باغ گودول زنده می شود!

+++++++++++++++++++++++اطلاعیه+++++++++++++++++++++++

دوستان و برادران ارجمند

 آقایان حاج حسن و حاج حسین جواد موتاب

بدینوسیله درگذشت جانسوز پدر گرامی تان را از صمیم قلب تسلیت گفته و

برای خاندان محترم جوادموتاب صبر جمیل از درگاه خداوندمنان خواستارم.

خداوند روح آن مرحوم مغفور را قرین و میهمان سالار شهیدان گرداند. 

      (ارادتمند : مهران موزون)

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

مهم ترین ویژگی باغ گودول دزفول آن است که 300 سال سابقه ی اختصاصی در کشت سبزی و صیفی دارد.

باغی که سالهاست سرد و خاموش منتظر دستان گرم و غیرتمند مردم و مسئولین شهر است تا خوان نعمت خویش را مجدداً به رخ سفره های سبزی دوست دزفولیان بکشد.

خاک باغ گودول، آب رودخانه دز و هوای معتدل شمال شهر، از نعناهای معطر و مثال زدنی این باغ زیبا و نجیب تصویری ماندگار و قدیمی در ذهن قاطبه ی دزفولی های 30 سال به بالا ساخته است.

«گاو چاه» نوعی معماری باغی است که در پهنه ی ایران زمین وجود داشته است و کشت های سبکی همچون سبزی و صیفی را در آنها پرورش میدادند.

این معماری عموماً اختصاص به نقاطی از کشور عزیزمان داشته که خبری از آب جاری نبوده و مشروب نمودن باغات صرفا از طریق قنات ها و چاهها امکان پذیر بود.

قنات ها شاهکار اختصاصی معماری ایرانیان در سراسر این کره زمین اند که به دیگر ملل صادر شده است.

چه اینکه واژه کانال (cannel) ریشه در کَنال ابدال شده کَنات (جایی که آن را کنده اند) دارد.

دقت فرمایید که اصل واژگان معماری هدایتِ آبهای زیر زمینی در ایران «کَنات» بوده که مستعرب آن «قنات» و اروپایی شده ی آن کَنال یا چنال شده است.عبارت قنات ها و کانال های تلویزیونی نیز منشعب از همین بحث است.

قنات های ایران جملگی هدایتگر سفره های آب زیر زمینی به مسافت زیاد هستند(گاهی تا 170 کیلومتر).

قنات های دزفول ویژه ترین قنات های ایرانند چرا که شیب زمین در بستر دز و همچنین مرتفع بودن سطح شهر از رودخانه دز موجب شده تا با مهندسی خاص و خیره کننده آب را از فرادست رودخانه به زیر زمین شهر هدایت کنند. لذا قنات های دزفول آب سفره ی زیر زمینی نبوده و آب جاری رودخانه اند.

این قناتها که ما دزفولی های فعلی بدان قنات اطلاق می کنیم، سابقاً «قُمش» نامیده می شدند.

متأسفانه یکی از اشتباهاتی که برخی پژوهشگران متقدم و متأخر دزفولی مرتکب می شوند این است که سابقه ی قمش های دزفول را به 4 قرن پیش و حاکمی بنام اصلان خان نسبت می دهند که این ادعا صرفاً روایتی دست به دست شده و غیرکارشناسی است چرا که عمر قمش های دزفول با عمر خود شهر تفاوت زیادی ندارد زیرا ماهیت نیاز دزفول نشینان قدیم به آب شرب، زندگی بدون قمش ها را در این شهر باستانی صعب و سخت میکرده و هنوز بسیارند شاهدانی که سقاهای دوره گرد دزفول را دیده اند که برای محلات دور از قمش ها و سربطاق های شهر، آب شرب حمل کرده و کوزه کوزه و کاسه کاسه می فروختند.

