وقاحت کافی است آقاغلام!

تو را به فامیلی که اکنون در شناسنامه ات داری خطاب نمی کنم چرا که حیفم می آید نام شهید رجایی وجه المصالحه ی اذهان عمومی خوانندگان قرار گیرد.

تو را به فامیلی که در دزفول بدان مشهوری نیز خطاب نمیکنم چرا که معلوم نیست مورد رضایت آن خاندان محترم باشد.

تو را به اسمت صدا میزنم اما نه غلامعلی!

که اگر غلامِ علی می بودی قلم و قدمت در راستای فرزند علی می بود نه دشمنان وی.

پس آنچه ته کاسه می ماند یک «غلام» است که البته به رسم ادبی که در دزفول آموخته ام یک «آقا»ی عاریتی پیشوند آن میگذارم و بس!

آقا غلام،

پس از بی انصافی چند روز گذشته ات که در حق مولایمان حضرت روح الله(ره) مرتکب شدی و پیش چشم خلق! حضرتش را به بی تدبیری و هدر دادن خون مردم مناطق جنگی(خصوصا خوزستان) متهم کردی + آنقدر خشمگین شدم که اگر نزدت بودم نمیدانم چگونه از ساحت مقدس حضرت امام(ره) صیانت میکردم.

کمی پس از نشر اعتراضیه بچه های حزب اللهی دزفول، برایشان پیغام گذاشتم که :

آقا غلام را جدی نگیرید. بگذارید خوش باشد، بالاخره چند روزی قفسی ساخته اند از قلمش و هر آنچه می گویندش مینویسد.

بگذارید این چند روزه را زیر قبای مولایش(آقای هاشمی) راحت باشد.

به ایشان گفتم که آقاغلام مدتهاست به زمین و زمان حمله میکند و ایراد میگیرد.

از نظر ایشان همه ایراد دارند جز آقای بهرمانی. پس جدی اش نگیرید و بگذارید خوش باشد.

آری آقا غلام،

به همان کربلایی که همین چندی قبل آنجا بودی، پیغامی به همین مضمون که عرض کردم به دوستان دادم که علنی سازند.

اما..

کمی بعد به فکر فرو رفتم و متوجه شدم که نه!

این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست یَ یَ !

ما یاد گرفته ایم که خودمان دشنام بخوریم اما مقدساتمان مصون بماند.

ما یادگرفته ایم دزفول را برای خوزستان ، خوزستان را برای ایران و ایران را برای اسلام بخواهیم.

غلام جان!

به روح همان آیت الله قاضی (که کتابش را به خوبی نگاشته ای و دستت درد نکند) قسم، ما حفظ حرمت اماممان را از ایشان آموخته ایم.

به ما چه که شما در میانه راه کم آورده اید و تغییر مسیر داده اید.

چندی پیش شنیدم که در مراسم تعویض رئیس دانشگاه آزاد دزفول، به شهر آمده اید و گردو خاک کرده اید!

آنجا از آقای هاشمی برایمان پیغام آورده اید که مردم دزفول چنین و چنان.

خیلی دلم میخواهد جوابیه مرا به عنوان یک شهروند دزفولی برای ایشان ببرید که :

(( آقای هاشمی، سلام

من یک دزفولی هستم،

یادتان هست که روزی روزگاری در منقبت ما گفتید : امروز مردم دزفول بهترین اعتبار را در دنیا دارند؟

یادتان هست؟

اکنون میخواهم بگویم : حاج آقا، ما هنوز آن اعتبار را داریم اما آیا شما اعتباری را که از سایه ی انقلاب و امام به دست آوردید توانستید حفظ کنید؟

آیا شما نیز چون مردم دزفول که در جهاد اصغر ایستادند توانستید در جهاد اکبر دوام بیاورید و عروس هزار چهره ی دنیا را پس زده و پای خیمه ولایت پایداری کنید؟

آقای هاشمی،

ممنون که هنوز برای مردم دزفول توسط آقاغلام پیام میفرستید اما ما خوشحالتر می شویم به جای آنکه دعاگوی ما دزفولی ها باشید مطیع مولایمان سیدعلی باشید و اینهمه ایشان را... ))

کجا بودم آقا غلام؟؟

آری! کمی که فکر کردم دیدم گافی که اخیراً دادید خیلی سنگین تر از آن است که بشود براحتی از کنار آن گذشت.

