چند توصیه گرد و غباری

جمعه و شنبه ای که گذشت با نگاهی دقیقتر به آسیب های گرد وغبار در سطح شهر دزفول توجه می کردم.

فکر می کنم کار این میهمان تحمیلی از "غبار" هم گذشته و اکنون خاک دقیقاً حالت سیرمه{1} به خود گرفته.

من می بینم که مردم ما بی هیچ ماسکی و به راحتی خاک سیرمه شده را فرو می برند.

ای وای از شُش های مظلوم دزفول.

ای وای.

استاد کلاه مال با هن و هن و نفس زنان در حال کار است تا با ساخت یک کلاه نمدی دیگر معاش روزانه را رقم بزند.

آهنگر عرق ریزان و نفس زنان در حال کوبیدن پتک و چکش است و سینه اش بسرعت پر و خالی از هوای نامرد این روزهاست.

عطاری ها اجناس خود را که اکثراً پودری شکل هستند به شکل و باز و در معرض غبار سیرمه مانند به فروش می رسانند، حنا، ختمی، زعفران، ادویه، آرد و .....

نانوا ظرف خمیر را که در معرض جلاد گرد و غبار است چانه چانه به تنور می برد.

بامیه فروش و خرمافروش، خوراکی های چسبناک خود را در معرض همین هوا گذاشته و به فروش می رسانند.

ماست فروش، ماست سفید خود را که به نامحسوس ترین شکل خود آلوده شده کمچه کمچه{2} به دست مشتری می دهد.

بحتیه فروش به همین شکل و ....

هان ای مسئولین محترم بهداشت دزفول.

لطف کنید و تبصره ای و بخشنامه ای بر سردر شهر آویزان کنید که:

خوراکی فروشان، خوراک های خود را در روزهای گرد و غبار با محافظ های مخصوص بپوشانند.

خوراکی از همه نوع...

از سمبوسه گرفته تا بحتیه.

از اجاق سرخ کردن سوسیس و همبرگر ساندویچ فروشی ها تا لاشه های گوشت آویزان درب قصابی های شهر.

انجام اینکار و همراهی واحدهای صنفی و اداره اماکن و بهداشت دزفول که نیاز به دستور و بودجه از تهران ندارد...دارد؟

نیاز به تجمع و گله و شکایت ندارد...دارد؟

آن فروشنده ای هم که دستور العمل بهداشت و اماکن دزفول را برنتابد با مردمی روبروست که ذاتاً از خرید اجناس او خودداری خواهند کرد.

منظورم همان مردم محترمی است که به وجود آلودگی های چه و چه...در گرد و غبار اعتقاد دارند و حالا باید به این پرسش مهم در خلوت خود پاسخ دهند که : (( اگر معتقدم در این گرد و غبار مسمویت و آلودگی وجود دارد پس چگونه به راحتی از لبنیاتی خریداری میکنم که روی مواد غذایی خود را حتی در ایام آلودگی هوا نمی پوشاند؟))

البته جای طرح این پرسش مربوط به زمانی است که مسئولین محترم ادارات بهداشت و اماکن دزفول، کسبه گرامی شهر را ملزم به رعایت نکات لازم در زمان گرد و غبار کرده باشند.

نکته دیگر اینکه باید به مردم عزیزمان آموخت که در روزهای سیرمه آلود، می بایست عادتاً از بینی نفس بکشند (البته غیر از کسانی که انحراف بینی و ..دارند).

ورزشکاران حرفه ای می دانند که اصولاً بهتر است که انسان از بینی تنفس کند تا دهان.

چون با تنفس از بینی، درصدی از آلودگی محیط با پرزها و کرک های دیواره بینی فیلتر خواهد شد، در حالیکه با کشیدن نفس از دهان، حجم هوای بیشتر و بدون فیلتر موجب افزایش آسیب به ریه هاست.

به مردم عزیزمان توصیه می کنم تا در روزهای گرد و غبار اگر ناچار به خروج از منزل هستند آرامتر گام بردارند تا شدت تنفس افزایش نیابد.