اصولا اولین دزفول نشینان تاریخ که از جندی شاپور(شاباد فعلی) یا شوش نازنین به کرانه دز مهاحرت یافته اند به احتمال زیاد به اتکاء مهندسی قمش ها دست به این مهاجرت زده اند.

بگذریم..

باغ گودول را میگفتم..

باغ گودول تنها گاوچاه ایران است که آب شرب نعناهای خوش عطرش از رودخانه تأمین میشد و نه آب چاه.

قمشی که از 500 متر بالاتر از پیر رودبند آب رودخانه را به این چاه منتهی می کرد با طراحی و مهندسی فاخر.

تراز سطح آب این چاه مساوی با آب رودخانه در منطقه بندکلک بود. دوستانی که منتظر توضیحات پُست «اینجا کجاست» وبلاگ تنیر هستند بنگرند تصویر کنونی چاهِ باغ گودول را +

 

(تصویری غم انگیز ار چاه پرشده ی باغ گودول)

 

چند متر آنطرفتر چاه، تونل هایی شیبدار (شبیه ورودی آب انبارهای یزد) وجود داشت که شاید شیبی 40 درجه به درون زمین فرو می رفت. عمق این تونل ها که مُزین به طاقهای آجری بود شاید به 10 تا 12 متر می رسید.

تعداد تونل ها سه یا چهار باب .

ارتفاع سقف تونل ها حدود 2 متر.

دهانه ی تونل ها روی زمین، اما انتهای تونل های همانطور که گفتم قریب به 10 متر و با شیب 40 درجه به درون زمین فرو رفته.

درون هر تونل یک گاونر قوی جثه ماموریت داشت تا با عقب و جلو رفتن در تونل ها به عمق تونل ها و کشیدن و رها کردن ریسمان های متصل به خود، دول (دلو) بزرگ درون چاه را بالا و پایین کرده و هر بار حدود 300 لیتر آب را به حوضچه های بغل چاه تخلیه نمایند.

و اینگونه بود که حدود 1 تا 2 هکتار زمین های سبزی کاری باغ گودول با آب زلال و تمیز رود دز مشروب شده و بهترین سبزی خوردنی شمال خوزستان را تولید کنند.

طعم و عطر سبزی های باغ گودول برای آنانکه تجربه اش کرده اند نمونه ندارد.

دهه چهل خورشیدی (سالها قبل از انقلاب) با خرید یکدستگاه پمپ آب از خرمشهر (سند خرید این پمپ نزد خانواده ی محترم مهندس چرخابی موجود است) و نصب آن و کشیدن لوله ای حدوداً چهار اینچ از بندکلک تا حوضچه های باغ، چاه باغ گودول عملا متروکه شده و گاوها را نیز از باغ خارج کردند و پس از آن بود که تونل های تاریک و خنک مبدل به محل انبار و فروش سبزی ها شدند.

باغبانان و گردانندگان باغ گودول طی حدود 300 سال ، نسل به نسل این حرفه را حفظ و حراست کردند که اکنون آخرینِ آنان پیرمردی هشتاد و چندساله(حاج سلطانعلی ملائکه زاده) بوده که بیش از نیم قرن گذشته را در این باغ اشتغال به کشت و فروش بقولات داشته است.

چندسالی است که به دلایلی که (بر بنده نامعلوم است) سهم آب باغ گودول از رودخانه دز قطع شده و روی تونل ها را نیز با خاک پوشانده و این معماری سیصدساله را زنده زنده دفن کرده اند.

اتاقکی که کنار حوضچه های باغ قرار دارد مکانی است برای آنان که بین خود و باغ گودول عهد و پیمان خرید سبزی و سبزی خوری دارند و حاج سلطانعلی نیز به عنوان آخرین درخت پیر این باغ، برای زنده نگهداشتن شمع یاد مشتریان سنتی، اقدام به آوردن سبزی مورد نیاز از منطقه ی سنجر می کند.

