصطفی آهوزاده و .... را فراموش نکنیم و اگر در توانمان هست سری و عرض ادبی به این عزیزان داشته باشیم.

/ 25 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید رضا صائبی نیا

سلام حاج مهران دلم شکست و با (دزفول در وقت اضافه ) به روز شدم مزین بفرمایید

محمد مجیدی راد

سلام چهارم خرداد امسال هم گذشت بروزم " جای خالی یک آهنگ مخصوص دزفول" تشریف فرما شوید

بهار

با سرزمین محبوب من بروزم. در خصوص وارونگی هم آنچنان که تحقیق کردم نرخ مشارکت مردم دزفول در انتخابات متناسب با کل ایران بوده.

بهار

درود... حتی اگر اینگونه باشد مردم دزفول راهی جدای راه کل مردم ایران را نرفته اند.. قبول کنید احساسی عمل کردید![چشمک]

یه دوست

راستی چه امتیازی برای روز دزفول بهتر از این که با زهم عطر بوی شهیدان در کوچه های شهرمان پیچید و آنان که در چند صبحی پیش رایی به صندوق ها نریختند بیعتی تازه با مولایشان امام خامنه ای و شهیدان همیشه سرفراز این دیار داشتند. آیا سرمایه ای بیش از این این شهر میخواهد بوسه باران باد بر دستان و پاهای غیور مردان دزفولی که باز هم مسئولان را شرمنده حضور کردند والسلام. اگه دوست داشتین به عنوان یه مطلب به پست هاتون اضافه کنید

شاهد

سلام . درمورد قولی که برای نوشتن پیرامون شخصیت شیخ مرتضی ارنصاری داده بودم . فکرش رو کردم که اگه به صورت مسابقه یا موج وبلاگی برگزارش کنم بهتره چون اونطوری تعداد مطالب بیشتری در نت نوشته میشه و ماندگاری و تاثیر بیشتری داره . خواست نظرتون رو در مورد نفس کار و همچنین در صورت موافقت درمورد موضوع مسابقه بدونم. می خوام یه موضوعی پیرامون شیخ مرتضی رو انتخاب کنیم که باعث تولید محتوای الکترونیک بشه نه اینکه مطالب کپی پیست باشن. ممنون

محمد حسن

سلام این تکه رو از ناگفته های جنگ شهید صیاد شیرازی داشته باشید(البته مربوط به بعد از عملیات فتح مبین هست): «مردم فداکار و متعهد دزفول، با وانت و کمپرسي و هر وسيله‌اي که داشتند، از جاده ي علم‌کوه براي ما وسايل مي‌آوردند و اگر اسير يا مجروح بود، مي‌بردند. آمده بودند اسيرها را ببرند. خودشان تعريف مي کردند هر ماشين که مي‌رفت فقط يک ايراني با اينها بود. آن يک نفر هم راننده‌اش بود؛ اينقدر در نيرو صرفه‌جويي مي‌شد. و خنده‌دارتر و جالب‌تر اينکه، در مسير چون جاده، خسته‌کننده بود، عراقيها رحم‌شان مي‌آمده و به راننده‌ها مي‌گفتند که ما هم رانندگي بلديم و جايشان را با هم عوض مي‌کردند!»

محمد حسن

راستی آن حضراتی که فرمودید، آن یک جو انصاف مورد انتظار را هم ندارند. اگر داشتند اینهمه «ضد دفاع مقدس بازی» در نمی آوردند.

مسعود مشعل چی

سلام طبق معمول از متن جالبتون استفاده کردم و البته لذت بردم خوشحال میشم درمورد مطلب (( روز دزفول )) نظرتون رو ببینم