و باز...آب

اکنون دوسال است که دیسون در پُست های مختلف، ضرباهنگ حقآبه ی دز را پیگیری می کند.

اقرار می کنم که تأثیر این همه نوشتن، از سوی فرد عادی همچون حقیر، به هیچ وجه تأثیر پرداختن به موضوع از سوی جایگاه نمایندگی محترم ولی فقیه و امامت جمعه شهرستان دزفول را نداشته و ندارد.

به شرطی که سخنان بجا و مبارک حجت الاسلام و المسلمین قاضی دزفولی امتداد و پیگیری عملیاتی داشته باشد.

اگر مردم نجیب دزفول عزای آب از دست رفته ی پدری را درون ریزی می کنند و حاضر نیستند گلایه ی خود را نزد اغیار ببرند، اکنون پردازش آقای قاضی به این زخم چندساله، بهترین فرصت است تا مردم شهر، مطالبه ی به حق خود را گرداگرد ردای روحانیت معظم شهر (با محوریت امام جمعه محترم) و با مسالمت آمیزترین روشها و در عین حال مُجدانه ترین شیوه های پیگیری، ادامه دهند.

عملکرد مردم آذربایجان غربی و دلسوزی مسئولان کشوری و لشکری در باب دریاچه ارومیه می بایست کمکاری عدیده ی ما دزفولی ها را در خصوص «دز» یادآور شود.

اما بعد...

بحران کمبود آب یک بحران جهانی است و ایران ما از دیرباز به لحاظ رتبه بندی منابع آبی در پایین جدول جهانی قرار داشته است.

صرفاً بَسَنده ی بصری به فضای سبز محدود شهرها و جاده هایی که در آن تردد داریم ساده انگاری است، پهنه کلی کشورمان را بنگرید که درصد زیادی از خاک آن را کویر پوشانده است.

پروفسور پرویز کردوانی را پدر کویرشناسی ایران گفته اند.

 

 

ایشان استاد بسیاری از اساتید جغرافیای ایران است.

وی مصاحبه ای در خصوص بحران آب کشور و مشکلات این داستان با سایت خبر آنلاین نموده اند که خواندن این مصاحبه ی تلفنی را به شما همشهریان گرامی توصیه ی اکید می نمایم.

پیش از خواندن مطلب، توجه تان را به چند نکته جلب می کنم :

1- ممکن است با خواندن این مصاحبه گمان کنید که کار ایران تمام است و هیچ راه چاره ای نیست. بنظرم استاد کردوانی به دلیل آنکه قریب به شصت سال در زمینه آب و هوا، کار و مطالعه نموده اند و همچون پزشکی که از هرگونه میکرب حذر می کند و یا یک وکیل دعاوی حقوقی که از کشیدن چک در معاملات خویش هم ابا دارد، قدری روحیه ی لطیفشان از شدت بحران آب و بدی آب و هوا "شرطی" شده و نصفه خالی لیوان را بیشتر مدنظر قرار می دهند(هرچند که تقریبا کارشناسانه مطرح می کنند اما امید به خدا و توکل به ذات باریتعالی نیز مهم و حیاتی است)

2- در این مصاحبه اطلاعات گوناگونی به دانش شخصی تان افزوده خواهد شد

3- مسئولان محترم شهر دزفول می توانند از اطلاعاتی که از پروفسور کردوانی در این مصاحبه صادر شده برای پیگیری های کشوری و لشکری در خصوص حقآبه دز استفاده کنند.

4- مسئولان و مردمان محترم شهر دزفول می توانند از ایده های استاد جغرافیای ایران در کاربری از انرژی خورشیدی و باد و شرجی دزفول بهره ها ببرند. برای آبخیزداری. برای کشت گُل. برای کشت موز، برای احیای فرهنگ کاربری شوادوون و استفاده از عوارض زمین.

5- استاد کردوانی در مصاحبه ی خود به طرحی اشاره می کند به نام طرح "ایران رود" برای ایجاد کانال کشتیرانی از خلیج پارس به دریای خزر. در اینجا استاد میگوید که یکی از فرماندهان سپاه این طرح را که 50 دانشجوی ایرانی در امریکا نوشته بودند به من دادند و الخ..