این بود توضیحاتی مختصر درباره چیستایی باغ گودول و وضعیت کلی آن.

اما بعد..

زمین باغ گودول به سه تکه ی کلی تقسیم میشود.

که خیابان آیت الله قاضی(رحمت الله علیه) و کوچه ای روبروی بندکلک، مُقَسم این سه تکه هستند.

اخیراً شهرداری دزفول برای سهولت در رفت و آمد وسائط نقلیه شهری تشخیص داد که در منتهی الیه خیابان قاضی که بین دوتکه ی شمالی و وسطی باغ گودول است یک فلکه ایجاد کند که به تازگی تمام و افتتاح هم شده.

هرچند ایجاد این فلکه از منظر استاندارهای میراث فرهنگی می بایست بررسی دقیق میشد(شاید هم شده باشد) اما اتفاق مبارک و میمونی که در روزهای اخیر افتاده اینکه شورای محترم نامگذاری شهر دزفول در اقدامی فرهنگی و قابل تقدیر نام این فلکه را که چسبیده به باغ گودول است «فلکه ی باغ گودول» نهاده است.

اقدامی که می تواند نقطه ی عطف و شروعی برای حفظ و احیای این میراث فرهنگی زیبا و تاریخی محسوب شود.

متاسفانه شنیده ها حاکی از آن است که حواشی مربوط به مالکیت باغ گودول یکی از دلایل اصلی متروکه شدن و تعطیلی این بنای تاریخی است که جای آن دارد تا مسئولین محترم دزفول (از فرماندار و امامت جمعه گرفته تا شهردار و شورای شهر و میراث و فرهنگی و دفتر یونسکو و ..) آستین همت بالا بزنند و بهای حقیقی و بروز زمین باغ گودول را به مالکان قانونی آن (هرکسی که هستند) پرداخت نمایند.

آینده را تصور کنید که میهمانان و گردشگران از جاده ی ساحلی عبور می کنند و با رسیدن به فلکه باغ گودول و دیدن تندیس یک گاو در وسط فلکه که در حال کشیدن آب از چاه است کنجکاو شده و با گرفتن بلیط ورودی به باغی سبزی کاری شده وارد شود که تکنولوژی 300 سال قبل را در آن مشاهده نمایند.

 

کاری که در یکی از روستاهای اصفهان انجام شده و مردم آن روستا برای جذب گردشگر اقدام به طراحی و ایجاد یک گاوچاه نمادین کرده اند.

 

نام زیبای باغ گودول بر این فلکه ی تازه احداث شده می تواند نقطه ی امیدی از سوی مسئولین محترم شهر در احیاء ثروت های فرهنگی و درآمد زای دزفول باشند.

سال گذشته با پروفسور آخوندعلی (رئیس محترم دانشگاه جندی شاپور) در این خصوص صحبت می کردم که ایشان اعلام آمادگی کامل کردند تا در مقام یک متخصص علوم رودخانه و کسی که خودش به عنوان یکی از دزفولیهای نوجوان و جوان سابق، شاهد روزگار برقراری باغ گودول بوده و تسلط کامل برای طراحی و باز احیای این معماری فاخر دارد، اقدام به طراحی تام و تمام این بنا داشته باشند.

با حاج سلطانعلی ملائکه زاده نیز مشورت کردم که ایشان نیز فرمودند تا من هستم و نفسی می کشم می توانم و می دانم که چه نژاد گاوی و از کجا باید برای این امر بیاوریم. می دانم که دلوهای به آن بزرگی را از کجا و چگونه باید تهیه کنیم و همچنین باقی تجهیزات متصل به گاوها را.

 

نکته : متاسفانه مسیر قمش باغ گودول در اثر ساخت و ساز های محله رودبند تا باغ گودول رو به تخریب گذاشته است لکن این امر نافی تجدید بنای باغ گودول نیست.

