بنویسم یا ننویسم؟

همشهری ها نظر دهند :

راجع به وقایع تلخ چند روز گذشته ی دزفول، سخنی دارم!

 

بنویسم؟؟؟

یا ننویسم؟

سوال

/ 67 نظر / 59 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر دزفولی

حاجی در جواب سوالی که فرمودید خرج پیکان شده......والاه خرج زیاد نیس......ناراحتی ام از این بود که روز روشن امنیت صفره...... خدا رحم کرد سنگ به اون بزرگی به سرم نخورد و گرنه الان اینجا نبودم......الان دوبار هستش از مرگ حتمی نجات پیدا کردم.......ممنون .......موفق باشی......

چوب خدا صدا نداره

سلام "دوست" محترمی که درخواست فرمودید اسم دکتر احمدی نژاد رو نیارم: می تونم بپرسم چرا؟ خانم "دختر بابا" دولت دکتر روحانی رو از جهتی خاص با دولت دکتر احمدی نژاد مقایسه کردند چرا به دختر بابا نگفتید اسم ایشون رو نیاره؟ چون انتقاد کرد؟ یعنی اسم بردن از کسی به منظور انتقاد اشکالی نداره ولی اسم بردن از همون شخص برای دفاع دارای مشکله؟ جناب پسر دزفولی: سه روز؟؟؟؟ مطمئنید؟ احمدی نژاد یه نسفه روز هم کمتر دزفول بود. برای چی باید سه روز تعطیل بشید؟! چرا مدارس دیگه سه روز تعطیل نشدند؟ اصلا چه اطمینانی هست که مدارس رو تعطیل بکنند و بچه ها حتما برن مراسم استقبال یا سخنرانی؟ در بدبینانه ترین حالت نتیجه این میشه که در تمام دولت ها این رسم وجود داره که دانش آموزان و ادارات رو تعطیل کنند (البته نه سه روز!!) تا مراسم استقبال پرشورتر باشه بهتره به دور از حب و بغض ها راجع به مسائل نظر بدیم که دچار آفت بی انصافی نشیم [لبخند]

خورشید عالم تاب

سلام حاج مهران عزیز. گزارش تصویری یک اردوی تفریحی را در وبلاگم کار کردم. به آدرس زیر مراجعه کنید: http://alamtab.blog.ir/post/77

ریحانه

سلام بروبچ دزفولی به وب منم بیاید خیلی قشنگ و خوشمزست

صدای تنهایی

سلام آقا مهران نخسته هنوز که ننوشتین ... یه چیز بگم ما هی بنویسیم هی بنویسیم چه فایده؟ چه تاثیری داره؟؟ کی رسیدگی میکنه؟؟؟ هیچی عوض نمیشه آقا مهران هزارکه هممون بنویسیم هیچ فرقی به حال هیچ بشری نمیکنه که چی شد ؟ و چه اتفاقاتی افتاد فعلا که شهرستان دزفول دیگه دزفول قدیم نیست ... متاسفانه

آذرخش

سلام اونقدر لفتش دادید تا خودم دست به کار شدم![تعجب] یه شعر تحت عنوان «فریاد سکوت» با مضمون اتفاقات اخیر تو وبم نشر دادم که با کمال احترام از شما و دیگر دوستان دیسونی و دزفولی دعوت به عمل میارم بیاید و با نظراتتون یاری بفرماید... تشکر[گل]

آشنای دوم

سلام به همه همشریان عزیزم دو روز پیش من در یک کارگاه آموزشی شرکت داشتم که مدرس اون یک استاد ایرانی بازنشسته دانشگاه گوتنبرگ سوئد بود و 25 سال اونجا زندگی کرده بود و الان هم استاد دانشگاه تربیت مدرس هست,در بین صحبتهاش از شوادون های دزفول و شوشتر یاد کرد و گفت چون 3سال مسوول بازسازی مناطق جنگ زده بوده با این نوع معماری زیرزمینی آشنا شده و اطلاعات و تجربیاتش در این خصوص رو در یک سخنرانی در سوئد ارایه داده و اونها هم کلی ایده گرفته اند از این پدیده.به عنوان تنها دزفولی حاضر در اون جمع کلی ذوق کردم و افتخار به دانش و مهارت پیشینیانم اما همزمان غصه و افسوس های زیادی هم سراغم اومد و چراهای زیادی به ذهنم رسید.......... کاش این همه معمار تحصیلکرده و مهندسین محترم دزفولی بیشتر به معرفی داشته هامون بپردازند و در عمل اون کارهایی رو بکنند که دیگران در کیلومترها دورتر دارند از دانش بومی ما بهره برداری میکنند.در ساده ترین حالت به جای اینکه شوادون ها به انباری تبدیل بشن میشه اونها رو به جاذبه توریستی تبدیل کرد و درکنار سایر دیدنی های دزفول به عنوان جذب گردشگر ازشون سود جست, انشاالله عید که بیام دزفول خودم شروع میکنم.

آشنای دوم

سلام مجدد ممنون آقای موزون. متنی که اشاره کردید را خواندم و بسیار لذت بردم,درنظر داشتم چیزی تو این مایه ها بنویسم که دیدم شما قبلا زحمتش رو به بهترین نحو کشیده اید. امیدوارم همت کنیم و عملیش کنیم.برای فردی مثل من که عاشق زادگاهش هست و دور از اون زندگی میکنه فرصتی فراهم شده تا داشته های ارزشمند شهرم رو به سایر هموطن هام معرفی کنم و معمولا اونقدر باهیجان و باعشق حرف میزنم که اغلبشون برنامه ریزی میکنند که یه سفر به جنوب و دزفول داشته باشند.در کامپیوتر محل کارم هم عکسهای جذابی از دزفول دارم که بهشون نشون میدم و اکثرشون میگن اصلا همچین تصوری از این شهر و تاریخ و زیبایی هاش نداشتند.بهرحال تک تک ما وظیفه داریم تا جاییکه از دستمون برمیاد داشته های باارزش این عزیز رو به دیگران معرفی کنیم.

نقطه

سلام . اما بعد: ( یا علی درویش پولی نیستم / دزد ایمان از دزفولی نیستم ) 1. در( درویش پولی ) و ( دزد ایمان ) دنیایی از حقائق بسیار تلخ ، مستتر است که ای کاش برای این جانبه فرصت اظهار و افشاء آن فراهم شود 2. در شاهنامه ی حکیم فردوسی رحمة الله علیه ، یک بار هم لفظ ( شاهنامه ) نیامده است . زیرا این لفظ ، در آن وزن نمی گنجد شیخ اجل ، سعدی رحمة الله علیه ، به جای ( شاهنامه ) از لفظ ( شهنامه ) استفاده کرده و فرموده : این که در شهنامه ها آورده اند / رستم و رویینه تن ، اسفندیار / تا بدانند این خداوندان ملک / کز بسی خلق است دنیا یادگار / ... برای این که از وزن شعری خارج نشود 3. به نظر این جانبه ، لفظ ( دزفولی ) در بیت ( یا علی درویش پولی ... ) نمی گنجد و جناب ( آذرخش ) را نیاز به تاملی دیگر است . البته سروده ی ایشان از حیث لفظ و معنا ، قابل تحسین است

آذرخش

سلام سرکار «نقطه» حرفتون کاملا متین است از این رو بنده هم در پی یافتن گریزی هستم! لیکن با تذکری ک جناب موزون دادن و بنده تاثیر دادم مقداری از لحاظ خوانش موزون تر شده است!!![خنده]