 

 به امید روزی آبی تر

 

 

{1}سیرمَه = سُرمه

 {2}کَمچه= ملاغه

پی نوشت : امروز یکشنبه 91/4/18 که این مطلب نوشته شد غبار تهران را (همانند موارد متعدد گذشته) فرا گرفته است.

 

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیما از دزفول

نه بخدا به پیر به پیغمبر !! خانوادتاَ اهل کسب و مغازه داری نیستیم - نه خانواده خودم و نه خانواده خانم - [نیشخند] البته اخیراَ یکی از بستگان نزدیک مغازه سوپری باز کرده که البته مشمول این قضیه نمیشه چون اکثر قریب به اتفاق اجناسش بسته بندی است ! سوال دوم از بیست سوالی را بپرس - این یکی را که برنده نشدی !!![نیشخند]

هستی

سلام بزرگوار ممنونم از بزرگواری که کردید و خوشحالم که روحیه شون خیلی خوبه خدا را شکر . امیدوارم همیشه سایه شون روی سر ملت ایران باشد . برای پست تون هم حتما خبرم کنید الانم می رم لینکتون می کنم

... بزرگه

سلام و اکثرا تو این اوضاع اونایی تعطیل میشن که تو ادارات و در فضای بسته کار می کنند و حتی با سرویس سر کارشون میرن. و بارها خودم شاهد بودم که بچه هایی که بخاطر گرد وخاک تعطیل شدن تو کوچه مشغول بازی اند!!!!!!!

نقطه

سلام . تا حالا شده دوست نداشته باشی تو آ یینه نگاه کنی ؟ از عصر تا الان که ( با دست لرزان ، از دل نالان و نگران ) مشغول نوشتن این کامنت هستم ، می ترسم برم و یه بار دیگه نگاه کنم توی آ یینه . باور کنید با این که دلم خون خونه ، کارد فرو کنید توش ، یک قطره خون بیرون نمیاد . تا حالا شده برید سلمونی و طرف فاتحه ی سر و صورتتون رو بخونه ؟ سر به فداتون ، صورت رو چه کنم ؟ شاید برای ( سایر نقاط ) " محترم ، ( که خیلی هاشون " ریش " رو "تیغ " می زنند ) ریش مهم نباشه ، ولی برای من که با ریشم "تیغ " می زنم ، فااااااجعه ست [گریه] باور بفرمایید جهت حل و رفع این فاجعه حتی به ریش مصنوعی ( ولو ریش بز باشه ) هم فکر کردم ، ولی گمان نمی کنم با این چیزا ترمیم شدنی باشه . ای ( نقاط دلسوز) ی که با تمام توان در صدد ارائه ی راه حل معضل گرد و غبارید ، به راهنمائیتون سخت محتاجم . فقط نگید ( صبر کن خودش درمیاد ) که اولندش تا اون موقع این مصیبت منو از پا در آورده ، و ثانیا بیش از این نمیشه غیبت داشته باشم و نرم سر پستم [اضطراب]

غصه

اونوقت میگن غصه گردو خاک میکنه! این جناب نقطه که حقگو و حقجو هم هست گاهی وقت ها فراموشکار میشه بد جور! ولی خودمونیما سی خودش بهاریه هان!

غصه

همین جناب نقطه را عرض کردم . ماشاالله وقتی میاد دیسون حسابی شور و حال داره و انرژی اکتیواسیونش هم بالاست! نشدیدین که میگن فلانی مری بهاریه؟

حقگوی حقجو

به نام خدا . با سلام . نقطه ی عزیز و محترم ( اولا ) واقعه ی مولمه ی وارده را تسلیت گفته و شما را به صبری پسندیده دعوت می کنم و ( ثانیا ) به مقتضای ( این جهان کوه است و فعل ما ندا ... سوی ما آید نداها را صدا ) و نیز ( از مکافات عمل غافل نشو ... گندم از گندم بروید جو ز جو ) ، بعید نیست که شاهد محصول یکی از تخم هایی که قبلا کاشته ای شده باشی . ( نقطه جان ) فراموش کردی که با ( اخوان الصفا ) چه کردی ؟ فکر نمی کنی ( آه ) یکی از اون ها دامنگیرت شده ؟ ریشه شون رو کندی و از معیوب شدن ریش (و شاید هم ابرو یا گیسو ) ی خود نالانی ؟ ( هیچ گندم کاری و جو بر دهد ؟ ... د یده ای اسبی که کره خر دهد ؟ ) ... ( ثالثا ) در مواجهه با هر حادثه ای این فرمایش سعدی را نصب العین خود قرار ده : ( هر چیز کز آن بتر نباشد ... از مصلحتی بدر نباشد ) . جهت تسلای خاطر شما ، توصیه می کنم که شعر ( پیرمردی مفلس و برگشته بخت ... ) از پروین اعتصامی رو بخوانی ( هر بلائی کز تو آید رحمتی است ... هر که را فقری دهی آن دولتی است ... گر کسی را از تو دردی شد نصیب ... هم سرانجامش تو گرد یدی طبیب ... ) [گل]

