/ 22 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد امین شیخ انصاری

سلام.حرفی برای گفتن نیست،تمام حرف را در این عکس، شما بیان فرمودید. ولی جناب موزون بگذارید مشکلی دیگر از مشکلات مردم درالمؤمنین را هم بگویم که با این عکسی که زدید بسیار در ارتباط است. دشمن بسیاری از این اسب های تروا را با اهداف مختلف وبرای تسخیر عقاید وافکار عموم مردم وفاسد کردن آنها تابحال وارد شهرمان کرده است وچه بسیاری از مردم فریب این خدمات واین هدایا را خورده اند وباعث شده از افکار وعقاید مذهب حقه ی خود فاصله ها بگیرند. آیا فقط خدمات رسانی ودادن هدایا وگرفتن مجالس آنچنانی برای مردم مهم بوده ویا اهداف پشت پرده از این هدایا؟؟؟ اگر شخصی به در خانه ی شما آمد وگل وشیرینی آورد،شما او را وارد خانه میکنید؟از او پذیرایی می نمایید؟ ویا گل وشیرینی شما را فریب نداده وسعی در پی بردن به اهداف وغرض از آمدن او میکنید؟ یادمان باشد اولین کسی که فریب هدیه ی شیطان را خورد وبه کیفر آن به زمین هبوط کرد،آدم ابوالبشر بود.پس ای مردم با بصیرت کامل مسائل را رصد نمایید. موفق باشید.یاعلی

نقطه

با سلام . اما بعد (5) با توجه به این که این جانبه مشغول ( زالو درمانی ) هستم ، توفیق مزاحمت برای ( نقاط ) گرامی را ، مثل گذشته ندارم . از دیگر سوی ، این بحث ( = تجزیه دزفول ) ، بحثی است مردانه ، و ورود در آن ، این جانبه رانباید و نشاید . ازیرا هم ( ضعیفه ) ام ، و هم ( غیر دزفولی ) . (6) " بغل دستی " م میگه بگو : چیک ، چیک سیمون ، چا تا ایسون تجزیه نبیسیمه ؟! ( ناگفته نماناد که این جمله ی یاجوج و ماجوجی فوق الذکر رو ، خودش نوشت و مسئولیت تبیین و توضحش با خود اوست ) (7) ...

نقطه

سلام . اما بعد : (7) آقای موزون ، تنها یار غمخوار و صمیمی این جانبه ، همین ( بغل دستی ) مه که بیشتر اوقات در کنارمه ، غمخوارمه ، و مورد اعتمادمه ( چون کمتر از دیگران دروغ میگه ) ایشون می فرمایند : در پاسخ سؤال آقای ایسون ( که تا کلاس چندم درس خوانده ام ) بنویس : ( من بیسواد مادزادم ) [تعجب] (8) به نظر این جانبه ، حرف های ( پسر دزفولی ) ، هم در این جا ، و هم در وبلاگش ، قابل توجه و تامله . نباید سرسری ازش گذر کرد . (9) دختر دسفیلی فرموده اند : ( وقتی مادزفولیهانشستیم وهی میگیم «غلط بکنن،چاایطوره که هنون بگوون؟!» ) الجواب : درود بر تو ای ( دختر دسفیلی ) [دست] وقتی ( بغل دستی ) م ، جمله ی دزفولی شما رو برام ترجمه کرد ، بی اختیار و کرارا و مرارا ، ( احسنت ، احسنت ) بر زبانم جاری شد . اگر محدودیت های غیر عادلانه ، بر ما خواهران ، حاکم نبود ، و بستر همچون اتوبانی که برای تلاش و رشد ( آقایون ) ساخته شده ، برای ما مهیا بود ، آیا الحق و الانصاف ، جهان گلستان نبود ؟ خواهرا ، سرعت موفقیت و پیشرفت ما ، ( بدون وسیله و اتوبان ، و با پای پیاده ) بیشتر است از سرعت ( این ها ) . قبول داری ؟ [گل] (10) ...