( توضیح موزون : فرمانده ی سپاه مورد اشاره پروفسور کردوانی، به احتمال قریب به یقین سردار غلامعلی رشید بوده است. زیرا بیاد دارم زمانی که مقاله ی "حقابه های محلی دز" را در رجانیوز نوشتم نظر حاج غلامعلی عزیز را در این خصوص جویا شدم که ایشان فرمود: این طرح را به پروفسور کردوانی داده بودم ولی ایشان با دلایل کارشناسی رد کردند)

به گزیده ای از مصاحبه تلفنی خبرآنلاین با استاد کردوانی توجه کنید :

(( هر روستایی را بخواهند نابود کنند، کافی است آب از کرخه، کارون ، دز و باقی جاها بگیرند و بدهندبه شهرها. بقیه جاها نابودند.))

 

                       برای خواندن مصاحبه استاد 81 ساله ی جغرافیای ایران کلیک کنید

 مطلب دیگری از استاد کردوانی در خصوص داستان مالچ پاشی که فکر میکنم شنیدنش برای اهالی محترم دزفول جالب باشد :   کلیک

 

 

/ 25 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غصه

امروز سه شنبه سی ام خرداد هزارو سیصدو نودو یک، و باز.........خاک خاک خاک![سبز]

دختردسفیلی

نه داداش من این حرفها چیه؟!راحت باش.[خمیازه]ما ازقدیم پوکه خور....بوده ایم.چه پوکه خمسه خمسه چه کاتیوشاچه چلچله چه موشک12متری توکوچه6متری چه....وچه وچه.......بی خیالش بروحال هوای تهران روببر.منکه عطرهواشودوست دارم مثل لالائیه.....یادمه واسه کارهای پایان نامه ام پارسال بهاردسته جمعی(آقاچته جلوخودتوبگیراین جلافتهاچین؟![عصبانی]) بله آقای موزون ودوسون دیسونی عرض می کردم:اومدیم تهران همون موقعی بودکه خوزستان روبه خاطرگرمی هواتعطیل کرده بودن.واردمهرآبادکه شدیم یَک(به فتح یاء)نسیم خنکی به صورتمون خوردکه منویادجعفر آبادومصلی انداخت وحسن بی مثالش[رویا].البته همون روزهاتهران روبه خاطر همدردی هموطنان تهرانی باهموطنان جنوبی زبون بسته،تعطیل کرده بودن[خرخون].حالا هم میدونیم که تهرانی های عزیزازصمیم قلب با ماهم دردی میکنند[دروغگو]مخصوصابزرگان وبووووووووووووق -بوووق- بوووق(آغادهنمو ول کن[گریه]بذار حرفموبوووووووق بوووووق....----------------------)

دختردسفیلی

براروم ناراحت نبووئی هان په تونبیدوم.توخواَخومونی.بقول قدیمیون دونم که تو«خودت اونجا دلت درپیش دلبر(دسفیل ودسفیلیون)»[گل] منظوروم په بوقه

غصه

آقای موزون خدا نکند، دیر اَجون! همیشه از نعمت های خدا لذت ببرید . یک نکته! و آن اینکه اگر چه چنانکه دانم و دانی ملاحظاتی برای زیادی هیاهو کردن درباره این رویداد تلخ طبیعی- در رسانه ملی- هست اما ای کاش سیاستی اتخاذ می شدبرای همدردی با امتی که در صورت لزوم عزیز و نانازو همیشه در صحنه و گوگوری مگوری می شوند و در غیر این صورت زبان بسته هایی که محکوم به خوردن خاک و خل! حداقل مردم احساس می کنند با وجوددر تهران ساکن نبودن هم آدم محسوب می شوند! بنده هرروز که آسمان صاف و آبی و ترو تمیز تهران را می بینم چنان حرص میخورم و گاهی به اتفاق خانواده دعا میکنم که کمی از غبار هم به پایتخت برسد بلکه همشهری گرامیمان فکری به حال محیط تقریبا غیر قابل زیست چنوب غرب مملکت بکند! سلامت باشید انشاالله

هیأت حقیقت یاب

به نام خدا.سرکار دختر دسفیلی وسرکار غصه جناب حافظ شیراز میفرمایند(شب تاریک وبیم موج وگردابی چنین هایل/کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها)البته جناب موزون عزیز منظورم با جنابعالی نیست شما هم گرفتار مصرع اول لسان الغیب بوده اید.

