اگر مختار جای مسلم بود

سرنوشت : محمدکوره پز، خمیر جدید خود را قدِ تنیر زد.

========

از زمان کودکی،

چه پای منابر روضه

چه در تولیدات دیداری و شنیداری سینما و تلویزیون

و چه در کتب و نوشته ها،

هرگاه که قصه ی لرزیدن دست مسلم ابن عقیل را در خانه ی هانی ابن عروه (زمانیکه فرصت داشت تا ابن زیاد ملعون را معدوم کند) می شنیدم، این سوال را از خود می پرسیدم :

آیا رعایت اخلاق توسط مسلم (در آن لحظه تاریخی) ارزش رقم خوردن فاجعه کربلا را داشت؟

این روزها که شبکه IFILM هرشب دوقسمت از مختارنامه را پخش می کند، باوجود کارهای برزمین مانده ای که دارم از زاویه ای متفاوت مشغول رصد داستان هستم و این سوال برایم برجسته شده :

اگر مختار به جای مسلم بود چه می کرد؟

اخلاق مداری به خرج می داد؟ یا مصلحت سنجی کرده و ننگ بدنامی میهمان کشی را نزد عرب به تن می خرید و کار ابن زیاد را یکسره می ساخت؟

 

 

پاسخ به این سوال می تواند در بسیاری از تصمیمات زندگی فردی و جمعی ما راهگشا باشد.

ممنون می شوم دوسونِ خوب دیسون قدری عمیق تر به بحث ورود کنند تا شاید به برکت ایام سوگواری اباعبدالله الحسین(ع) از پرداختن به این سوال ره توشه ی عملیاتی برگیریم.

ضمناً : کاری به آن بخش قصه که رقم خوردن فاجعه کربلا موجب احیای اسلام شد و 13 قرن است که شیعه زنده به همین چشمه جوشان است ندارم.

چون مسلم و مختار، علم لدنی امام حسین(ع) را نداشتند تا خروجی داستان کربلا را در سیر تاریخ ببینند.

همانگونه که ما امروز علم لدنی نداریم.

بحث برسر تبیین مرز بین «حفظ اخلاق» و «مصلحت سنجی» است.

بنده خودم به شخصه بسیار محتاجم تا از حلاجی این نکته، چیزی یاد بگیرم.

فکر میکنم سوال دوتا شد :

الف) اگر کسی چون مختار در آن لحظه ی تاریخی به جای مسلم بود چه میکرد؟

ب) اصولا کدام کار درست بود : قتل ابن زیاد به قیمت ننگ بدنامی میهمان کشی؟ یا همان عملکرد مسلم به قیمت رقم خوردن فاجعه کربلا و از دست رفتن فرصت تشکیل حکومت علوی.

/ 84 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختردسفیلی

[هورا]سلام یه خبر خوش.......هوووو.و.و.و.و.و.و.هوهوهو...... قراره بزرگترین پرچم حسینی ایران تودزفول(میدان رودبند)نصب بشه.......دیگه هیچ مشکلی نداریم....[گل] [دلقک]خب خداروشکراین «کاردکُل که دسته نداشت»

حقگوی حقجو

به نام خدا ... و بذل مهجته لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضلالة ... السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین و علی اولادک و اصحابک با سلام . (1) آقای موزون در پاسخ کامنت اخیر ( دختر دسفیلی ) فرموده اید : ( نمی دانم چرا با این خبر به یاد پروژه ی مصیبت بار برج طاووس افتادم ) . اقول : شدیدا با شما موافقم . گمان نمی کنم که ما از این ( طاووس ) جز زشتی پایش چیزی ببینیم (( از این که نسبت ( زشت بودن ) به ( پای طاووس ) دادم ، استغفار می کنم ، و به نظرم ( زشت خواندن پای طاووس ) از سوی بزرگانی همچون سعدی و صائب ، از روی اعتقاد قلبی نیست بلکه از باب ... این سخن بگذار تا وقت دگر ) (2) دختر دسفیلی ، در مورد (کاروان سفینة النجاة ) حرف هایی در دل داریم که نه فرصت بیانش را دارم و نه فعلا جراُتش را ( و ایضا : این سخن بگذار تا وقت دگر ) . راستی چه عجب ؟ ! همش تو ( دیسون ) ؟ همین ایسون ، سری هم بزن به ( ایسون ) [زودباش]

حقگوی حقجو

به نام خدا با سلام [گریه][خنده] نمی دونم بخندم یا بگریم ؟ مسرور باشم یا مغموم ؟ یا اصلا بی خیال باشم؟ شما باشید چه می کنید؟ این خبر رو بخونید :(( محمدعلی دوایی فر افزود: اهتزاز این پرچم ... طی مراسم باشکوهی درمیدان رودبند انجام خواهد شد ... وی تصریح کرد : ارتفاع پایه این پرچم ۶۰ متر می باشد و مساحت پرچم برافراشته بر آن ۲۴۲ متر مربع است که در نوع خود در کشور بی نظیر است )) یا حسین ! یا اباالفضل ! شصت متر ارتفااااااااااااع ؟ ! دویست و چهل و دو متر مساااااااااااااحت ؟ ! تا چند تا حاشیه نزنم بر این ( افتخار بی نظیر ! ) دلم آروم و قرار نمی گیره : (1) باور کنید هنوز به یاد دارم و هرگز فراموش نمی کنم اون چند نفر از رفتگران زحمتکشی که چند ماه حقوق نگرفته بودند و با چشمان شناور در اشک و صدائی بغض آلود ، و ملتمسانه به من می گفتند : شما می تونید صدای ما رو به گوش( اون ها )برسانید ؟ و البته من در آن زمان ( = زمان ماشین صد میلیون تومانی ) گفتم و گفتم و گفتم ، گفتنی ... هان ، ای آن رفتگران زحمتکش ، حالا بیایید و زیر این پرچم سینه بزنید (2) باور کنید این پرچم هنوز ...