وقتی در آسیابهای شوشتر و دزفول تلاش می شود تا به هر نحو گندمی را پیش چشم مردم امروزی آرد کنند چرا ما نباید آب را مجدداً با نصب پمپ در منطقه بند کلک به چاه باغ گودول منتقل کنیم تا بتوانیم سیستم گاوها و سبزی کاری سه قرن پیش را به عنوان یک تابلوی میراث فرهنگی یگانه در کشور تبدیل کنیم؟

نامگذاری فلکه باغ گودول به نام نامی این باغ کهن، گلِ امید را در دل خیلی ها جوانه خواهد زد که انشاالله با تأدیه حقوق مادی مالکان محترم باغ، از قتل این پیکره زیبای نیمه جان صرفنظر کنیم.

سخن پایانی

شنیده شد اقلیتی محترم و عزیز در شورای نامگذاری شهر، دغدغه ی زیبا نبودن واژه ی «گودول» را برای فلکه ی باغ گودول دارند و اَدله ی این محترمان نیز این بوده که ساختار این واژه خوشنوا نیست و چه بسا شباهت هایی به واژگان خاص!! دیگری داشته باشد.

ضمن تشکر از این حضرات عزیز که حتماً جنس دغدغه شان نیکو و مثبت بوده و هست اجازه می خواهم برای آنکه از تصویب نام زیبای فلکه باغ گودول مغبون نباشند نکاتی را عرض کنم :

1) گودول = گاو+دول . دول همان دَلو است.

2) احتمالا شما عزیزان نگران برداشت های نادرست گردشگران آینده و قضاوتشان در خصوص این واژه هستید. نگران نباشید چون اولاً سند معنا و مفهوم واژه ی «گودول» خود باغ گودول در جنب فلکه است که انشالله ساخته و احیا خواهد شد و نه تنها بازدید کننده حس بدی نسبت به این نام ندارد بلکه پس از ورود به باغ و درک توضیحات میدانی به اطلاعاتی فولکلور و مفید نیز دست خواهد یافت.

اگر بخواهیم اینگونه بیاندیشیم پس شیرازی ها باید از سفر دزفولی ها به شیراز شرمنده باشند که آبشار زیبا و مارگونه ی (شبیه مار) خود را با افتخار تمام «مار..» صدا میزنند + و حتی کارخانه آب معدنی آن نیز در سراسر کشور عطش ایرانیان را فرو می نشاند و نگران ورشکستگی این کارخانه هم بابت اینکه آب معدنی مار.. در دزفول به فروش نمی رود نیستند.  +

و یا روستاهای سه گانه ای که در حوالی هرسین کرمانشاه وجود دارد بنام های پشکله ی سفلی و پشکله وسطی و پشکله علیا.

و یا روستاهای گنداب علیا و گنداب سفلی در استان کرمانشاه.

گاهی در رعایت زیباسازی اسامی، خودمان چنان بر خودمان سخت میگریم که کارمان به پاک کردن صورت مسئله می کشد.

گاهی حساسیت هایمان با یک فتحه و ضمه و کسره حل می شود مانند عسل گون (GAVAN) در سراسر کشور که در دزفول اصرار دارند تا روی گافِ گون، فتحه بگذارند تا چیز دیگری خوانده نشود.

چرا؟

آیا ایرانیان غیر دزفولی در جاده های آذربایجان و لرستان با عبارت عسل گون آشنا نیستند و نمیخوانند GAVAN ؟

پس اصرار بر گذاشتن اعراب های گَوَن در دزفول برای چیست و کیست؟

با خودمان مشکل داریم؟

اگر اینگونه است پس نگران باغ گودول هم نباشید عزیزان، چون مهم خودمانیم و خودمان می دانیم که گودول یعنی گاو+دول.

لکن به نام زیبا و اصیل گودول افتخار کنید و بنازید چون نامی ترکیبی و مختصر و موجز شده است.