نقطه

سلام . من که ( خاکی ) ام ، از (خاک و غبار ) که هیچ ، از ( طوفان )( گردباد ) و ( سونامی = آب تاز ) ) هم واهمه ای ندارم . اما آیا ( " پسندم " که شهری بسوزد به نار ... وگر چه " سرایم " بود بر کنار ) ؟ حاشا و کلا ، اصلا و ابدا [گریه] ( من از بینوائی نیم روی زرد ... غم بینوایان رخم زرد کرد ) [گریه][گریه][گریه]

دختر دسفیلی

باعرض سلام حضور دوسون دیسونی وجناب موزون.در اینجاخواستم پیش از هرچیز ازخواهر نقطه یابهتره بگم ازجناب تشکر کنم که غم دز فولی های بینوا رخشان رازرد کرده است.دوم اینکه بگم دوستان خارج دزفول نشین الحمدلله اینجاهمه چی آرومه ،ما به خاک دل بستیم،ماچقدرخوشحالیم ،زندگی هم زیباست. آخه خوشحالیمون علت داره.هفته ی پیش براپوست پسرم رفتم پیش یه دکتر پوستی که بخ جزءمطب دزفولش توتهران خونه ومطب داره وزن وبچه اش آمریکان وپولهای دزفولی هاروانبار انبارمیفرسته واسشون.وقتی علت جوش های پسرم روگفتم آیاممکنه این گردوغبارموٍرباشه با ناراحتی گفتن :اصلا[عصبانی]تازه این ریزگردها هواروچنددرجه خنک میکنن وباعث فرونشاندن دوده های هوا میکنن(فکرکنم یه جورائی باتهران اشتباه گرفته بود)بعدکلی هم ازدست صاحب رسانه هاهم گله مندبود(آقای موزون دقت کن اینجاش مربوط به شماوهمکاراتونه[قهر])که چرافقط بدی این ریزگردهارومیگن ؟!خوبیشون روهم بگن!ومن همان جاسجده ی شکر به جاآوردم واز اون روز به بعدوقتی که هواخاکیه متوجه میشم ماچقدربه خاک مدیونیم وهمه چیز آرومه........[قلب] آبجی نقطه توهم زیادناراحت نشوواسه اعصابت ضررداره ولذت هوائی روکه داری ببرهرکجاهستی و....

دختردسفیلی

باوربفرمائیدعین واقعیت روگفتم.حاضرم دوباره برم تومطب این دکتره وصداش روبراتون ضبط کنم.دقیقاگفتن:اینهمه توصداوسیما بدی ریزگردهارومیگن خوبیشون روهم بگن.آقای موزون شما به عنوان فردی از اصحاب رسانه وظیفه دارین فوایدریزگردها رواکتشاف کنید.بنده که به علت حساسیتی که دارم فایده ائی جزءتب ولرزوبیماری و.....ازش ندیدم.به علت اون گردوخاک پیش ازعید تمام تعطیلات روبیماربودم.نمی دونم شایددیدن فوایدریزگردهابصیرت خاصی میخادکه مامحرومیم.ولی ازیه چیز مطمئن هستم اونم خاک تیممه.دیگه لازم نیست مثل شما براتیمم دنبال«چَپی خاک»بگردیم چون توتمام خونه مون خاک هست همین که دستمون رودراز کردیم به خاک تییم دست پیدامی کنیم.باور بفرمائید[نیشخند]

علی

با عرض سلام حاج موزون ما رو دستی دستی به عرصه کامنمت نویسان دیسون دوست کشوندید ها [نیشخند] من یکی از خواص این ریز گردها رو مدتیه کشفیدم.[خرخون] جلوی منزل ما ، یه پارک بزرگ و زیباست . ولی به قول استاد ما و به نقل از سعدی علیه الرحمه : هر بهشتی که در جهان خداست / دوزخی کرده اند بر گذرش چشمتون روز بد نبینه . گاهی چنان این مهاجرین دانشجو نما ــ که صد تا صدتا قربون دانشجویان واقعی بشن ــ با تیپها و لباسهای خاص و ماشینهای خاص و توقفات خاص تر و رفتارهای خیلی خیلی خاص ، عملیات ضد انسانی انجا میدن که حال آدم از هرچی پارکه بهم میخوره . حالا خاصیت این ریزگردها کجاست ؟ وقتی این فرشته های آسمانی که به قول بعضیها متبرک به فضای عتبات عالیات هستن [نیشخند] بر سر ما نزول میفرمایند و زنده زنده ــ دور از جون ــ خاک بر سرمون میکنن ، از این موجودات و عجایب خلقت خبری نیست . نمیدونم جایی میتونم این کشفم رو ثبت جهانی کنم تا مورد سرقت ــ خدای ناکرده _ قرار نگیره ؟

پاسدار اسلام

باسلام.فکر کنم جناب علی با دکتری که سرکار دختر دسفیلی نزد او رفته اند یک ارتباطی دارد.البته یک تفاوت بین این دو بزرگوار وجود داره،جناب علی کاشف چنین حقیقتی اند وجناب دکتر ناقل این حقیقت.[لبخند]