غلام عزیز،

کُنج مجمع تشخیص نشسته ای و مصلحت اندیشانه وبلاگ می نویسی برادر؟

حواست هست که ما همشهری هایت مدتهاست نزد غیردزفولی های بسیاری باید بابت هتاکی ها و اهاناتی که قلمی میکنی به این و آن پاسخ بدهیم؟

چه بگوییم؟

بگوییم ایشان دزفولی نیست؟

بگوییم در دزفول بزرگ نشده؟

بگوییم درس نخوانده؟

بگوییم زندان طاغوت را ندیده و پس گردنی ساواک را نخورده؟

بگوییم با جنگ (ولو با بخش تبلیغاتش) آشنا نیست؟

بگوییم ...

لااله الاالله..

فقط یک جمله میگوییم و رد می شویم : هر شهری خوب و بد دارد، شهر ما نیز!

من اما، نه آنگاه که به مسئولان و مدیران ارشد کشور توهین میکنی و دهانه ی کامنتینگت را بروی هم کیشانت باز میکنی عصبانی می شوم و نه آنگاه که از فتنه گران روسیاهی چون موسوی و کروبی و خاتمی دفاع میکنی.

اما سخت است برایم که از یکسو در جلساتی که با نام و یاد 4 خرداد تشکیل می شود ؛ دعوتت کنند و شرکت کنی.

و از سوی دیگر امام(ره) و مردمت را بابت همان ایستادگی که موجب آفرینش 4 خرداد شد سرزنش کنی و به بی تدبیری و اشتباه متهمشان نمایی.

و این است دلیل و رمز نوشتن این پُست، آقاغلام!

براستی اگر مردم دزفول که بسیاری شان با اختیار و اعتقاد خویش در شهر ایستادند، امامشان تو می بودی و دستور بر خروج از شهرها میدادی آیا لشکر 7 ولیعصر روحیه ایستادگی و زمینگیر کردن دشمن در آنسوی پل کرخه را داشت؟

باور کنم که کسی چون تو در تبلیغات جنگ مشغول روحیه دادن به جبهه ها بوده است؟

باور کنم که کسی چون تو دوش به دوش عظیم اسدی مشکال شکنجه شده؟

واقعا تکلیفت با خودت روشن است یَ یَ ؟

دوستان زیادی از ولایتی نبودنت می گویند.

که من نه به گفته ی آن دوستان بلکه با قوه ی خرد و منطق به این نتیجه رسیده ام.

میدانی چرا؟

وقتی حضرت آقا(روحی له الفدا) حمایت اوباما از فتنه گران روسیاه 88 را «وقیحانه» میخواند صد البته حمایت یک ایرانی خودی (که هم جبهه دیده است و هم شکنجه شده ی طاغوت است) از موسوی و کروبی، بسیار بسیار وقیحانه تر خواهد بود.

وقتی ولی فقیه مان می فرماید : شهدای 8 ماه فتنه 88 افضل از شهدای 8 سال دفاع مقدس هستند معنا و مفهوم این سخن برای کودکان پنجم ابتدایی هم قابل فهم است. لذا حمایت از مسببین جرم بزرگ قتل رأی 40 میلیونی مردم وقاحت بسیار میخواهد خصوصا اگر تبعه ایران باشد و آب و نان این مملکت زیر پوستش رفته باشد.

منطقم را قبول نداری ؟

کمی فکر کن؟

می بینی که درست میگویم.

به هر روی،

بنده چند روزی صبر کردم تا هم خشمم فروکش کند و با آرامشی علوی بنویسم و هم شاید شما آقاغلام گرامی به خود بیایید و سخن نسنجیده ات را پس بگیری.

که نگرفتی و اتفاقا برای فرار از فشار رسانه ای دست به تخریب مجدد احمدی نژاد هم زدی.

در حالیکه جبران توهینی که به حضرت روح الله و مردم دزفول و ایران (برای ایستادگیشان) کردی حمله به احمدی نژاد نبود.