بنده از تک تک اعضای شورای نامگذاری شهرستان دزفول تشکر می کنم و التماس دعا دارم تا به این روند افتخار آمیز ادامه داده و محلات و مکانهای دیگری را نیز همچون پل اِجُری و سایباد بنگشتیون و ... زنده کنید(که کرده اید)

خود «سایباد» را نیز به جای صحیح خویش برگردانده و جایگزین واژه ی نامأنوس و بی معنی سعبات و سعباد و ساباط نمایید.

به چند تصویر ماهواره ای از محوطه ی باغ گودول و توضیحات مربوطه توجه فرمایید :

عکس 1

نقطه 1 ) قطعه شمالی باغ گودول .

نقطه 2 ) قطعه اصلی و وسطی گودول که تونل ها در آن ساخته شده اند

نقطه3 ) قطعه جنوبی که اکنون مصالح ساختمانی در آن پیاده کرده اند(خدا رحم کند)

نقطعه 4) محل تقریبی فلکه ی باغ گودول که بتازگی ایجاد وافتتاح شده است.

نقطه 5 )  رودبند

نقطه 6) محل بند کلک مرحوم سید حسین کلکچی و محل سابق لوله پمپ باغ گودول

نقطه 7) حسینیه ثارالله

نقطه 8) ساحل باستانی رعنا

 

عکس 2

نقطه 1)  چاه باغ گودول

نقطه 2 ) حوضچه های ذخیره آب

نقطه 3 ) محل و مسیر تونل های زیر زمین

 

عکس 3

 

 عکس 4

نقطه 1)  محل دقیق تر دهانه ی ورودی قمش باغ گودول (به روایت حاج امیر ابراهیمیان) کمی بالاتر از عبادتگاه مرحوم آسیدصدرالدین

نقطه 2) چاه باغ گودول

نقطه 3)  پل سوم

نقطه 4 ) رودبند

 نکته : خط زردرنگ مسیر قمش تا چاه باغ گودول را نشان میدهد که لزوما دقیق نیست.

والسلام علی من اتبع الهدی

/ 41 نظر / 143 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چرخابی

با سلام مجدد مهندس : وتهیه سبزی علمای شهر به ویژه خاندان سبط شیخ انصاری از جمله مرحوم آ شیخ منصور (ره) وآ شیخ علی آغا (ره) که مرحوم ابوی شخصا ترتول برایشان میبرد. حوضچه های آب و بزرگ شدن ماهی هایی که با پمپاژ به داخل حوضچه ها آمده وپس از فربه شدن به طور طبیعی در آب حوض ها بین کارگران باغ تقسیم میشد... برکت محصولات وکیفیت آنها از جمله سبزی جات وصیفی جات مثل لوبیا سبز وبامیه و خیار چمبر و... خوردنی بود ... یادش بخیر . ما را بردی به تشگل (ته شگل) باغ که با صدای قره بقون به دندون (یه اله قدیمیه) شام را در کنار بوی نعنا وریحون وپرپین با بابا احمد میل میکردیم. یادش بخیر . نامگذاری این میدان به نام باغ گودل کار قشنگ وزیبایی است وجای تقدیر . راستی شنیده ایم که در گویش محلی ضرب المثلی داریم که اذعان دارد : سرمونه به برن پر لامونه کنن نخود کشمش!! معنیرش ار تری سیمون گو وش. ممنون مهندس. مستدام باشید.