غصه

سلام چند ماهی است که در چند نقطه پایتخت پرچم های بزرگ ایران به اهتزاز درآمده است. اوایل خیلی ها به کار شهردار و سایرین ایراد گرفتند و حرفها زده شدولی خداییش آدم در حالیکه مثلا از ترافیک "هولون" کرده باشد و چشمش بیفتدبه پرچم میهنش که در آسمان پرافتخار دراهتزاز است "یکته دلشه گشه!" حالا هرچند من نمیدانم یعنی تقریبا میدانم که این ایده های ناب از کجا آب می خورد ولی دل خوش دارم به اینکه تماشای پرچم حسینی دل مردمی را که 60 روز سال را بی اغراق در عزاداری مولایشان سنگ تمام میگذارند(با همه ایراد هایی که وارد است)،در سیصد روز دیگر سال همچنان مثل استواری این بیرق در عشق به مولایشان استوار نگه دارد. اما خداییش درمورد برج طاووس باید عرض کنم خدا رحمت کند قدیمی ها رو که میفرمودند: " بند گل فاش سرجومه قماش!" به قول برادرمان فتأمل! پایدار باشید

محمدحسن

بنده شخصا جرئت و جسارت جناب حقگو را در عدالتخواهی تحسین می کنم. رفتگرانی که حقوق ماهیانه شان 400 هزارتومان بود شش ماه اول امسال را حقوق نگرفته بودند. آنوقت ...

سعید

سلام با مطلبی با عنوان : ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی ، این ره که تو میروی به ترکستان است! با هشداری به مسئولین شهرم دزفول به روزم منتظر حضور شما دوستان هستم البته منم حق گوی حقجو را دعوت می کنم.چون تمام نظرات ایشان را دنبال کرده ام واگر نبود نظرات ایشان این پست ، ناقص و کال میماند.پس ایشان هم دعوتند و نظرشان خیلی محترم. یاحق

حقگوی حقجو

به نام خدا با سلام (1) با شنیدن و خواندن ( غم و اندوه دل خود ) ، از زبان یا نوشته ی کسی ، حس می کنی که در عالم ( تنهایی خود ) ، خیلی هم تنها نیستی . ( آقای موزون ) ، در انتظار خواندن ( پروژه فرهنگ سوز برج طاووس ... ) تان ( = شان ) هستم (2) جناب ( محمد حسن ) عزیز ، هیچگاه خودم را در خور تحسین ندانسته ، و عامل تحسین شما ( = لطف و نظر پاکتان ) را تحسین می کنم . یک خاطره : چند وقت قبل ( پس از این که در یک مجلسی ، متذکر مطلبی شدم ) شخصی آمد کنارم و آهسته! گفت : ( تذکر شما در آن جمع ، نوعی جهاد بود ) . به او گفتم : (( ببین حال و روزگار ما به کجا رسیده که بر ( انجام کمترین وظیفه ی شرعی و عقلی ) نام جهاد می گذاریم )) . یک شوخی خیلی جدی : ( جایی که میوه نیست چغندر سلطان المرکبات است ) = ( از درد لا علاجی ، به خر میگن خان باجی ) [خجالت] (3) جناب ( سعید ) عزیز ، با کمال میل اجابت دعوت محبتتان کردم . بر سر تمام سفره های دغدغه ی شما نشستم . و از این مهمانی با دستی پر برگشتم . همه ی مطالب خوب بود . ( مطلب اخیر ) و ( سوال بی پرده! ) بیشتر توجه م را جلب کرد [گل][گل][گل]

محمدحسن

جناب حقگو دل ما به قدری از غصه اقدامات نابجا پر است که عنقریب است سرریز کند ... متاسفانه گاهی هم چنان زبان گویا و گوش شنوا کم است که مشاهده هر همدل و همزبانی خود تسلایی است ... قضیه این است که چند مسئله و معضل دیگر همزمان دیده و شنیده بودم و ... خلاصه دلمان از جایی دیگر گرفته بود و همدرد را جایی دیگر یافتیم. چه بگویم ... شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر

حقگوی حقجو

به نام خدا ( بار فراق دوستان ، بس که نشسته بر دلم ... می روم و نمی رود ناقه به زیر ِ محملم ) سعدی ره با سلام خدمت همه ی دوستان محترم و گرامی . حدود دو هفته ، توفیق همکلامی با دوستان را ، به خاطر مسافرت ، نخواهم داشت . البته سعی بلیغ خواهم نمود که در ضمن سفر ، با شما خوبان ارتباط داشته باشم . ( وعده ای ) را که به برخی از دوستان داده ام ، فراموش نکرده و نمی کنم . ( کتب معهود ) ، محفوظ است . التماس دعا [گل]

محمد مجیدی راد

سلام در خصوص اکراه هانی از قتل این زیاد در خانه خود به کتاب " آینه در کربلاست " اثر ارزشمند استاد محمد رضا سنگری مراجعه شود ص 59 پایین صفحه موید باشید