امیر

سرکار خانم نقطه میشه سوال کنم .زالو گذاشتین یا براتون گذاشتن.سوال بنده بی حکمت نیست جواب بدین تا خدمت شما عرض کنم.ضمنا اگر خواستید میتوانید به وبلاگ بنده مراجعه کنید

نقطه

سلام . اما بعد : (10) آقای موزون : ( زن ذلیلی ): یعنی تحمل نمودن ( ذلتی ) که زن بر مرد تحمیل می کند . ( مرد ذلیلی ): یعنی تحمل کردن ( ذلتی ) که مرد بر زن تحمیل می کند . اما رفاقت و مساعدت و ابراز محبت و همفکری و رعایت حقوق عقلی و شرعی و عرفی و اخلاقی ، و مدارا و تجاهل و تغافل معتدل ، هر گز به معنای ( ذلت ) نیست . خوار و زبون بودن بعضی از ( مردان ) ، در برابر ناز و عشوه و طنازی های ( اکثرا تصنعی ) برخی از ( زنان ) ، یکی از بیشترین مصادیق زن ذلیلی می باشد . قابل توجه این که : این نوع از آقایون ، در مقابل جز ( زن ) خود ، ( ذلیل ) تشریف دارند . ( نقاط ) گرامی ، به نظر شما ، تعداد ( زن ذلیل ) ها بیشتر است ، یا ( مرد ذلیل ها ) ؟ (11) آقای ( امیر ) ، ( زالو درمانی ) مورد نظر این جانبه ، یه چیزیه تو مایه های ( هالو درمانی ) . برای توضیح بیشتر مراجعه فرمایید به وبلاگم . [نیشخند] (12) ...

sponsor

با سلام با این طرح، کلکسیون طرحهای کودکانه این آ ق ا ی و ن تکمیل شد. [دست]

غصه

سلام برادر موزون هستم در خدمتتون. در فقره این پست اخیر، دهانم قدری چفت باشد بهتر است! کما اینکه واقعا قصه ام نمیا!

شاهد

اونایی که تندتند احساس وظیفه می کنن و پامیشن تو انتخبابات کاندید میشن و نمی ذارن مذهبی های شهر سر یه نفر متعهد و دزفولی به وحدت برسن حالا بیان و جوابگو باشن.... مگه انتظاری غیر از این داشتید؟ اتفاقا دم نماینده گرم که لااقل به اونایی که بهش رای دادن وفاداره و اولین کارش راضی کردن اونهاست از ماست که بر ماست

نقطه

سلام . اما بعد : (12) برادر امیر ، زالوی مورد نظر این جانبه ، یکی از ده ها نوع ، از صدها انواع زالویی نیست که در قبال مکیدن خون ، حدود يكصد نوع ماده مؤثر مفید با اثرات درماني گوناگون ترشح مي‌ فرماید و از بیست و پنج قرن پیش ، در خدمت امر درمان بوده است . بلکه منظورم از ( زالو ) ، آن ( زالو صفت ) هایی خونخواری هستند که (نم) هم پس نمی دهند ، تا چه رسد به ترشح آنزیم . تا آن جا که ممکن باشد ، این جانبه در صدد درمان و علاج این ( زالوها ) هستم . این هم نوعی ( زالو درمانی ) ، و از خانواده ی ( هالو درمانی ) ا ست . افتاد ؟ (13) خواهرا ، جناب غصه ، اهلا و سهلا و مرحبا بک . کیف حالک یا اختی العزیزة الغائبة الساکتة ؟ انی مشتاقة الى كلامك و منطقك . و هکذا سائر النقاط الاعزاء ، سیما صاحب الدیسون ، مشتاقون و منتظرون لافاداتک . اتمنی منک ان تفک چفت شفتیک . و لنعم ما قیل بالفارسیة : ( ... ولی آن جا که باشد جای گفتار / خموشی آورد صد نقص در کار ) (14) ...