نقطه

سلام . حقگو جان ، اگه بیم نامحرم بود نت نمی بود ، با صداقت و صمیمت تام اعلام دستبوسی می کردم . قلم و زبان ، ناتوان و الکن از تشکر از شماست . با حرفات ، که آبی بود بردل سوزانم ، لختی آرام گرفتم . خدا یا ، یک دل و این همه مهر و وفا ؟ ( مثل دل حقگو ) ، خدایا ، یک دل و این همه جور و جفا ؟ ( مثل دل بعضی ها ) . یکی نیست به این ( غصه) بگه : عزیز دل خواهر و برادر ، ( ته که مرهم نه‌ای بر داغ ریشم ... نمک پاش دل ریشم چرایی ؟) . ای بنازم ( به ضم "ز" ) به دقت نظر حقگو که اسیر لفظ نیست و ذهنش از ( ریش ) منقل شد به ( ابرو و گیسو ) [دست] یکی از (نقاط محترمه ) که مشاطه ای از سر سهو ، خیلی خفن گیسوانش را ضایع نموه بودی ، مدت مدیدی از التفات شویش محروم ، و از سرای و کویش تبعید و دور گردیده بودی . . . این حکایت مقرون به واقعیت از آن روی گفتم که : ( ثانیا ) عمق فاجعه ی مصیبت وارده بر من منکشف شود ، و ( اولا ) " نقاط مکرمه " چشم و ابروی و موی و گیسوی خویش ، به دست هر کسی نسپرندی

نقطه

سلام . به به ، به به ، می بینم که سرکار (غصه) در عالم شیمی هم سیر می کنند و از ( اکتیواسیون ) و ( کمپلکس فعال ) و ( کاتالیزگر ) ها می دانند و سخن می را نند . ( ( قابل توجه اونائی که ما خواهران و طائفه ی نسوان را " ضعیفه " می دانند ) ) سپاس از این که این دائره ی با شعاع صفر ، و این دارنده ی کمترین سطح ، یعنی ( نقطه ) ی بی بضاعت رو ، به ( انرژی فعال سازی ) ملقب و موید فرموده و دلش را مفرح نمود ید ، نمود نی [خجالت] خواهرا ، توصیف کردن شما مرا به ( فراموشی ) ، موجب شادی ( بعضی ) ها که خود را ( جنس برتر و بهتر و قوی تر ) می دانند می شود . و بدان " ایدک الله تعالی فی الدارین " که اتخاذ سیاست ( از این شاخه به آن شاخه پریدن و گاه بر نعل و گاه بر میخ زدن ) مطابق با مقتضیات اوضاع اندرونی و سیاست های بیرونی می باشد . تامل و تدبر و تفکر و تفرح . در پایان " برادر موزون " ( به سکون " ر ") را به خاطر اشارتشان به ( ریش های بی ریشه ) تحسین و تقدیر می کنم [گل]

سید رضا صائبی نیا

سلام حاج مهران سالهاست وقتی به شهر میروم چند مسئله مرا رنج میدهد . فروش مواد غذایی باز مثل ماست و بحتیه و .... که سالهاست در جاهای دیگر منسوخ شده . شکل فعلی قصابی ها که گوشت را آویزان میکنند امری که سالهاست در شهرهای دیگر ندیده ام . و بالاخره جوی های رو باز پر از لجن و کرم های ملق زن در آنها ......تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل برار