لذا اینجا و در فضای محقر این وبلاگ دزفولی ، واضح و شفاف از شما سوالی دارم :

آیا هنوز معتقدید که مردم دزفول اشتباه کردند که در شهر ماندند و با ایستادگیشان 4 خرداد را رقم زدند؟

اگر پاسخت مثبت است بدان که هرجا (چه در تهران چه دزفول و چه در اهواز) بشنوم و یا ببینم در جلسه ای که در خصوص 4 خرداد است حضور دارید نهایت تلاش را برای انجام تکلیف حسینی خویش خواهم کرد.

چه اینکه اگر توهینی را که غیر مستقیم به ساحت مقدس 4 خرداد و شهدای مظلوم دزفول کرده ای پس نگیری، اینجانب میزبانان جلسات 4 خردادی را هم که دعوت کنندگان شما هستند مورد خطاب قرار خواهم داد.

آقا غلام شما میتوانید وقیحانه و بر خلاف منویات امام خامنه ای(مدظله) از کروبی، خاتمی و موسوی و باقی حضراتی که دیر یا زود به دست ملت ایران محاکمه و گوشمالی داده خواهند شد حمایت کنید لکن اجازه نمی دهیم تحت لوای فتنه گران روسیاه، در دزفول گرد و خاک کنید.

حق ندارید در حالیکه خون شهدای 4 خرداد را «تلف شده» به دست حضرت روح الله میدانید به جلسات 4 خردادی قدم بگذارید.

وقاحت کافی است آقا غلام.

همشهری ات : مهران موزون

پی نوشت :  لینک مطلب در سایت موسسه مهراب +

پی نوشت :  لینک جدیدترین شاهکار آقاغلام  +

/ 34 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حبیب پور

ميلاد بزرگ بانوي اسلام برشما مباركباد

نیما از دزفول

سلام میگم این ... !!!! نمیدانم تا چه حد با ایشان آشنا هستید - ولی از دیر باز ( سال 69 ) ایشان .. یافته ام.

س.ر

میگم مگر حضرت امام ره معصوم بوده اند ؟؟ ایشان بعنوان یک شهروند (و پژوهشگر) انتقادی داشته و گفته اند. مشکلات و مسایل شخصی هر کس هم به خودش مربوط است.... و نیازی به طرح در نظرات دوستان نبوده ....... مردم از امام علی ع هم انتقاد کرده اند ؛ و ایشان بزرگوارانه پاسخ داده اند. خود شما آقای موزون زمان جنگ در دزفول بوده اید ؟ اگر بوده اید چه کرده اید ؟ چه تاثیری داشته اید؟ آیا حضورتان در دزفول بنفع رزمدگان بوده؟ آیا رفتن مردم به شهرکها و روستاهای دزفول تاثیری منفی در روحیه رزمندگان داشته یا باعث سکنی خاطر آنها بوده ؟ ضمنا جنگ بعد از فتح المبین از منطقه نزدیک دزفول خارج بوده آیا می شود گفت مثلا ماندن مردم در شهر دزفول بر روحیه رزمندگان در حال جنگ در شلمچه اثر مثبت داشته است ؟؟؟

یک دزفولی

آقای پر مدعا اون موقع جنگ بود تو معلوم نیست کجا بودی رجایی با دستور همون امامی که تو الکی اسمش رو میاری رفت جنگ جمع کن این کاسه کوزه را .

چوب خدا صدا نداره

سلام این آقا آدم رو یاد هولوکاست میندازه: از هرچیزی اجازه انتقاد دارید غیر از هولوکاست هرکسی اشتباه می کنه -حتی امام- غیر از جناب مستطاب هاشمی (سجده واجب!!) گاهی وقت ها آدم ها توی جهت گیری ها و دفاعیاتشون به قدری فرد یا مفهومی رو بالا می برند که نعوذبالله تصور میشه طرف کم کمش معصوم پونزدهمیه!! ولی مگه ممکنه یه آدم هیچوقت خطا نکنه؟ ایشون با توجیهات شاخ درآورانه!! برای هر عمل قبیحی و یا خطایی که از جناب هاشمی سر می زنه باعث شده این تصور پیش بیاد که حتما و لزوما یه چیزی تهش براشون می ماسه!! این خطلب به همه است نه فقط طرفداران آقای هاشمی: می خوای دفاع کنی؟ باشه! از خوبی های طرف دفاع کن نه از هرکاری که انجام داد و هر حرفی که زد و هر تصمیمی که گرفت گاهی یادمون میره شاخص چیه. شرطی میشیم و حب و بغض ها جاشون رو به تعقل میدن البته نظر کاملا شخصی بنده اینه که در مورد این آقا بیشتر بوی نفاق و پاچه خواری به مشام میرسه تا چیز دیگه!! گناهش هم گردن خودم!

