سُقُل

امروز یکی از پوشه های عکس ام را بررسی می کردم ناخودآگاه به تصویر زیر رسیدم.

داستان از این قرار است که اواخر سال 1390 در دیسون صحبت خودروهای سه چرخه بارکشی را پیش کشیدم که تا اوائل دهه 50 در خیابان های کشور کار بارکشی روزمره ی مردم را انجام می دادند.

در دزفول به آنها سُقُل (soghol) می گفتند.

من بیشترین تعداد سقل را در شهر قم دیدم.

در اسفند سال 1390 که بحث نشان دادن تصویر سقل های قدیمی شد آقای صائبی نیا پیشنهاد داد فراخوان بزنیم که چه کسی عکس سقل دارد و دست برقضا حاج امیر ابراهیمیان این عکس را داشت و سخاوتمندانه برایم فرستاد.

از ایشان بسیار ممنونم و پوزش می خواهم که این همه مدت فراموش کرده بودم آن را در دیسون به نمایش بگذارم.

فقط حیف که تصویر سقل کامل نیست.

کسی نمی داند این خودروهای ساخت کدام کشور بودند؟

یا اینکه کسی تصویر اصل آنها را در اینترنت (منظور تصویر رنگی و مربوط به کارخانه ) پیدا نکرده است؟

اگر دوسون دیسون، کمپانی و یا نام خارجی این خودرو را  بدانند من پیدایش می کنم.

 

 

سمت چپ بالای تصویر، دو سقل نشان داده شده که پشت آنها مسافرانی سوارند

 

و حالااااااااااااا

.

.

.

.

.

.

.

.

.

این شما و این هم سقُلُ

یه کف مرتب به افتخار آقای علی موجودی

که توانستند این سوزن را از انبارکاه اینترنت پیدا کنند

اینهم نمایی داخلی از سقل

(ارسالی از علی موجودی)

 

پی نوشت1 : البته عقب سقل ها پس از ورود به ایران دارای حفاظ و نرده می شد مثل تمام وانت های موجود در کشور که ملاحظه می کنید.

پی نوشت 2 : به کمک تصویری که آقای موجود یافتند توانستم به این اطلاعات دست پیدا کنم.

این خودرو kia k360 نام دارد   +

و اینکه همان کمپانی که سقل را ساخته اینها را هم ساخته است +

پی نوشت 3 : بنظرم چنین خودروهای کم مصرفی برای باربری سوپرمارکت ها هنوز هم می توانند مفید فایده باشند خصوصا که کم مصرف هم هستند. البته این سقل ها اکنون دیگر رایج نیستند اما مدلهای امروزی حتماً موجودند.

/ 56 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نقطه

سلام . اما بعد : از سر صداقت و احترام و تکریم و تعظیم ، سلام عرض می کنم خدمت جناب ( بانو غصه ) که با بزرگواری و تواضع و شکسته نفسی عالمانه ، این نقطه ی بیمقدار را سرافکنده و شرمنده نمودند شرمنده نمودنی[خجالت] خواهرا ، عضلات قلب ( دیسون این ایام ) محتاج به تحریک با شوک ، آن هم با ولتاژ بالا می باشد . به نظر می رسد که ( دیسون امروز ) نفس کم آورده و نیازمند تنفس مصنوعی است . گفتمان و انتقاد و طرح پیشنهاد و قیل و قال و کل کل نمودن ، در حکم تنفس مصنوعی و آن شوک با ولتاژ بالاست . این روزها ( مرغ دیسون ) یک پا دارد . فقط یک پا . و شاید سکوت طولانی و حضور کمرنگ اخیر افرادی مثل ( حقگوی حقجو ) بدین خاطر باشد . ( مالک اشتر ) زمان بودن ، عنوانی نیست که به آسانی در مورد کسی ، مقبولیت پیدا کند . ( پا در وادی حق نهادن ) چیزی است و ( نلغزیدن ) چیز دیگری . خوشا آنان که پا در وادی حق ... نهاوند و نلغزیدند و رفتند این جانبه ، از هر دری وارد می شوم تا ( نقاط ) محترم را به تحرک وادارم . شما نیز همچون گذشته یار و یاور باشید [گل]