مهدی عنایت مهر

سلام منم دزفولم شما یک موتور دارین بابام شما را می شناسه شما هم بابامو میشناسید یک روز توی پارک با بابام حرف می زدید من بازی می کردم حا لا اگر منو شنا ختید لطفا لینک کنید خدا نگهدار

محمد مجیدی راد

سلام امیدوارم که این اتفاق مبارک تثبیت و ترویج شود ضمنا نکته مهم اینست که با توجه به اینکه در اغلب تلاشها برای احیاء مسائل کهن و باستانی؛ داشتن و یا نداشتن توجیه اقتصادی خیلی تعیین کننده است؛ باعث خوشحالی است که احیاء باغ گودول بخودی خود به صرفه بوده و مزایای اقتصادی دارد. حالا بحث شبیه سازی نحوه آبیاری سنتی در آن و امکان جذب علاقمندان هم بماند. در خصوص تعبیه مجسمه ای با موضوعیت "گاو دلو " هم بسیار بجاست چون راه را بر حرف و حدیثها می بندد. از منظر دیگری هم این نام گذاری مناسب است چون مردم هر نامی هم که می گذاشتند به آن میدان می گفتند میدان دووه یا میدان باغ گودول و ..... پس چه بهتر که اسم اصلی آن با اسم عرفی آن سنخیت داشته باشد سلام برسونید یا علی

رهسپارقدیمی

سلام 1- حاج علی قصری ( دایی مادرم) تنها تعمیر کار پمپ آب باغ گودول بود که الان بخاطر کهولت سن مثل باغ کم رونق شده است ! 2- دزفولی های عزیز می توانند به محل حفاری برج طاووس رفته و در دیواره شمالی آن اثر یکی از همین قنات ها را مشاهده کنند .

حسین

سلام گَ گَ. اینو دیدی؟[ناراحت] http://www.rajanews.com/detail.asp?id=165964 خدا رحم کنه.

لاله

خیلی زیبا نوشتید و در اخر از توضیحاتی که درباره اسمش دادید کلی خندیدم

هم سایه

سلام چقدر خوشحال شدم از چنین نامگذاری ممنون که باز بر دانش ما افزودید داشتم با شنیدن کلمه قمش ، به وجه تسمیه فامیل هایی با این ریشه پی می بردم سپاس

حمید نجفی

با سلام و عرض خسته نباشید به حضور شما بزرگواران و زحمت کشان این وبلاگ بخصوص برادر عزیز و هم مسجدی ام مهندس مهران موزون ارزوی سلامتی و تندرستی و موفقیت را از خداوند منان خواستارم باتشکر .

ستاره

دوست عزیز ممنون به خاطر اطلاعات مفیدی که درباره باغ گودول نوشتید. من هم یه دزفولی هستم ولی از تاریخچه باغ گودول هیچ چیز نمیدونستم. هنوز طعم دلچسب سبزی های باغ گودول رو زیر زبونم حس میکنم. همیشه دلم میسوزه از اینکه این باغ زیبا دیگه متروکه شده. امیدوارم هر چه زودتر از سبزی های خوشمزه باغ گودول بخوریم. به منظر من هم اسم فلکه کار بسیار زیبایی هست. موفق باشید[گل]

رضا

سلام بر همگی.کسانی که در حال حاضر باغ گودول یا همان زمین های خشک را در تصرف خود درآورده اند اصلا تو نخ این حرفا مثل : باززنده سازی ،هویت ،دزفول ،سبزی خوب وخوش بو،نوستالژی ،نیستندفقط بازور گویی با مردم محل ومالکین محل باغ را تبدیل به جالان گاهی برای خلاف کاران کرده اند.به طوری که مردم محل شبا از یه ساعتی به بعد جرات بیرون اودن ندارن.وفتی هم مالکین اصلی باغ میان که موضوع راحل کنن متصرفین باغ به انها میگن که باید تمام زمین ها را به ما واگذار بکنید وانها هم قبول نمیکنن فقط بحث مالی برای متصرفین مهمه ومردم بی چاره همه جانبه دارن از اطراف این زمین های خشک ضربه های فرهنگی ،اقتصادی و.... میخورن.خدا کمک کنه این مشکل هرچه سریع تر حل بشه .باید داخل گود باشی بقول خودمون دزفولیا .<صدا دوهول ا دیر خوش.