چوب خدا صدا نداره

زائر خارجی بود. نظر لطف شامل حالش شده بود و دو غذا از مهمانسرای امام رضا علیه السلام قسمتش شد. با خوشحالی شاید غذا را برای شفای بیمارش یا شاد کردن خانواده اش می بُرد که ناگهان چند زن سلیطه دوره اش کردند و به زور غذا را از او گرفتند! فریادهای حرام... حرام... زائر دلسوخته و خادمین حرم هم فایده ای نداشت. غذای غصبی حرام را محض تبرک بُردند!! ادامه در: http://choobekhoda.mihanblog.com/post/184

سید علیرضا حسینی

مهران جان مثل همیشه زیبا بود از قدیم گفته اند کسی که خواب است می شود بیدارش کرد ولی کسی که خود را به خواب زده هرگز! کاش این آغا غلام خطی بود کاش اصلاح طلب و مشارکتی بود کاش... او یک ضد ... است از دید من

غلامحسین ایزدیان

سلام حاجی جان من از این آدم ابن الوقت انتظار بیشتر از این را هم داشته ام ولی سئوال من این است :آقاغلام چطورمطالب ضد ارزش خودرا درجریان فتنه 88 ازطریق آقایان انصاری دردفترنشر آثارامام به جوانان معصومی که گول امثال شما را می خوردند میدادید آن زمان امام مدبربوداما حالا که به تلیش قبای مولایتان وکعبه آمال سرمایه داران برخورده است امام بی تدبیرشده است؟ تا کی بی بصیرتی ؟براستی که همان لبو فروش وراننده تاکسی هم درتحلیل هایش مانندشمارا در مناظره ای میتواند ضربه کند برایتان متاسفم.

همشهری

آقا یا خانم"یک دزفولی" اولاً:موقع جنگ خودشما کجا بودی؟؟ دوماً:مگرهرکس که موقع جنگ به هردلیلی(سن کم، بیماری،عذرهای متفاوت)نتوانسته حضور دائمی و یا جدی داشته باشه الان که جنگ همه جانبه و بخصوص فرهنگی واقتصادی و... در سرتاسر نقاط کشورجریان داره باید سکوت کنه؟؟؟ سوماً:چندبار به شماها باید گفت بقول همون امام خمینی(ره) ؛ ملاک حال فعلی افراداست."""مراجعه شود به سرگذشت طلح وزبیر وحر ریاحی وشمرو ...""" یک نکته دیگر: امام خامنه ای نیز فرموده اند:بصیرت یعنی اینکه بدانیم کسی که سرمبارک امام حسین(ع)را در کربلا بُرید از جانبازان جنگ صفین بود..................افتاد حالا؟؟؟؟؟؟

همشهری

سلام وخسته نباشید؛ جالب اینه که این آقاپس ازگذشت 25سال از پایان جنگی غیرمترقبه و تحمیلی به این نتیجۀ مدبرانه!!!!!!!!!!! رسیده اند؛و افاضۀ فیوضات میکنندکه :باید تدابیربهتری می شد........ آقای نسبتاًمحترم!!!!!!!!! انتظار داشتی امام و بزرگان دیگر اینهمه مدت(25سال) صبر میکردندتا تدبیرشما گل بدهدو به سمع ونظر ایشان ومردم عزیز دزفول برسانید؟؟؟ خدائی داستان معروف (بــــــــــابـــــــــــــا جـــــــــــــان .......بــــــــــــی بــــــــــــی فــــــــــــــــــــاطـــــــــمــــــــــه سلطانــــــــــــــ .........گوووووشـــــــت را گربه بُـــــــــــــــــرد) را شنیده ای حکایت تودقیقاًمثل همونه. آخه هیچ فکرنکردی بعدازاینهمه مدت خودت رو مضحکۀ عام وخاص میکنی؟؟؟؟