سلام

سلام نقطه خانم [لبخند] کلا خانم ها همیشه جنب و جوش مثبت بیشتری دارن! و تحرکشون هم همیشه نتایج بهتری نسبت به آقایون داره و از اونجایی که این یک اصل ثابت و بدیهیه فلذا از اثباتش خودداری می کنم! فقط کافیه آقایون توی خونه یه نگاه به مادر، خواهر و همسرشون بندازن تا متوجه صحت موضوع بشن [لبخند] صرف نظر از اینکه جوهره و سرشت تمام انسان ها یکسانه، ولی من به دختر بودنم افتخار می کنم. و بر خلاف خیلی دخترها هیچوقت دوست نداشتم پسر باشم[لبخند]

غصه

سلام به همگی و بویژه نقطه ی هم دل و هم راه! هر آنچه که نگاشتید عین حقیقتی است که از عمق دل غصه دار این حقیر فریاد میشود و چون هر چه گوشه گوشه ی دیسون را بیشتر کاویدم و جوییدم، جز یک عدد مرغ یک پا چیزی ندیدم، به ناچار بسنده کردم به هم کلامی با نقطه، همدیسونی قدیمی و شفیق خویش و عطای دیدار مرغ دوپا را در دیسون به لقایش بخشیدم ، الحق که چه زیبا گفتید که در مسیر وادی حق ، « نلغزیدن» مهمترین سرمایه هاست.

نقطه

سلام . اما بعد : سلام بر ( سلام ) خوش کلام خواهرا ، اگر می خواستم عامله ی به سفارش ( اتقوا مواضع التهم ) نباشم ، می گفتم حقائقی را در فضائل و کمالات و محسنات بانوان ، این مظلومان تاریخ ، که چشم برخی از آقایان ( تنگ نظر حسود خودبرتربین ) از حدقه بیرون بزند بیرون زدنی همچون چشم قرزلنگ ( جهت اطلاع نقاط تهرانی : قرزلنگ ، در لهجه ی شیرین دزفولی یعنی خرچنگ ) اما نیک می دانم که گفتن همانا و متهم گشتن به ( آنتی مرد ) و ( زن سالار ) و ( فمینیست ) بودن و سائر ( ایست ) ها ، همان . و سلام و صد سلام بر جناب ( بانو غصه ) ، که تایید نمودنشان این جانبه را ، موجب بسی شور و سرور است و تشویق . سپاس خواهرا [گل]

سلام

سلام من بگم؟ من بگم؟ خرچنگ رو می دونم که خر (بزرگ) + چنگ (همون چنگ [نیشخند]) بوده حتا قرزلنگ هم یه همچین چیزیه. لنگ که یعنی پا، فقط باید بگردیم ببینیم قرز چیه. شایدم ترکیبش اینجوری بوده قر +ز (از) + لنگ یعنی موجودی که پاهاشو قر میداده [نیشخند] اما نقطه خانم جان این چیزی که فرمودین رو کاملا باهاش موافقم اگه حرف نزنیم، بعضی مردها از سکوت ما سوء استفاده می کنن و اگه هم حرف بزنیم کلی برچسب بهمون می چسبونن ولی ما کاری به این کارا نداریم سرمون بالاست و افتخاراتمون هم توی روحمون انباشته است بی خیال بقیه! مهم اینه که زن ریحانه بهشتیه [قلب]

نقطه

سلام . اما بعد : خواهرا ( سلام ) ، سلام بر شما که با افادات خود ( که یک از هزار است و مشتی از خروار ) ، خصم ( = جنس مخالف ) را وادار کردید به تحسین . احسنت و آفرین . آری : انت التی شهد الدیسون بفضلک / الفضل ما شهدت به الاعداء ( اعداء : جنس ذکور ) بهتر آن باشد که فضل بانوان / گفته آید در حدیث آقایان خواهرا ، جز ما بانوان ، چه کسی تنور دیسون را گرم نگه می دارد ؟ این جانبه کرارا و مرارا ، با طرح پرسش های مختلف ، چوب در لانه ی این زنبوران کرده ام ، اما دریغ از شنیدن یک ( ویز ویز ) . امیدوارم با طرح این مسئله ی ( خر ) کی ، شاهد حضور آنان باشیم . مراد از ( مباحث خرکی ) ، بحث در مورد الفاظ مرکب با پیشوند ( خر ) می باشد . مثل : خرمهره ، خربزه ، خر پشته ، خرگوش ، خرمگس ، خرخوان ، خرخور ، خرپول ، خرزور ، خر شانس ، و ... خواهرا ، چه نیکو در سخن سفته و حق را این گونه گفته ای : ( سرمون بالاست و افتخاراتمون هم توی روحمون انباشته است )[دست][گل] آری ، ما سرمون بالاست و اعتنائی به حرف ( سر به هوا ) ها نمی کنیم .

بغل دستی دات کام

سلام روزی به رهی مرا گذر بود / خوابیده به ره جناب خر بود / از خر تو نگو که چون گهر بود / چون صاحب دانش و هنر بود / گفتم که جناب در چه حالی؟ / فرمود که وضع باشد عالی / گفتم که بیا خری رها کن / آدم شو و بعد از این صفاکن گفتا که برو مرا رها کن / زخم تن خویش را دوا کن / خر صاحب عقل و هوش باشد / دور از عمل وحوش باشد / نه ظلم به دیگری نمودیم / نه اهل ریا و مکر بودیم / راضی چو به رزق خویش بودیم / از سفرۀ کس نه نان ربودیم / دیدی تو خری کشد خری را؟ / یا آنکه برد ز تن سری را؟ / دیدی تو خری که کم فروشد ؟ / یا بهر فریب خلق کوشد ؟ / دیدی تو خری که رشوه خوار است؟ / یا بر خر دیگری سوار است؟ / دیدی تو خری شکسته پیمان؟ / یا آنکه ز دیگری برد نان؟ / یا آنکه خری ز روی تزویر / خرهای دیگر کشد به زنجیر؟ / تزویر و ریا و مکر و حیله / منسوخ شدست در طویله / دیدم سخنش همه متین است / فرمایش او همه یقین است / گفتم که ز آدمی سری تو / هرچند به دید ما خری تو .

بغل دستی @ کاهو . کام

با عرض سلام راستش با نگاه اول به اشعار ارسالی ( بغل دستی دات کام ) اونارو نپسندیدم . چون بوی اهانت و جسارت به آدما از اون استشمام میشد . ولی وقتی با دقت خوندم متوجه شدم که ای وای ، نه تنها جسارت و اهانت نیست که حقیقت و واقعیت بعضی از آدماست . از تصور این که نکنه منم یکی از اونا باشم به خودم لرزیدم . و شروع کردم به شمارش اون صفات بد : ظلم کردن . ریا نمودن . مکار بودن . نان از سفره دیگری ربودن . سر کسی رو بریدن . کم فروشی . رشوه و ربا خواری . نیرنگ و تزویر و ... خداییش و وجدانا و انصافا ، این صفات بیشتر و بیشتر و بیشتر ، در ما خانم هاست یا در آقایون ؟ البته اعتراف می کنم که خانم ها در صفاتی مثل ( خر سواری ) مهارت و زیرکی خاصی دارند ( و اکثرا در چاردیواری اختیاری خودشون ) نظر شما چیه ؟ موافقید ؟ مخالفید ؟

ََََAzim

سلام.میخواستم بدونم این نظرات چه ربطی به مطلب(سقل) دارند؟